تبليغاتX
[Most Recent Quotes from www.kitco.com] [Most Recent Charts from www.kitco.com] [Most Recent USD from www.kitco.com] جام جهان نما
جام جهان نما
بحران جهانی و تحولات ایران
  بحران جهانی و تحولات ایران

یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸           ۲۱ ژوئن ۲۰۰۹

 این نوشته به بررسی عوامل خارجی و داخلی تحولات سیاسی جاری ایران  در سطح  کنش و واکنش های  مقطعی  داخلی و جهانی  ،  سوای مسائل دراز مدتی  که  دامن گیر جامعه جهانی به عنوان کل و ایران به مثابه جزء شده  ، میپردازد  .

زمینه جهانی

به دنبال رکود اقتصاد جهانی  ، مخالفت نسبتأ گسترده ای نسبت به دولت ها ابتدا در آمریکا و سپس در سایر کشورهای اروپائی و غیره پدیدار شد بطوری که  این رکود نقش اصلی را در پیروزی حزب دموکرات و انتخاب آقای اوباما ایفا کرد .

سقوط اقتصادی آمریکا و اروپا موجب نگرانی شدید مردم و دولتهای کشورهای بزرگ صنعتی شد . شدت این رکود که بعد از جنگ جهانی بیسابقه بوده موجب شد که دولتهای غربی به لحاظ سیاسی بسیار محتاطانه رفتار کنند و بیشتر به ترمیم اقتصاد خود بپردازن تا از رکود بیشتر و پیامدهای سیاسی آن جلوگیری کنند . رفتار نرم آقای اوباما نسبت به امور داخلی و جهانی بازتاب صدمه پذیری این کشور و دوستانش میباشد . این وضعیت موجب امیدواری و جرأت بیشتر کشورهای مخالف آمریکا و غرب شد که در نتیجه انواع ایدئولوژیهای سوسیالیستی و دینی و غیره مجال بیشتری یافتند که اعلام کنند که دنیای سرمایه داری رو به نابودی است و خود را جایگزین بحق آن بدانند .  کره شمالی اخیرأ قراردادی که بعد از چند سال مذاکره چند جانبه و دشوار بدست آمده بود زیر پاگذاشت ، مجددأ آزمایش اتمی انجام داد و کره جنوبی را به جنگ تهدید کرد . طالبان بعد از پنج سال ورود نیرومند ترین ارتشهای جهان و پیمان ناتو و صرف میلیاردها دلار پول نه فقط نابود نشده بلکه بخشهای بزرگتری از افغانستان را به کنترل خود در آورده و پاکستان را هم تهدید میکند . آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران هم بارها در سخنرانی های خود عباراتی به این مضمون اظهار داشت که دنیای غرب در حال فروپاشی است و باید از ما کمک بگیرند و یا اینکه ما بهتر از آنها دنیا را اداره میکنیم .

عوامل داخلی

در رابطه با وضعیت اقتصادی ایران به ویژه در چهار سال اخیر ، درآمد ارزی به واسطه افزایش قیمت نفت چندین برابر شد . ظاهرأ معلوم نیست دقیقأ این پولها چگونه و در کجاها خرج شده و یا چه مبلغی از آن ذخیره شده . با این وجود مطابق گفته مقامات کشور بخشی از این درآمد صرف واردات کالا و ایجاد تأسیسات صنعتی و زیربنائی و همچنین دادن وام و انواع کمک ها به اقشار کم درآمد شهری و روستائی شد . ضمنأ در این سالها تورم به ویژه نوع پر شتاب آن در بخش مسکن نفس اکثریت مردم را گرفت .

به دنبال سقوط قیمت جهانی نفت که همواره موتور اقتصاد ایران بوده در یکسال اخیر قیمت مسکن کاهش نسبتأ شدیدی پیدا کرد و رکود کم سابقه ای بر این بخش حاکم شد . رکود در بخش مسکن اغلب صنایع و حرفه های فعال شهری و به ویژه در تهران را هم به رکود کشاند . این رکود موجب نارضایتی و عصبانیت بخش وسیعی از مردم شهرهای بزرگ بویژه تهران شد .

طی این مدت شهرهای کوچک و مناطق روستائی کماکان به فعالیت خود ادامه دادند و شاید بهبود نسبی هم پیدا کردند . این مطلب ، بعلاوه انواع وامها و کمکها به اقشار محروم و همچنین افزایش حقوق باز نشستگان وغیره که توسط دولت صورت گرفت و کاهش قیمت مسکن که آنرا دولت به اقدامات خود نسبت داد ، به هرحال موجب تسکینی برای اکثریت مردم ومحبوبیت نسبی آقای احمدی نژاد در بین مردم ستمدیده شد .

از این رو وضعیت دوگانه ای در جامعه پیش آمد که از طرفی اقشار متوسط و مرفه و بخصوص سرمایه گذاران بزرگ در بخش مسکن به شدت عصبی شده در صدد چاره ای برآمدند . این نارضایتی ها فشارمتراکم شده ای را ایجاد کرده بود که پی فرصتی برای بیرون زدن میگشت . طبقات محروم نسبتأ امیدوارشده هم در پی آن بودند که بهبود هر چند ناچیز زندگی خود را تثبیت و احتمالأ تقویت کنند . این حالت در سطح عمومی کشور مشاهده میشد وگرنه ممکن است بسیاری از بزرگان و شاید بخشهائی از تجار و بازار سنتی از بر اقدامات دولت آقای احمدی نژاد استفاده های کلان برده باشند .

با درنظر گرفتن این زمینه ، در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری نیز آقای احمدی نژاد در خطاب به مردم وعده هائی در جهت بهبود زندگی طبقات محروم و مبارزه با مفسدان اقتصادی میداد که این هم برای اکثر مردم بطور خود به خود و حداقل به لحاظ احساسی خوشایند و امیدوارکننده بود .

در مقابل سه کاندید دیگر و به ویژه آقای موسوی بر موضوعاتی مانند حیثیت و حقوق شهروندی مردم و بر سیاست خارجی آبرومندانه تأکید و به راه حلهای مشخص در جهت رفع مشکلات مردم محروم کمتر می پرداختند . به همین سبب آقای موسوی در میان روشنفکران ، دانشگاهیان و طبقه متوسط و مرفه علاقه مندان بیشتری پیداکرد .

در صحنه تبلیغات و کارزار انتخاباتی هواداران آقای موسوی بر فضای شهرهای بزرگ و به ویژه تهران برتری چشمگیری داشتند به گونه ای که به هر رهگذری چنین القاء میشد که اکثریت مردم از او هواخواهی میکنند . علاوه براین فضای اینترنت و رسانه های بزرگ خارجی هم کاملأ به سود آقای موسوی بود که در نتیجه انتظارات هم به نفع او شکل گرفت .

در این فضا قضاوت واقع بینانه نسبت به رأی اکثریت مردم که فاقد امکانات اینترنتی و ماهواره ای و غیره میباشند از نظرها و نظر سنجی ها دور ماند .

واکنشها بعد از اعلام رأی

تظاهرات خیابانی به بهانه موجه یا غیر موجه جابجا کردن رأی کاندیداها شروع شد . ولی محتوای انفجار کنونی  فشارهائی است که در بطن جامعه از سی سال قبل و بویژه در چهار سال اخیر متراکم شده بود و بازتاب آنرا میتوان در آشکار شدن رقابت های دیرینه جناح های قدرت هم مشاهده کرد .  ترکیب جمعیتی مخالفان نتیجه انتخابات در خیابانها و حتی خارج از ایران نیز عمدتأ اقشار میانه به بالا هستند و این امر گویای این است  که طبقه متوسط و روشنفکر ودانشگاهی بیش از توده های وسیع مردم آمادگی و مهارت دست زدن به اعتراض یا شورش خیابانی تند و کوتاه مدت را دارند بویژه هنگامی که از حمایت رسانه ها و  مقامات غرب نیز برخوردار باشند  .  به تصور من طبقات محروم شهری و روستائی اساسأ در این مخالفت ها  خود را کنار کشیده اند . شرکت کنندگان در این اعتراض ها فاقد وجوه مشترکی به لحاظ اعتقادات و اهداف خود میباشند بطوری که از انواع چپ گرفته تا راست و آنارشیست و اصلاح طلب حکومتی و غیر حکومتی در آن حضور دارند .

رهبراین اعتراضات ( آقای میر حسین موسوی ) نه یک تشکل یا حزب سیاسی بلکه یک فرد است که مدت ده سال یکی از فعالترین و کلیدی ترین مقام های این نظام را به عهده داشته . و در بیست سال اخیر عضو شورای مصلحت نظام  بوده  و بیشتر وقت خود راگویا صرف فعالیت های هنری نموده  .  مدت بیست سال  عدم اعتراض یا اظهار نظر سیاسی و حالا  ایستادگی ظاهرأ تمام عیار  در مقابل نظامی که در دامانش پرورده شده جای سوال باقی میگذارد .  یا این نظام واقعأ نظام نیست و یا او و دوستانش میخواهند از پوسته این نظام برای پیشبرد محتوائی بهتر یا بدتر از آنچه در قوانینش نوشته شده استفاده کنند .

یک جنبه حقوقی هم در این مخالفت ها بسیار چشمگیر است . شرکت در انتخابات مثل شرکت در یک مسابقه ورزشی یا هرچیزی است که قبلأ سازمان یافته و مقررات و متولیانی دارد و در واقع نوعی قرارداد است . انسانهای معقول ، متعادل و بویژه متعهد اول مقررات آن قرارداد را بررسی و چنانچه برایشان قابل قبول یا قابل تحمل باشد و مصلحت یا منافع خود در آن ببینند تصمیم به مشارکت میگیرند .

بعد از اعلام آرا ، بخشی از رأی دهندگان فریاد میزدند رأی ما را پس بدهید . رهبران این اعتراضات اعلام کردند باید این انتخابات باطل شود چون تقلب صورت گرفته .  به فرض که تقلب شده ، آیا در مقررات این قرارداد  ،  که شرکت در مسابقه انتخابات باشد ،  قید شده بود گروه بازنده چنین حقوقی دارد ؟ پذیرفتن مسئولیت کاری که فرد انجام میدهد و تحمل زیان احتمالی حتی به فرض اینکه نفهمیده و اشتباه کرده به نظر من مهمترین ویژگی شخصیت  و اعتماد بنفس یک انسان یا گروهی از مردم میباشد . اگر این نباشد هیچ چیز دیگر هیچ ارزشی ندارد . در این انتخابات بخشهائی از مردم فرصت را غنیمت شمرده خواستند وارد خانه ای شوند که در ساختنش نقشی نداشتند به امید اینکه بعدأ آنرا به میل خود بازسازی خواهند کرد .  گروهی دیگر هم که در ساختن خانه نقش داشته اند ظاهرأ عزم کرده اند که حتی بدون موافقت ومشارکت سایر سهامداران طرح اولیه منزل را تغییر دهند .

نقش قدرتهای خارجی

بر همه آشکار است که طی حدود دویست سال اخیر دو کشور انگلستان و روسیه در عمل بیشترین خسارت را به سرزمین ایران وارد کردند .  این دو بخشهای وسیعی از این سرزمین را جدا کردند  .  تجاوز و  اشغال گری  ، غارت منابع و کشتار مردم ایران هم از دست آوردهای دیگر آنان بود  . افغانستان و بلوچستان  پاکستان توسط انگلستان و جمهوری آذربایجان ، گرجستان ، داغستان و بسیاری از ایالت های  قفقاز و شمال خراسان  توسط روسیه واتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی  سابق از سرزمین ایران جدا شدند .

با این وجود از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون ایالات متحده آمریکا به عنوان بزرگترین دشمن ایران معرفی شده و تلاش میشود در سایه برجسته کردن نام  آمریکا خاطره دشمنان اصلی ایران از وجدان مردم آن پاک شود  وبه نقش زیان آور کنونی آنها  توجه نشود .  به نظر من آمریکا هنوز مانند اکثر کشورهای جهان نه مستقل به مفهوم متعارف کلمه است و نه هیچگاه سیاست خارجی مستقل  و ملی داشته است و بیشتر دنباله رو سیاست استعمارگر سابقش انگلستان بوده و میباشد  . 

 با توجه با این مختصر سابقه تاریخی به تحولات جاری ایران و نقش قدرتهای بزرگ خارجی و همکاران  یا هوادارن ایرانی آنها میپردازم .

این نوشته ادامه میابد .

رشید دمهری

 

2 نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 5:23 PM  توسط رشید دمهری  | 

همه باهم ، محصول بهاری صده ۲۱
 

همه باهم ، محصول بهاری صده ۲۱

 یکشنبه   ۲۳ فروردین  ۱۳۸۸     ۱۲ آوریل  ۲۰۰

یکشنبه ۶ اردیبهشت   ۱۳۸۸      ۲۶  آوریل  ۲۰۰۹

یکشنبه  ۲۷  اردیبهشت  ۱۳۸۸   ۱۷ می   ۲۰۰۹

  1. قیمت مسکن نوساز آمریکا از 1963   
  2.  شاخص سهام داوجونز از 1960 
  3.  شاخص سهام نزدک از 1970
  4. شاخص سهام نیکی ژاپن از 1970
  5. مقایسه شاخص سهام آمریکا ، ژاپن ، و هند از 1982-1962  
  6. قیمت جهانی طلا از 1970
  7. قیمت جهانی طلا و شاخص داوجونز  از 1981
  8. قیمت جهانی نقره از 1960
  9. قیمت جهانی نفت از 1971
  10. شاخص ترکیبی از مهمترین مواد اولیه معدنی و کشاورزی
  11. شاخص برابری دلار آمریکا به ارزهای عمده از 1972 

 همواره یکی از اصول یا استراتژی های سرمایه گذاران و مدیران شرکتهای سرمایه گذاری تشکبل پرتفولیو   portfolio   یا همان گذاشتن تخم مرغها در چند سبد بوده است . این روش را برای کم کردن ریسک اتخاذ میکنند .

اگر به نمودارهای فوق توجه شود و دو دوره حدود ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ و سپس ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ در نظر گرفته شود ، میتوان مشاهده کرد که چنین استراتژی میتوانست مفید باشد .  نفت ، طلا ، نقره و اکثر مواد اولیه معدنی و کشاورزی    CRB  از ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ به شدت افزایش یافتند و حال آنکه میانگین شاخص های سهام آمریکا به لحاظ اسمی کمی کاهش و به لحاظ قیمت واقعی به واسطه افزایش قیمت طلا و کاهش ارزش دلار آمریکا کاهش زیادی هم یافتند .  و در همین مدت به عکس سهام های آمریکا و اروپا سهام های اغلب کشور های آسیائی به ویژه ژاپن و هند افزایش قابل توجهی یافتند .

از ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ قیمتها به گونه ای بسیار متفاوت تحول یافتند . در تمام این بیست سال روند اصلی قیمت طلا و نقره و اغلب کمادیتی ها رو به پائین بود و حال آنکه شاخص های سهام آمریکا و اروپا قوی ترین و بهترین دوره تاریخ خود را به نمایش گذاشتند . در این دوره نیز حرکت قیمت سهام در مناطق مختلف جهان  جهت یکسانی  را نپیمودند . از ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ سهام های آمریکا واروپا افزایش بیسابقه ای پیداکردند و حال آنکه شاخص سهام نیکی ژاپن با ویرانی خردکننده ای روبرو شد و از اوج  ۳۹۰۰۰   به کف   ۸۰۰۰  سقوط کرد .

پدیده نوظهور : همه باهم

  یکشنبه ۶ اردیبهشت   ۱۳۸۸      ۲۶  آوریل  ۲۰۰۹ 

با پدیدار شدن صده ۲۱ میلادی حرکتی شگفت انگیز و  شاید بیسابقه  در رفتار قیمتها مشاهده شد . افزایش قیمتهای همه دارائی های عمده در همه جای دنیا  با پیشقدمی نفت  از حدود ابتدای  ۱۹۹۹  آغاز شد  و سپس  طلا و نقره و سایر مواد اولیه  معدنی  و کشاورزی هم به آن پیوستند و سرانجام با ورود  شاخص های سهام همه   کشورها  و مسکن هم که یار همیشگی بود  گروه تکمیل شد و افزایش قیمتها  ابتدا  دامنه و سپس شتاب گرفته و سرانجام  سقف  های سابق را شکافتند  و همه فریاد  برآوردند که  دورانی نوین  آغاز شده  . 

این روند جهانی ادامه داشت تا اینکه در ابتدا  بزرگترین دارائی که مسکن باشد در آمریکا و از حدود ابتدای  ۲۰۰۷   شروع کرد به سرازیر شدن .  هرچند که این حرکت بسیار معنا دار و هشداردهنده بود ولی بورس های جهان آنرا جدی نگرفتند .  شاخصهای سهام  ، نفت ، طلا و سایر رفقا به راه خود که افزایش بیشتر و بیشتر باشد ادامه دادند .  با این همه دیری نپائید که آنها هم متوجه وخیم بودن اوضاع شدند و یکی بعد از دیگری همان راه ملک را در پیش گرفتند و در این جهت هم وقتی همه به هم پیوستند حرکت رو به پائین شتاب یافت  و  وحشت همه را فرا گرفت   .   این روند کاهشی که از سال ۲۰۰۷ شروع شد  در بیشتر موارد حدود سه ماه پیش  به کف مرحله ای خود رسید  و تا به امروز بخشی از زیان خود را پس گرفتند .

 ولی این برگشت یا اصلاح قیمت  به تصور من نه یک   new bull market   بلکه مرحله ای است که   bear market rally   یا   a counter-trend bounce    نامیده میشود .  افزایش  کند چند ماه اخیر نوعی آمادگی برای سقوط بیشتر را نشان میدهد تا سرانجام  کف تازه ای پیدا شود و  بتوان گفت مرحله اول تکمیل شده و انتظار بهبود احتمالأ بزرگتر قیمتها را  داشت .

  محرک عمومی  ، واکنش خصوصی

یکشنبه  ۲۷  اردیبهشت  ۱۳۸۸   ۱۷ می  ۲۰۰۹

یک مقایسه  :  آلودگی هوای تهران تأثیرعمومی بر سلامت مردم دارد ولی اولأ این آلودگی در همه مناطق یکسان نیست و دومأ اثر پذیری  یا مقاوت افراد بسیار متفاوت است . نتیجه میگیرم که همه ولی به درجات متفاوت دچار مشکل میشوند .

با دانلود    Java Runtime Environment    از این سایت    دانلود جاوا    میتوان به نموداری ترکیبی  ،  که میتواند تا ده مورد انتخابی از ده سال پیش تا به امروز باشد ،  در این جا   http://stockcharts.com/charts/performance/perf.html?$DJW,$CRB,$DJUSRE,$WTIC  دسترسی یافت .  

 من چهار مورد را که بزرگترین و اساسی ترین  شاخص ها میباشند را انتخاب کردم : 

 شاخص    DJW$  که تشکیل شده از قیمت هزاران شرکت مهم در حدود ۵۰ کشور و از این رو بیانگر وضعیت عمومی   قیمتهای سهام و اقتصاد جهانی میباشد .  

شاخص  CRB$    ترکیبی از   ۱۹ مورد قیمت جهانی اصلی ترین مواد اولیه معدنی و کشاورزی مانند نفت  ،  طلا  ، حبوبات ، گوشت و غیره است .

شاخص DJUDRE$   قیمت بیش از ۹۰ درصد بازار ساختمان  شامل مسکونی  ،  اداری  ، و خدماتی آمریکا که خود بزرگترین بازار مسکن جهان میباشد ، را به نمایش میگذارد .

شاخص   WTIC$  قیمت جهانی نفت که مهمترین نقش را در اقتصاد  دنیا ایفا میکند .

این نمودار  به روشنی این نوشته و نوشته های پیشین این وبلاگ را ترسیم میکند .

 

قیمت مسکن (  با رنگ سبز ) از اوائل ۲۰۰۷ شروع به سقوط کرد و بازار سهام  ( به رنگ قرمز )  کماکان به افزایش خود ادامه داد تا اینکه در اواخر ۲۰۰۷  که شروع کرد به برگشت .  با این وجود بازار مواد اولیه یا کمادیتی ها به ویژه نفت  بی اعتنا به آن دو با شتاب هرچه تمامتر افزایش مییافت . و در آن زمان بود که برخی مقامات مانند آقای هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا و آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران و شاید  به توصیه مشاورین اقتصادی عالی مقام  اعلام کردند که قیمت نفت باید به بالاتر از ۱۴۷ دلار و مثلأ ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار  برسد . البته بسیاری از کارشناسان نفتی پر آوازه  دنیا هم دربیان چنین پیشبینی هائی سنگ تمام گذاشته  بودند .  توجیه آنان هم تورمی بود  با تعریفی از خود ساخته و یا عرضه و تقاضائی مجهول .   رسانه های عمومی جهانی هم طبق معمول  خبر ها یا شایعات مربوطه  را با حرارت هرچه بیشتر بازتاب میدادند  .  آنچه قیمتها را بالا میبرد  نه پول حقیقی و نه افزایش آنچنانی  تقاضای مصرفی بلکه چیزی بود به نام   credit   ،  یعنی وعده سر خرمن  یا بهتر است بگویم پول شبیه سازی شده . این کردیت یا به ظاهر وام چون وعده حقیقت نما  بود همه  قیمتها را متناسب استعداد خود  بالا برد و هنگامی که توخالی بودنش آشکار همه را  در تناسب  وبه تلافی افزایش قبلی خود فرو ریخت . آنانکه  مثل نفت و نقره و شاخص سهام شانگهای چین  ssec  که تند تر و بیشتر از همه بردند بدتر و بیشتر از همه هم خوردند  و آنهائی مثل طلا و شاخصهای سهام آمریکا که به نسبت ملایم تر روند صعود را طی کرده بودند برگشت متناسبی را هم تا به حال از سر گذرانده اند .

 البته این  credit  یا وام دادن پولی که وجود ندارد یا به اندازه ای که ادعا میشود موجود نیست از اول تا آخر صده بیستم میلادی وجود داشته ولی همگانی و خیلی زیاد نبوده .  مثلأ در ژاپن به نسبت بقیه دنیا در دهه  ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ انبساط اعتبار سرسام آور شد .  در نتیجه  قیمت شاخص سهام  nikkei  ژاپن در سال ۱۹۹۰ به حدود چهل هزار رسید و با انقباض جبری آن شاخص نیکی تا شش هزار سقوط کرد .  ولی از ابتدای قرن جدید  در همه کشورها و  همه مناطق جهان  باد اعتبار و آنهم از نوع به شدت خالی آن به بازارها پمپ شد و در  نتیجه پدیده  صعود و سقوط همه با هم  پدیدار شد  .

  جالب تر این است که در حالی که قیمت مسکن در آمریکا  و شاخصهای سهام عمده و حتی قیمت نفت هم  شروع کرده بود به سقوط ، در ایران هنوز  برای خرید ملک سرو دست میشکستند و قیمت مسکن به ویژه در تهران همچنان رو به صعود بود .  

اصلأ بازار مسکن ایران نیازی به پیشبینی و بحث احتمالات نداشت ، سقوط قیمت مسکن آمریکا و به ویژه نفت ناقوسها را به صدا در آورده بود .  وقتی شیر آب بسته میشود مدتی طول میکشد تا آب  از خروجی شیلنگ  قطع شود .  این حکایت کنونی رابطه بازار ایران وجهان است .

به هر صورت  رکود جهانی  موجود به پایان نرسیده و ضرورتأ  جهان باید در انتظار عواقب  سیاسی و نظامی آن  که حتی هنوز  به طور جدی شروع نشده  ،  باشد .  مکانیزم  دم و باز دم در همه جا و همه چیز وجود دارد . اگر به قوانین طبیعی آفریدگار  ، و نه احکام و قوانین من در آوردی انسانها ،   باور داشته و به آن عمل شود سختی هست ولی  یأس و  درماندگی جائی نخواهد داشت  .   با نیایش حافظ  این نوشته پایان میابد  :

جهان وهرچه درو هست  سهل و مختصرست             زاهل معرفت این مختصر دریغ مدار

رشید دمهری

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 3:18 PM  توسط رشید دمهری  | 

چکناواریان : نوروز بهترین عید دنیاست!
چکناواریان : نوروز بهترین عید دنیاست!

یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۸۸   ۲۲ مارس  ۲۰۰۹

لوریس چکناواریان موسیقیدان و آهنگساز ارمنی کشورمان عید نوروز را بهترین عید دنیا می داند . او در گفت و گویی با سایت خانه هنرمندان ایران درباره عید نوروز گفته است :     http://tbn0.google.com/images?q=tbn:Sb704rV2CS4ABM:http://www.dourbin.net/media/image/2007/01/7340_orig.jpg 

( تمام كشورهای مختلف را كه با موسيقی سر و كار داشته‌اند، گشته‌ام و تمام عيدها را تجربه كرده‌ام . در مورد جشن سال نو در كشورهای مسلمان، مسيحی یا ارمنی مشاهداتی داشته ام و به اين نتيجه رسيديم كه بهترين عيد دنيا، عيد نوروز است چون همه چيز را در بر می‌گيرد بنابراین تمام اميدها را با نوروز شروع می‌كنم . مسيحيان سال نو را با ژانويه برگزار می‌كنند . عيد ژانويه یک عید مذهبی است و بسیار مهم است ولی اين نوروز ما است که واقعا مفهوم نو شدن دارد چون همه چيز تازه می‌شود . فكر می‌كنم نوروز عيدی جهانی ست بعدها همه به اين نتيجه‌ خواهند رسيد . اميدوارم كه روزی دنيا عيد نوروز را برگزار كند . من تبريك می‌گويم به ملت عزيز كه اين عيد نوروز باستانی را تا امروز زنده نگاه داشته‌اند . )

این مصاحبه  را بسیار ارزشمند یافتم .  و این هم بیان فردوسی :

سر سال نو  هرمز فروردین            برآسود  از  رنج  روی    زمین

بزرگان به شادی بیاراستند          می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار        بمانده  از  آن خسروان   یادگار

رشید دمهری

2 نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 9:12 PM  توسط رشید دمهری  | 

نمودارهای واقعیت نه توهم
نمودارهای واقعیت  نه توهم

یکشنبه ۱۳  بهمن  ۱۳۸۷    ۱ فوریه   ۲۰۰۹ 

یکشنبه ۲۶ بهمن  ۱۳۸۷     ۱۴ فوریه   ۲۰۰۹

  

 

 شرح اینکه چه شد که چنین شد کم یا بیش در نوشته های قبلی این وبلاگ موجود میباشد . در حال حاضر مروری میکنم بر  چگونگی فرو ریختن آنچه تصور میشد سرمایه و یا ثروت است تا به امروز .

دلارهای اعتباری   credit  یا پولهای وعده ای  electronic money  که با کلیک روی دگمه کامپیوتر ساخته میشوند این قدرت را دارند که چنان قیمت ها را افزایش دهند که گویا آخر ندارد  . در این هنگامه مردم با سراسیمگی هر چیزی را به هرقیمتی میخرند که مبادا از قافله عقب بمانند . هنگامی که این روند تکمیل شد حرکت برگشت از جائی سر باز میکند و بازی برگشت و فرار از پناه گاهی به پناه گاه دیگر  آغاز میشود .

 از سال ۲۰۰۶  ابتدا ملک در آمریکا و به تدریج در سایر کشورها  شروع به برگشت کردند .

 سپس بخشی از آنان که از دام مسکن گریخته بودند به سهام پناه آوردند و شاخصهای  سهام افزایش بیشتری یافتند تا اینکه در اواخر سال ۲۰۰۷ قیمت سهام نیز سرا زیر شد . و از آنجا که موتور وام دهی و وامگیری از کا رنیفتاده بود  ، این پولها به سمت کمادیتی ها که همان مواد اولیه معدنی و غذائی مانند نفت ، طلا ، نقره و برنج و گندم و از این رين قبیل باشد هجوم آوردند .  اینها هم که به حداکثر ظرفیت خود رسیدند فرار را برقرار ترجیح دادند . در این میان نفت که تندتر از همه بالا رفته بود و برخی کشورهای نفت خیز هم  وعده نفت ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلاری را به خودشان میدادند  ، فرق واقعیت و پندار  را با بیرحمی  مثال زدنی به همه آموزش داد .

 این بار پولهای  جان به در برده سرگردان  به عنوان آخرین پناهگاه  به اوراق قرضه و به ویژه اوراق قرضه دولت آمریکا روی آوردند  به طوری که نرخ بهره اوراق سه ماهه به صفر رسید . و به واسطه اینکه قیمت به عکس بهره حرکت میکند قیمت اوراق قرضه یا  bond  تا جائی بالا رفت که در تاریخ سابقه نداشته .  نمودار اوراق ۱۰ ساله را معکوس کنید تا متوجه شدت افزایش قیمت آن شوید .  خرید اوراق قرضه یعنی قرض دادن پول به دولت .حالا تصور کنید قرض دادن به دولتی که درآمدش کفاف مخارجش را نمیکند و بدهی های قبلی نجومی هم دارد  چه مخاطراتی میتواند داشته باشد . به هر صورت اوراق قرضه هم وفا نکرد و از حدود یک ماه پیش قیمت آن شروع کرد به پائین آمدن . طی یک سال گذشته که ملک و شاخصهای سهام و نفت و سایر کمادیتی هاسقوط کردند پولها در همه جای دنیا و بخصوص در آمریکا رفتند سراغ اوراق ولی در دو ماه اخیر صاحبان پول عطای این بازار را هم به لقایش بخشیدند  . به این ترتیب سر انجام اوراق هم همان مسیر دیگران را در پیش گرفت .  

و در حال حاضر کار به جائی کشیده که یک پروفوسور اقتصاد به نام  Nouriel Roubini طی مصاحبه با  شبکه اقتصادی بلومبرگ  در  ۲۷  ژانویه  ۲۰۰۹ میگوید :

'There is nowhere to hide,' Nouriel Roubini, an economics professor at NYU's Stern School of Business who predicted the financial crisis, said from Zurich in an interview with Bloomberg Television. 'We have for the first time in decades a global synchronized recession. Markets have become perfectly correlated and economies are also becoming perfectly correlated. This is not your kind of traditional minor recession 

   با این وجود در این دو ماه اخیر  هنوز یک جای امیدی باقی ماند و آن طلا بود که قدرت خود را کما بیش حفظ کرد که چند و چون خود را دارد .

یک امر بسیار جالب که مدتها است توجهم را جلب کرده این است که در اکثریت سنگین خبر ها و گزارشها و تحلیلهای انواع کارشناسان از وجود یا خطر تورم آنهم با آب وتاب بسیار  به چشم میخورد . حتی در یکسال اخیر که همه قیمتها در تقریبأ همه کشورهای دنیا سقوط سنگینی کرده اند بازهم همه جا بیشتر صحبت از تورم است .  برای اینکه مستند حرف زده باشم رفتم سراغ موتور گوگل .  کلمه inflation  در حالت  anytime  را جستحو کردم   38700000  را آورد  و برای  deflation   تعداد  3940000  .     زمان past year  را انتخاب کردم برای  inflation  تعداد  1310000  و برای  deflation  تعداد  409000  منبع را ثبت کرد .

حالا مجددأ به نمودارهای بالا  نگاه کنید . نمودار اول نرخ بهره اوراق قرضه ده ساله  یا 

us 10 year Treasury note yield  میباشد . حدود سی سال است که بهره آن مرتب پا ئین امده است .  این به معنای آنست که بزرگترین مخزن دارندگان پولهای دنیادر عمل باور نداشته اند که تورم یک امر واقعی یا ماندگار  و  یا عمومی باشد .

 وقتی قیمت نفت حدود 130 دلار بود همه جا صحبت از این بود که نه هنوز قیمت نفت متناسب با تورم بالا نرفته و آنقدر از اینگونه تحلیل ها همه جا پخش شده بود که  آقایان هوگو چاوز  و احمدی نژاد  روئسای جمهور ونزوئلا و ایران هم باورشان شده بود .

    نمودار چهارم  همان که بالای آن نوشته  deflation rear its head  را مورد توجه قرار دهید . این نمودار  که The Consumer Price Index (CPI)   نامیده میشود میانگین  قیمت کالاهای مصرفی میباشد .  هر چنددر مورد دقت آن مجادله بسیار وجود دار ولی در محموع و عمومأ به عنوان معیار تورم پذیرفته شده .  این نمودار تعییرات نرخ تورم از حدود یک قرن پیش تا کنون را نشان میدهد . حالا نمودار اوراق   و تورم را با به عنوان نمونه نمودار تقریبأ صد ساله نفت

 مقایسه کنید و فکر کنید جنجال رسانه ها  برای چه بوده .  وقتی من به این قضایا توجه میکنم احساس میکنم غریزه یا ناخود آگاه و یا در واقع خرد بازار همان اندرز سعدی را به کار گرفته که در گلستان آمده :

سکندر که با شرقیان حرب داشت            در خیمه گویند  در غرب  داشت

چو بهمن به زاولستان خواست شد           چپ آوازه افکند و از راست شد

اگر جز تو داند که عزم  تو  چیست             بر آن رای و دانش  بباید گریست

در اغلب وقت ها یک چیز را تبلیغ  و خلاف آنر عمل کردن یک شگرد رفتاری بسیار رایج بوده و هست .  زندگی نوعی میدان جنگ است و در مبارزه با رقیب یا دشمن در عمل از هر وسیله یا حقه ای استفاده میشود و زبان نرم و شیرین پوشش مردم پسند کار است .

بسا کس به روز آیت صلح خواند               چو شب شد سپه بر سر خفته راند

بباید     نهان     جنگ    را      ساختن               که     دشمن    نهان    آورد       تاختن

و این مبارزه به شیوه پنهانی در میان   دوستان  هم رواج دارد .

بد اندیش را لفظ شیرین مبین                که ممکن بود زهر در انگبین

منه در میان راز با هرکسی                 که جاسوس هم کاسه دیدم بسی

و این هم نوعی سازش موقت

عدو   را   بجای  خسک   زر  بریز                که      احسان      کند   کند    دندان   تیز

چو    دستی   نشاید  گزیدن    ببوس                 که باغالبان چاره زرق است و لوس

عدو را به فرصت توان کند پوست               پس او را مدارا چنان کن که دوست

یکشنبه ۲۶ بهمن  ۱۳۸۷     ۱۴ فوریه   ۲۰۰۹

موجودات در طبیعت از انواع ابزارهای مبارزه و رقابت برای حفظ بقاء استفاده میکنند . بدست آوردن و اعمال قدرت فیزیکی ، استتار ، فریب ، وانمود سازی ، و انواع توانائیهای دیگر و تکامل و پیچیده تر شدن دائمی آنها ضرورت ادامه حیات است . همه اینها و حتی استادانه تر و نیرومند تر آن در جوامع بشری که بخشی از طبیعت است به نوعی تکرار میشود و در بورسها و بازارها به حد اعلای خود میرسد .  این عملکردها کم یا بیش  وجود دارند  زیرا موثر واقع میشوند و قربانیان خود را دارند . ولی آیا ضرورت دارد و یا اصلأ ممکن است  از همه چم و خم امور  و طرح ها و فعالیتهای پنهانی آگاه شد .  به نظر من و در رابطه با پیشبینی تحولات عمده قیمتها و حتی امور اجتماعی شناخت این سیستم ضرورت دارد ولی پی گیری ریز مطالب نه صروری و نه ممکن است .

علاوه   بر اینها انواع خبرها و رویدادهای سیاسی و اقتصادی و اتفاق های غیر مترقبه نیز همه روزه روی میدهد و باور عمیقی در بین مردم و اکثر تحلیلگران وجود دارد که همه اینها به نوعی بر روی قیمتها تأثیر میگذارد .  و حتی این باور گسترده وجود که همین خبرها و رویدادها علت نوسان قیمتها هستند . اگر در گوگل عباراتی مانند قیمت نفت یا طلا و غیره جستجو شود میتوان دید تقریبأ در همه گزارشها و تحلیلها هر افزایش و یا کاهشی به خبری یا رویدادی نسبت داده شده .  چرا چنین باور عمومی وجود ارد ؟   :

 به این دلیل که انسان نوعی از انواع موجودات طبیعت میباشد و واکنش اولیه آن از طریق تأثیراتی است که با حواس پنجگانه خود دریافت میکند .   اساس  کارکرد  عمومی  مغز را ایوان پتروویچ پاولف فیزیولوژیست روس و تحت عنوان انعکاسهای غیر مشروط  و انعکاسهای مشروط با آزمایشهای فراوانی به اثبات رسانده و سپس کار کرد عالی عصبی انسان را هم تشریح کرده است .  انسان میبیند و میشنوند که خبری شد وهمزمان قیمتی بالا یا پائین رفت  یا دو رویدادی اجتماعی  تقریبأ همزمان  اتفاق افتاد  اولی میشود  علت دومی هم معلول  یعنی ایجاد واکنش مشروط .  

از طول و تفصیل این مطلب میگذرم و به این میپردازم که آیا  واکنشهای غیر مشروط و مشروط برای پیش بینی نوسان قیمت  و یا قضاوت در مورد چون و چرائی رویدادهای اجتمائی در کوتاه مدت  یا دراز مدت میتواند اعتباری داشته باشد ؟ هر که علاقه دارد برود تحقیق کند و ببیند چند بار و یا چند هزار بار خبری یا رویدادی اعلام شده که عمومأ مثبت تلقی شده ولی هر بار بازار و قیمتها  واکنشهای به کل متفاوت داشته یا اصلأ واکنشی نشان نداده است . ببینید اصلأ قاعده یا فرمول و یا الگوئی را میتوان از آنها در آورد ؟ بیش از یکسال است که شاخص های عمده سهام جهان و در رأس آنها داوجونز روند کاهشی دارند و از شمارش من خارج شده که سران دنیا چند بار خبرهای خوش چه در رابطه با نرخ بهره یا انواع بسته های نجات ۷۰۰ و ۸۰۰ میلیاردی و تزریقات جور واجور یا   تصمیمات قاطع  برای جلوگیری از رکود اقتصادی اعلام کردند . بازار یک در میان  ظاهرأ به این خبرها واکنش مثبت و منفی کم یا زیاد نشان داد و یا بی تفاوت بود و بازار ها کار اصلی خود را  تا به امروز ادامه  دادند .

حتی خبرها و گزارشهائی که از نظر بسیاری از تحلیل گران جنبه فاندامنتال یا محتوائی و علمی  دارند هم از نظر من فاقد ارزش برای ارزیابی و یا پیشبینی قیمتها هستند .  به عنوان نمونه یکی از جدی ترین مطالب فاندامنتال عرضه و تقاضا میباشد .  قیمت نفت ۱۰ سال پیش هر بشکه ۱۰ دلار بود و به مدت تقریبأ ۸ سال تا ۱۴۷ دلار افزایش یافت .  به ویژه در اوج فیمت همه جا صحبت از این بود که :  تقاضا بیشتر از عرضه شده ، رشد اقتصادی چین و هند و بقیه اقتصادهای رو به رشد  منابع نفت را جارو میکند ، جامعه بشری از لحاظ تأمین سوخت به آخر زمان رسیده و الا آخر .  واقعأ تولید نفت از ده سال پیش ثابت بوده و تقاضا ۱۴ برابر افزایش یافته بود که بتوان افزایش  بشکه ای  ۱۰ تا ۱۴۷ دلار را توجیه کرد ؟ مگر در این یک سال اخیر که نفت ۷۵ در صد از کل قیمت خود و صد در صد آنچه را در مدت ۵ سال به دست آورده بود را از دست داد عرضه و تقاضا این چنین تغییر کرده ؟

یک نمونه دیگر فاندامنتالی :  قیمت طلا از اواخر ۱۹۹۹ به مدت ۸ سال افزایش یافت اگر به همان گوگل و همان گزارشهای علت و معلولی مراجعه شود میتوان دید که چند علت که گویا اصل و آیه بودند به عنوان توجیه و یا استدلال برای افزایش قیمت طلا مرتب تکرار میشد . طلا بالا رفت چون نفت بالا رفت . طلا بالا رفت چون دلار پائین آمد یا یورو بالا رفت . طلا بالا رفت چون شاخصهای سهام بالا رفتند . طلا بالا رفت چون هند و چین رشد اقتصادی ۱۰ درصدی دارند .  پس در سه چهار ماه اخیر که همه آن نقاط قوت طلا خراب و خرابتر شدند چه شد که طلا  تا به اینجا آباد و آبادتر شده  و  قیمت طلا درست عکس آن آیه ها حرکت کرد ؟   تازه دو تا فاندامنتال تازه و هم زمان و ظاهرآ یا واقعأ ناسازگار هم در بازار طلا به چشم میخورد .  از طرفی گزارشهای فراوانی وجود دارد که تقاصا برای طلا زیاد شده  و این هم نمونه ها  :

"Bullion Sales Hit Record In Stampede To Safety. Inflows into the world's largest gold-backed exchange traded fund surged to all-time high in January… amid renewed fears about the health of the global financial system." Financial Times

"…Known for its durability during a slowing economy, gold prices and sales have been steadily rising." AP

"Gold Rush: Investors are buying gold… rather than looking for a quick

gain. This is a new round of safe haven buying." Bloomberg

تا مدتی پیش میگفتند چون اقتصاد دارد رشد میکند وضع مردم بهتر میشود و بیشتر طلا میخرند و قیمت بالا میرود و حالا میگویند چون اقتصاد خراب شده مردم بیشتر طلا میخرند و قیمت بالا میرود !  از جانب دیگر  واردات هند که بزرگترین مصرف کننده طلای جهان میباشد در سال گذشته میلادی نود درصد کاهش داشته وهندی ها و بسیاری ازمصرف کنندگان طلای موجود خود را هم  دارند میفروشند .  چه جوری میشود این فاندامنتال ها را باهم آشتی داد ؟ 

رشید دمهری

2 نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 10:58 PM  توسط رشید دمهری  | 

چه خواهد شد ؟

 

چه خواهد شد  ؟

یکشنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۷ ۳۰ نوامبر ۲۰۰۸

در یکی دو ماه اخیر بیشتر مردم  ، تحلیل گران  و مقامات مسئول کشورها دچار سردرگمی یا اختلاف نظر کم سابقه ای شده اند . اقتصاد جهانی به کدام سمت خواهد رفت ؟ تورم inflation  در پیش خواهد بود یا کاهش یکساله اخیر deflation ادامه خواهد یافت ؟ بحران کنونی اقتصادی و بانکی منجر به درگیریهای گسترده سیاسی و نظامی و یا گسترش تروریسم خواهد انجامید  ؟   آیا خرابی اقتصادی به انواعی از ناآرامی یا شورشهای اجتمائی چه در کشورهای بزرگ مثل آمریکا و اروپا و چین و یا سایر کشورها مثل ایران و غیره منجر نخواهد شد ؟  روند کنونی جهانی شدن به مسیر پیشرونده خود ادامه خواهد داد یا دچار عقب گرد خواهد شد و کشورها سیاست حمایت گرائی از خود یا protectionism را در پیش خواهند گرفت ؟ شاخصهای سهام شاهد دور تازه ای از بهبود دراز مدت خواهند بود یا از اینکه هستند خرابتر خواهند شد ؟  

                photo_servlet?contentId=7436203&version=1&locale=EN-US&subtype=MIMG&siteId=1004&isP16=true                                                                                                                

در حقیقت از سال ۲۰۰۱ و به دنبال سقوط شاخصهای عمده سهام در جهان و بویژه کاهش ۸۰ درصدی شاخص سهام نزدک دولت آمریکا و سایر رفقا شروع کردند به پائین آوردن شدید نرخ بهره و فراهم کردن انواع وامها و تسهیلات که مانع رکود اقتصادی و سقوط بیشتر قیمتها شوند .   آن اقدامات چند سالی موثر جلوه کرد غافل از اینکه در عمل به بزرگتر شدن بهمن هائی کمک میکرد که هم اکنون یک یا چندتای آن از سنگینی خودشان و بدون تحریک عوامل خارجی  ، نظیر جنگ یا حادثه مهم تروریستی ،  سقوط کرده اند  .   در آن سالها  به غیر از دلار آمریکا قیمت همه چیز بالا رفت و در این میان مسکن ، نفت ، فلزات قیمتی و صنعتی و مواد غذائی گوی سبقت را از سایرین ربودند .  ظاهرآ همه کارها روبراه شده بود تا اینکه از حدود یک سال پیش ورق به تدریج برگشت و به سقوط دو سه ماه اخیر  ، به ویژه در مورد بانکها و بازارهای مالی بزرگ جهان که در بسیاری ابعاد در ۸۰ سال اخیر بیسابقه بوده ، منجر شد .

این بار همه کشورهای مهم جهان با همه زرادخانه خود متحدآ و با عزم جزم به مقابله شتافتند .  چندین و چند گردهمآئی در اینجا و آنجا برپاساختند و سخنان یکسان و دلگرم کننده  بر زبان راندند .  شاید برای اقتصاد جهانی بیمار یا بیش از ظرفیت باد شده  روش گفتار درمانی را شفا  یا مسکنی میدانند که  مانع سنکوب کردن آن میشود  .  به هر صورت  مآموران  امداد همان ابزار و روشهای سابق خود را با قدرتی دو یا ده چندان به کار گرفته اند . همه نرخ بهره را یک بار یا چند بار پائین آورده اند و میاورند . تزریق پول و وام ظاهرآ پایانی ندارد هرچند که ماهیت و مبنای این پولها پنهان نگه داشته میشود  .  انواع تزریقات اخیر آمریکا تاکنون به یکهزار و سیصد میلیارد دلار رسیده .  کشور چین هم نرخ بهره راپائین آود و هم حدود ششصد میلیارد دلار به بازار پمپ کرد .  ژاپن و اروپا و انگلستان و روسیه و سایر شرکای عمده هم از این کارها فراوان کرده اند و بنا دارند باز هم ادامه دهند و ظاهرآ اعتنتائی هم به پیامد های احتمالی آن ندارند .

در این وضعیت که رهبران مصمم هستند جلو حرکت طبیعی بازارها (  که البته خودشان هم  جزئی از بازار هستند  ) را بگیرند ، معامله گران بازارها دچار ابهام ، دودستکی و چند دستگی شده که  :  بعد از این چه خواهد شد ؟  آیا این پولهای نجومی که تزریق شده و از قرار معلوم بیشتر هم خواهد شد چه بر سر قیمت ها خواهد آورد ؟ دلار آمریکا دوباره ضعیف خواهد شد و اینبار شدیدتر از سابق ؟  قیمت نفت و طلا و بقیه مواد اولیه مجددآ سر بالائی خواهند رفت و از اوج یکسال پیش هم خواهند گذشت ؟ ظاهر مسئولین  بنای این را دارند که جلو رکود یا recession را بگیرند و یا مانع از فروغلتیدن به کسادی شدید depression شوند و دوباره اعتماد را به بازار برگردانند . این هدف را بارها به زبان آورده اند . عملی شدن این خواسته بدون تورم مجدد و پرشتاب شدنی است ؟  و این سخنان   عزم آقای بن برنانکی رئیس بانک مرکزی آمریکا را میرساند : 

we will not stand down until we have achieved our goals of repairing and reforming our financial system, and thereby restoring prosperity to our economy

ولی آنها موفق خواهند شد ؟ تا چه زمانی و به چه قیمتی ؟ یا اینکه اصلأ   موفقیتی    در  کار نخواهد بود ؟و یا اینکه بازار مسیر خود را خواهد پیمود  صرف   نظر از اینکه اراده و خواست مرد م و یا بزرگان چه باشد ؟

رشید دمهری

2 نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 10:53 PM  توسط رشید دمهری  | 

انتخابات آمریکا ، گزینش رئیس جمهور دنیا
انتخابات آمریکا  ،  گزینش رئیس جمهور دنیا

 دوشنبه ۱۳ آبان  ۱۳۸۷               ۳  نوامبر   ۲۰۰۸

کشور ایالات متحد آمریکا  را میتوان یک دنیای کوچک شده ای تصور کرد که همه کشورهای دیگر در آنجا نمایندگان یا کلنی های  خود را دارند  ،  منتها اروپائی ها و به ویژه انگلستان سهم بیشتری نسبت به جمعیت کشور مبدآ دارند .  از این رو مردم  قریب به اتفاق  کشورها آمریکا را وطن دوم خود میدانند . در واقع این کشور هنوز وضعیت یک کشور سنتی یا نرمال  به مفهوم متعارف را ندارد . در این رابطه و در بین انواع گرایشها وتضادها  از ابتدای پیدایش این کشور یک تضاد پررنگ تر بوده و هست و در آینده جدی تر هم خواهد شد :

  کشمکش  بر سر این است که :  آمریکا  باید  بیشتر در خدمت خودش باشد یا بیشتردر خدمت خارج .

جنگ استقلال که طی آن ارتش استعماری بریتانیای کبیر را شکست دادند تاکنون مهمترین رویداد در این روند طولانی میباشد .  با وجود اینکه هرساله  جشن استقلال  در آمریکا با شکوه تمام برگذار میشود به باور من پروسه استقلال این کشور هنوز تکمیل نشده  . البته سایر کشورها هم همینطور و همگی زیر سایه حکومتی بی نام و نشان قرار دارند که  به زعم من ترکیبی از بانکداران بزرگ و اشراف عالی مقام دنیا میباشند . این استادان اعظم هنوز کنترل مستقیم یا غیر مستقیمی بر  دولتها و مجالس و سازمان ملل و ارتشها و دستگاههای اطلاعاتی و حتی سازمانهای مخالف خود مانند گروههای بزرگ تروریستی و غیره را دارند . همین حکومت جهانی ابزارهای مالی و تحقیقاتی و علمی بسیار گسترده ای را به علاوه صدها هزار روشنفکر و دانشمند  در خدمت خود دارد .  تلاش اول او این است که کارها را تا جای ممکن به خوبی و خوشی پیش ببرد . ولی اگر کارها با مشکل جدی روبرو شد  و یا منافع خاصی اقتضاء کرد از به کار بردن اوج شقاوت و بی رحمی هم ابائی ندارد .  جنگهای بزرگ ۵۰ سال اخیر ،  سر نوشت کندی ها ، گاندی ها  ، ذولقار علی بوتو، شاه ایران  و بسیاری دیگر را تحقیق کنید  شاید نقش استاد آشکار شود . البته  آنان در نیمه اول قرن بیستم دو درگیری خانوادگی هم پیداکردند  که به صورت  دو جنگ جهانی اول و دوم  نمود بیرونی پیدا کرد و سپس باهم مجددا به سازش رسیدند و آن توافق و رهبری آنان  تا به امروز با خطر جدی روبرو نشده . با این نگاه کلی به انتخابات  آمریکا میپردازم .

  مفاهیمی  مانند  دموکراسی  ،  جوامع آزاد ،  سرمایه داری   یا  اقتصاد آزاد   ، سر مایه داری دولتی ،  بخصوص در این اواخر مورد توجه زیادی قرار گرفته .  بدون اینکه وارد این مباحث شوم و اگر بخواهم  با ملاک قرار دادن آنچه امروزه ، که  خوب یا بد   در عمل  وجود دارد ،  مقایسه نسبی انجام دهم تصور میکنم  هنوز این دموکراسی  محدود در وجوه عمده اش   در کشور آمریکا از سایر کشورهای بزرگ  دیگر بیشتر است .  با این مقایسه نسبی  بقیه موضوع را دنبال میکنم .

در باره این مبارزه  انتخاباتی نظریات متنوعی ابراز میشود  :  گروهی میگویند  جنگ زرگری است گروهی دیگر آنرا نمایش یا تبلیغ دموکراسی آمریکائی میدانند و دیگران آنرا به چیزهای دیگری تعبیر میکنند . به نظر من این مهمترین مبارزه واقعی موجود در جهان است و نه فقط مردم آمریکا بلکه همه قدرتها و همه مردم جهان درگیر و یا حساس به آن هستند  .   در هر حرکت یا جنبشی از هر نوعی که باشد گروههای متفاوت اجتماعی شرکت میکنند که به لحاظ عددی بسیار متفاوت هستند ولی همواره یک هسته رهبری کننده دارد . در صورت پیروزی همان بخش رهبری کننده و نزدیکانش   معمولأ    بیشترین استفاده را میبرند و زندگی بقیه گاه در مجموع بهتر میشود و گاه بسیار بدتر از سابق .  دو حزب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا هم شامل همین الگو هستند با این ویژگی که هردو آنها را گروههای دیگری کنترل و هدایت  میکنند که در میان آنان بانکداران بزرگ جهان دست بالا را دارند .

با این تعبیر و با آن مقدمه موضوع مهمتر این مبارزه انتخاباتی  همان  ایفای نقش بین المللی یا ملی بیشتر و یا کمتر است .  حزب دموکرات برنقش بین المللی بیشتر و حزب جمهوری خواه بر نقش ملی بیشر اسرار می ورزد  .   به زبان دیگر یکی بر اراده جامعه جهانی و دیگری بر اراده آمریکا تأکید دارد .   برتری حامیان نقش بین المللی به معنی نفوذ بیشتر خارجیان در آمریکا هم هست و به عکس .  حمایت آشکار  یا پنهان مردم و دولتهای خارجی ار آقای باراک اوباما نشانه واضح این جنبه انتخابات  آمریکا میباشد .  یعنی در این مبارزه انتخاباتی همان مبارزه دیرینه برسر استقلال  آمریکا  هم ادامه و هم رنگ بیشتری دارد .

 دعوای رهبری

همانطور که گفته شد مرکزی بالاتر فعالیتهای هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه  را تحت نظارت دارد و برایش فرق چندانی نمیکند که این برنده شود یا آن .  آن مرکز را میتوان شبیه یک  کمیسیون عمدتآ خارجی و یا بین المللی  و یا به بیانی دیگر چند ملیتی تصور کرد   است که  آمریکا فقط یکی ازجناح هایش هست .  وقتی  رویدادهای اقتصادی سیاسی و نظامی چندسال اخیر را در ذهن خود مرور میکنم  و رابطه و پس و پیش آنها را در نظر میگیرم اینطور نتیجه میگیرم که نه مرکز رهبری تغییر کرده و نه هدفش بلکه فقط تاکتیک یا روش رسیدن به مقصود را اصلاح و به روز     update   کرده . از قرار معلوم چوب لای چرخ تیم جرج بوش دوم گذاشتند و یا او را به بیراهه سوق دادند زیرا به هرحال بوش به قدرتهای خارجی که نام   جامعه جهانی   را بر خود نهاده اند روی خوشی نشان نمیداد  . البته آن جامعه جهانی چیزی اساسأ سوای آمریکا نمیخواهند فقط خوششان نمیآید آمریکا هم عمل کننده و هم تصمیم گیرنده اصلی باسد . قدرتهای بین المللی  میخواهند آمریکا مانند پهلوانی  یا به اصطلاح عامیانه  گنده لاتی باشد که از شاه فرمان میگیرد  و خیال میکنم  این شاه  همان دربار بریتانیای کبیر است که هرچند دیگر کبیر نیست ولی کبر خود را حفظ کرده و هنوز در مستعمرات سابق خود که آمریکا هم یکی از آنان است  حداقل نفوذ فراوان دارد .  در جائی خواندم که ۱۷   نفر از  ۴۳  رئیس جمهور  سابق آمریکا عضو فراماسون بوده اند . هر کس فرصت دارد برود تحقیق کند و صحت یا سقم این مطلب را در بخش نظردهی بنویسد .

حزب جمهوری خواه

راجع با این حزب گفتگو بسیار شده و از آن میگذرم .  در مجموع  حزب جمهوری خواه وضعیت با ثبات تر دارد و آقای  جان مک کین ظاهرأ گرایش به جناح میانه رو حزب دارد .

 حزب دموکرات

حزب دموکرات در حال حاضر  از پایگاه اجتماعی گسترده تری برخوردار است ولی  اختلافات درونیش بیشتر است .  شعار اصلی حزب دموکرات که همه جا را مزین کرده  change   است  .  همین    change   را  من بررسی میکنم و بقیه اش که انواع وعده های دلنشین به ویژه برای طبقات محروم و جوانان و دانشجویان که بیشترین مشتاقان آقای باراک اوباما میباشند با خودتان .   از صحبتهائی که در باره change  و همزمان انتقادهای تند و تیز که به کارهای دولت بوش میشد منطقأ میشد نتیجه گرفت حزب دموکرات کارهائی  که بوش کرده نمیکند و کارهای ابتکاری و از نوع دیگر خواهد کرد . طی بحران مالی اخیر آمریکا  ، که در ایجاد زمینه های آن هردو حزب نقش داشتند و مصوبه های مجالس آمریکا گواه آن است  ، وزیر خزانه داری دولت بوش  طرح   ۷۰۰    میلیار دلاری  معروف به    resque plan    را مطرح و  آقای جرج بوش تآکید و حتی تهدید فراوان میکرد که باید تصویب شود .  در ابتدا اکثریت اعضای حزب جمحوریخواه مخالف این طرح بودند . ولی حزب دموکرات و بویژه آقای باراک اوباما تاکید فراوان و پر حرارتی برای تصویب آن داشتند . وقتی هم که سرانجام این طرح به تصویب رسید رآی مثبت دموکراتها بسیار بیشتر از جمهوری خواهان بود .  اگر این بحران مالی خرابکاری یا نتیجه سیاست های غلط دولت بوش بوده پس چرا دموکراتها در اجرای طرح بوش   حرارت و نگرانی بیشتری داشتند ؟    این   resque plan  در عمل چیزی نیست جز جبران زیان وام دهندگان و بانکهای بزرگ آمریکائی و خارجی مانند  ژاپن  ، چین   ،  روسیه  ،  هند و امثال اینها از جیب مردم آمریکا و از طریق افزایش مالیات .  زیانی که  مقصر خود بانکها و مشتریانشان  بودند  تاوان آنرا باید مردم آمریکا بپردازند .  این اصل ماجرا است و بقیه حرفها ، حکایتهای شیرین  .  پس آن شعار       change    و دفاع از مردم چه شد ؟    میگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست .

طرح نو

با  وجود  همه اینها حزب دموکرات  ، با استفاده از راهنمائی و حمایت قدرتهای بزرگتر از خود  ،  طرح بسیار حساب شده ای برای فعالیتهای خود تنظیم کرده و در اجرای آن هم تا به حال موفق بوده .  به تصور من حزب دموکرات   گام به گام  دارد خود را منزه  از تمام آن چیزهائی که اقدامات دولت بوش را کند یا بی اثر یا نیمه کاره میکرد ، میسازد .  و به بیان دیگر دارد کاری میکند که وقتی روی کار آمد و خواست عمل بکند دیگر آن وصله هائی را که به بوش و حزبش چسبانده بودند نتوانند به دموکراتها بچسبانند .   سیاست های مبارزات انتخاباتی  حزب دموکرات  ،  مقدمه و یا پیش زمینه مناسبی را فراهم میکند که این حزب  بعدأ همان هدف های دولت  بوش    یعنی سیاستهای  دولت جهانی  را  این بار با قاطعیت به اجرا بگذارند و دهان همه از قبل بسته شده باشد .

نتیجه انتخابات ؟

در مواقعی که اوضاع اقتصادی خراب باشد و شاخصهای عمده سهام  سقوط کرده باشد مردم  چه به حق چه به ناحق گناه را به گردن دولت یا حزب حاکم میاندازند و از آن روگردان میشوند . در این هنگام هرمخالف  ظاهری یا واقعی هرچه بگوید که مردم را تسکین دهد و یا حرف دل آنها را با کلام آتشین و یا وعده های دلنشین به زبان آورد مردم برایش سرو دست میشکنند . قریب به اتفاق مواقع چنین بوده و درنتیجه  به نظر من آقای باراک اوباما  برنده این میدان خواهد بود مگر چیزی فوق العاده  و استثنائی  روی دهد که در لحظه  آخر ضعف های حزب دموکرات را  بزرگنمائی کند و مستقل ها و مرددها  را در لحظه آخر  به سوی جمهوری خواهان براند  .     یکی از ضعفهای حزب دموکرات عدم انتخاب  خانم هیلاری کلینتون با پشتوانه ۱۸  ملیون رای  به عنوان معاون رئیس جمهور  و در عوض برگزیدن  آقای جوزف بایدن  که خود در مبارزه مقدماتی از خانم کلینتون شکست خورده بود و فقط نود هزار رآی اورد  ،  میباشد . لابد  حزب دموکرات در انتخاب معاون رئیس جمهور  مصالح مهم تری را در نظر گرفته .  مسئله دیگر کدورت های نژادی است که هنوز ته دل بسیاری از آمریکائیان وجود دارد که ممکن است به بهانه ای  تأثیر کند .

بعد از انتخابات ؟

 به باور من اقتصاد آمریکا  و بقیه دنیا هنوز مرحله رکود خود را به پایان نرسانده .  شاخص های سهام بعد از انتخابات ممکن است یکی دو ماهی بهبود نسبی یابند  ول هنوز جای زیادی برای پائین آمدن دارند . هنوز خیلی مانده که  بازار مسکن و  اعتبار  credit   وضعیت مرتبی پیداکنند .  کسر بودجه هم که اساس همه  مشکلات نامبرده است  جنون آسا سر به فلک گذاشته .  اینها در آینده  مردم آمریکا را دچار گرفتاری بیشتری خواهد کرد . متأسفانه جوانان و دانشجویان  به وجد آمده با وعده و وعید  سرخورده خواهند شد . در نتیجه مردم ناراضی  خشم وناخشنودی خود را با شدتی بیشت متوجه دولت  آینده خواهند کرد . به همین سبب  رئیس جمهور آینده  از هر حزبی باشد و  صرف نظر از اینکه شایسته  یا ناشایست باشد  قاعدتأ  یکی از نامحبوب ترین روسای جمهور تاریخ آمریکا خواهد شد .  مطابق شرایط موجود و آینده  بروز ناآرامی ها  در آمریکا دور از انتظار نخواهد بود . بنابراین خوشا به سعادت آنکه بازنده شود .

ولی همه اینها به این معنی نیست که آمریکا  به عنوان یک کشور و نه دولت های رفتنی آنقدر درمانده  شده که  هر کس هر چه خواست سرش بیاورد .  بویژه  با پیروزی باراک اوباما که وجهه صدمه دیده آمریکا موقتأ هم شده ترمیم مییابد ، هنوز آن قدرت را دارد که اگر قرار باشد غرق هم بشود چند تا را قبل از خود عرق کند .  باید دانست  یکی از پیامدهای سقوط اقتصاد و شاخصهای عمده سهام  در جهان و در رآس آنها داوجونز    dow 30   بروز بحرانهای شدید سیاسی و جنگ در اینجا و آنجای دنیاست . اخیرأ  در ایران گروهی دچار این پندار شده اند که انتخاب باراک اوباما به نفع ایران است و نامش را    او   با    ما    تلفظ میکنند . او نه تنها با ما نیست بلکه در بست با آمریکائیها هم نیست . او وظیفه دارد در خدمت آنهائی باشد که برایش چکهای چند صد ملیون دلاری کشیدند  ، رسانه ها را در حمایت از او بسیج کردند ،  درامد کمپینش را به  بیش از دو برابر جمهوری خواهان  رساندند و تیم ۳۰۰ نفری مشاورین عالی را برایش تدارک دیدند . صدها ملیون دلاری که خرج شده در راه رضای  خدا و پاداش اُخروی که نبوده .

روز و روزگار به همه ایرانیان و جهانیان خوش باد .

رشید دمهری

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 12:18 PM  توسط رشید دمهری  | 

قیمت جهانی طلا ، دلار ، نفت ، شاخص ها ی سهام و پندارهای قالبی
قیمت جهانی طلا ،  دلار  ، نفت ،  شاخص ها ی سهام 

 و  پندارهای قالبی

یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۷                         ۱۲  اکتبر  ۲۰۰۸

یکشنبه ۲۸ مهر  ۱۳۸۷                         ۱۹ اکتبر ۲۰۰۸

 یکشنبه ۵ آبان ۱۳۸۷                  ۲۶ اکتبر ۲۰۰۸

یکشنبه  ۱۲ آبان ۱۳۸۷                 ۲ نوامبر ۲۰۰۸

 فکر و خیال میتواند تا بینهایت پرواز کند . هیچ فکر و خیال و حتی موهوماتی هم نیست که مطلقأ غلط باشد و ذره ای هم که شده واقعیتی را آشکار نکند .  کافی است که به هر دلیلی   پنداری در مغز فردی یا گروهی از مردمان شکل بگیرد ، به آن عمل میکنند و بعد !!!   .     زندگی واقعی هم آنقدر حوصله دارد که به همه اندیشه ها نه فقط  فرصت خود نمائی بلکه مجال  افراط هم  بدهد .  ولی همین  زندگی هم خط قرمزها ، تناسب و تعادل و عدالت خاص خودش را دارد  ،  و سرانجام اندیشه ها  و کردارهای  نیک را پاداش و غیر این را مکافات میدهد . 

نمونه اول پندارها  :  شاخص های سهام 

 در میان نظریه پردازان و معامله گران بورسهای جهانی رایج است که که هرگاه بانکهای مرکزی نرخ بهره را پائین آورند  ویا اگر پول و اعتبار تزریق کنند و یا با زبان تند و تیز بگویند فلان و بیسار خواهیم کرد ، سهام ها افزایش خواهند یافت  . 

 در هفته گذشته همه دولتها و بانکهای مرکزی مهم جهان  تمام این کارها را با قدرت  انجام دادند .  همه صاحبان قدرت  و پول و قانون  که  زبانأ   و عملأ  اراده کردند  وضعیت بهبود یابد  ، مردم صاحب سهم هم  ، که کم نیستند  ، همین را میخواستند حتی آنها هم که سهام هم ندارند مانند بسیاری از کارگران  وغیره هم خواهان جلوگیری از رکود اقتصادی و نگران بیکار شدن بودند .  پس در این میان و با و جود همه آن بادهای موافق این چه نیروی مرموزی بود که در هفته گذشته  توانست  دست رد به آنها زند و قیمت  شاخصهای سهام همه کشورها را به گونه ای پائین آورد که در تاریخ بورسهای جهان بیسابقه بوده ؟

نمونه دوم :  طلا

یکشنبه ۲۸ مهر  ۱۳۸۷   ۱۹ اکتبر ۲۰۰۸

خلاصه یکی از پندارها یا نظریه پرطرفدار در بازار جهانی طلا این است   :   وقتی بانکها و پولهای کاغذی دچار بحران و بی اعتباری میشوند طلا تنها جای امن یا safe haven است .

به گفته تحلیل گران نظریه فوق در این هنگام مردم به طلا هجوم میآورند و قیمت آن مانند موشک بالستیک با آسمان میرود .

طی یک ماه گذشته دو نوسان روزانه بی سابقه در تاریخ طلا به لحاظ عددی روی داد .

  • در روز ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۸ اعلام شد که دولت آمریکا به بزرگترین شرکت بیمه این کشور بیمه این کشور  AIG   به دلیل اینکه دچار مشکل مالی شده مبلغ ۸۵ میلیارد دلار کمک کرده است .  در حقیقت حفظ آبرو کردند و گر نه این شرکت در عمل ورشکست شده و قیمت سهام آن از ۷۳ دلار در یکسال قبل  و با وجود هم حمایتها اکنون  به ۲ دلار رسیده .  تقریبأ در همین زمان بانک   Bear Stearns  هم ورشکسته شد .    در آن روز بورسهای سهام جهان نگران شدند و شاخصهای عمده جهان حدود ۵ درصد فرو ریخت .

به هرصورت نگرانی های سابق  در این روز دامنه بیشتری گرفت و بنا به گفته گزارشگران به همین دلیل      قیمت جهانی طلا بیسابقه ترین افزایش قیمت روزانه تاریخ خود را تجربه کرد و فقط در این روز هر اونس ۹۳ دلار افزایش یافت ( از ۷۷۷ تا ۸۷۰ ) . هجوم از صندوقهای سرمایه گذاری با معاملات کاغذی طلا شروع شد و به  سیل خریدهای نقدی مردم کوچه و بازار هم سرایت کرد و در روزهای بعد هم کم یا بیش ادامه داشت و این هم برگزیده ای از مقاله Financial Times در تاریخ ۱ اکتبر :

the investment demand for gold coins has reached stratospheric proportions. Said one member of the London Bullion Market Association, "There is an enormous pick-up in investment demand [for gold]. I have never seen a market like this in my 33-year career. The gold refineries cannot produce enough bars.

  • در روز ۱۰ اکتبر و به دنبال ورشکستگی چندین بانک بزرگ آمریکائی  و بعضأ اروپائی التهاب و وحشت با شدت بیشتری همه دنیا را فرا گرفت به طوری که شاخصهای عمده سهام آسیا ، اروپا و آمریکا با بزرگترین سقوط روزانه خود در چند ماه اخیر را که حدود ۱۰ درصد بود  ، مواجه شدند .

با و جود همه این رویدادهای منفی  قیمت طلا  کاملأ  بر خلاف انتظار عمومی  مردم و تحلیل گران نظریه فوق  در این روز نه فقط به بالا جهش نکرد بلکه بیشترین سقوط روزانه در حداقل دو دهه اخیر را ثبت کرد . قیمت هر اونس طلا در این روز هر اونس ۱۰۳ دلار کاهش یافت ، از ۹۳۰ به ۸۲۷ .  

شاخص داوجونز  dow 30   که مهمترین شهخص سهام آمریکا و دنیا میباشد از ۱۱۱۰۰ در روز ۱۷ سپتامبر به ۷۸۵۰ در روز ۱۰ اکتبر نزول کرد و هفته منتهی به ۱۰ اکتبر بیشترین سقوط هفتگی تاریخ داو جونز بود  و گویا  آن   safe haven      از طلا رخت بربسته بود .

و این هم گزیده ای از  DJ MarketWatch   :  

"Gold prices tend to rise when the economy falls into troubles; but its recent slumps have defied conventional wisdom

اگر پندار فوق معتبر می بود لابد میبایست قیمت طلا در این فاصله به دو هزار دلار یا بیشتر میرسید که البته چنین انتظاراتی هم وجود داشت .

مردم نیازها ، آرزوها ، و منافع کوتاه مدت خود را دنبال میکنند و عمومأ دیگر توجهی ندارند که ببینند زندگی و طبیعت دنیای واقعی چه نیازی و شرایطی دارد . حتی تناقض ها را هم در نظر نمیگیرند و یا ندیده میگیرند .  یک نمونه از از تناقض ها و یا مقایسه هائی  که کمتر کسی از آن صحبت کرد یا جدی گرفت و شاید هم گفتند انشاالاه خیر است را مطرح میکنم  :

نقره فلزی است زینتی و مهمتر از آن صنعتی و کاربرد آن به ویژه در صنایع مدرن از اهمیت زیادی برخوردار است .

طلا فلزی است که حدود ۹۸ درصد آن مصرف زینتی دارد و به معنی واقعی کلمه اصلأ مصرف نمیشود . از زیر به روی زمین آورده میشود و مرتبأ برموجودی آن افزوده میشود . از حالت شمش ۹۹۹۹ به زیور آلات  و دو باره آب میشود و به  به حالت شمش در می آید و این چرخه  ادامه می یابد  .  از این لحاظ نقره بیشتر مصرف واقعی دارد و بازیافت آن  هم  ناچیز است .

از لحاظ معادن در مجموع طلا  وضعیت  بهتری دارد  و معادن طلای خالص نسبتأ فراوان .   معادن مستقل نقره نسبتأ کم  است .  نقره بیشتر به عنوان یکی از محصولات فرعی معادن  مس ، روی  ، سرب و آلومینیم  به عمل می آید .

طلا به عنوان پول واقعی هزاران سال است که مقام  و امانت داری خود را حفظ کرده  و خواهد کرد چه حکومتها آنرا به رسمیت بشناسند  چه نشناسند  ،  قیمت آن هزار دلار باشد  یا یک دلار .  طلا  در مجموع  قدرت خرید را در دراز مدت و حتی میان مدت حفظ میکند  علاوه براینکه امکان نقد شوندگی آن بی نظیر است  .  به عنوان نمونه قدرت خرید  طلای هم اکنون ۸۰۰  دلاری  نسبت به چند ماه پیش که هزار  دلار بود  میتواند   نفت  ، مسکن  ، سهام  و غیره حتی بیشتری بخرد .

ولی نقره  خواص همه فلزات قیمتی و صنعتی را یکجا در خود دارد ، هم کاربرد  پولی دارد ،   هم زینتی ،  هم صنعتی  به ویژه صنایع تکنولوژی بر  .  قیمت جهانی نقره نه فقط نرخ این فلز بلکه وضعیت اقتصاد دنیا را هم به علت ویژگیهائی که دارد  به نسبتی بازتاب میدهد . 

با توجه به این قیاس های محتوائی میپردازم به مقایسه نوسان دراز مدت و میان مدت این دو فلز و  منطق روابط این دو  حداقل تا  به امروز  .

قیمت جهانی طلا از ابتدای قرن بیستم تا ۱۹۳۵  حدود ۲۰  دلار بود .   سپس دولت آمریکا اعلام کرد طلا را به قیمت ۳۵ دلار  ، که تقریبأ دو برابر قیمت آن در کشورهای دیگر بود  ، خریداری میکند .  انبوهی طلا از سایر نقاط دنیا به طرف آمریکا سرازیر شد و  در نتیجه  عمده طلای دنیا در این کشور جمع شد . هدف امریکا این بود که بعدأ براساس حجم طلای خود دلار را به عنوان پول اول دنیا جایگزین پوند انگلیس کند .

در سال ۱۹۴۴ با امضای پیمان معروف به bretton woods  آمریکا به هدف خود رسید و مهمترین کشورهای دنیا  دلار آمریکا را  به عنوان پول اصلی جهان پذیرفتند .  آمریکا هم تعهد کرد در هر زمان به دارندگان دلار در صورت درخواست معادل آن طلا بدهد و به عبارت دیگر دلار کاغذی سند طلای نقدی بود .

در سال  ۱۹۷۱  دولت آمریکا  اعلام کرد دیگر به دارندگان دلار طلا تحویل نخواهد داد . و بعد از مذاکرات با کشورهای مهم صنعتی طلا به کل از سیستم پولی جهان حذف شد . از آن به بعد مانع عمده چاب بی حد و حصر اسکناس و وام از میان برداشته شد و تورم پر شتاب هم آغاز شد .

رابطه کلی نوسان قیمت طلا و نقره از سال ۱۹۷۱ تا به امروز در مجموع به این صورت بوده که در طی دوره های افزایشی نقره به مقدار و با شتاب بیشتری افزایش یافته  و در دوره های کاهشی هم نقره با شتاب و اندازه بیشتر از طلا کاهش یافته .

قیمت جهانی طلا از ۱۹۷۱ از هر اونس ۳۵ دلار به ۸۵۰ دلار در ۱۹۸۰ افزایش یافت . در همین مدت قیمت جهانی نقره از هر اونس حدود نیم دلار به اوج ۴۵ دلار افزایش یافت . به عبارتی نقره  ۹۰ برابر و طلا ۲۵  برابر افزایش یافتند .

از سال ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۰۰  مدت تقریبأ بیست سال طلا روند اصلی کاهشی داشت و در نهایت در سال ۲۰۰۰  به هر اونس ۲۵۰  دلار کاهش یافت . در همین مدت نقره از ۴۵ دلار به حدود ۴ دلار کاهش یافت  . در اینجا نقره  ۹۱ در صد قیمت خود را از دست داد و حال آنکه طلا ۷۰ در صد .

از سال ۲۰۰۰  تا اوائل   ۲۰۰۸ که دوره افزایشی بود رابطه این دو ضمن اینکه از همان الگوی سابق پیروی میکرد  گرایشی کاملأ متفاوت و معنادار نسبت به دوره افزایشی  ۱۹۷۱ - ۱۹۸۰ قابل مشاهده بود .

قیمت جهانی طلا از ابتدای قرن بیستم تا ۱۹۳۵  حدود ۲۰  دلار بود . سپس دولت آمریکا اعلام کرد طلا را به قیمت ۳۵ دلار  ، که تقریبأ دو برابر قیمت آن در کشورهای دیگر بود  ، خریداری میکند . انبوهی طلا از سایر نقاط دنیا به طرف آمریکا سرازیر شد و  عمده طلای دنیا در این کشور جمع شد . هدف آمریکا این بود که بعدأ براساس حجم طلای خود دلار را به عنوان پول اول دنیا جایگزین پوند انگلیس کند .

در سال ۱۹۴۴ با امضای پیمان معروف به bretton woods  آمریکا به هدف خود رسید و مهمترین کشورهای جهان  دلار آمریکا را  به عنوان پول اصلی دنیا پذیرفتند .  آمریکا هم تعهد کرد در هر زمان به دارندگان دلار در صورت درخواست معادل آن طلا بدهد و به عبارت دیگر دلار کاغذی سند طلای نقدی بود .

در سال  ۱۹۷۱  دولت آمریکا  اعلام کرد دیگر به دارندگان دلار طلا تحویل نخواهد داد . و بعد از مذاکرات با کشورهای مهم صنعتی طلا به کل از سیستم پولی جهان حذف شد . از آن به بعد مانع عمده چاب بی حد و حصر اسکناس و وام از میان برداشته شد و تورم پر شتاب هم آغاز شد  .

رابطه کلی نوسان قیمت طلا و نقره از سال ۱۹۷۱ تا به امروز در مجموع به این صورت بوده که در طی دوره های افزایشی نقره به مقدار و با شتاب بیشتری افزایش یافته و در دوره های کاهشی هم  به عکس نقره با شتاب و اندازه بیشتر از طلا کاهش یافته .

قیمت حهانی طلا از ۱۹۷۱ از هر اونس ۳۵ دلار به ۸۵۰ دلار در ۱۹۸۰ افزایش یافت . در همین مدت قیمت جهانی نقره از هر اونس حدود نیم دلار به اوج ۴۵ دلار افزایش یافت . به عبارتی نقره  ۹۰ برابر و طلا ۲۵  برابر افزایش قیمت  یافتند .

از سال ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۰۰  مدت تقریبأ بیست سال طلا روند اصلی کاهشی داشت و در نهایت در سال ۲۰۰۰  به هر اونس ۲۵۰  دلار کاهش یافت . در همین مدت نقره از ۴۵ دلار به حدود ۴ دلار کاهش یافت  . در اینجا نقره  ۹۱ در صد قیمت خود را از دست داد و حال آنکه طلا ۷۰ در صد .

از سال ۲۰۰۰  تا اوائل   ۲۰۰۸ که دوره افزایشی بود رابطه این دو ضمن اینکه از همان الگوی سابق پیروی میکرد  ،  گرایشی کاملأ متفاوت و معنادار نسبت به دوره افزایشی  ۱۹۷۱ - ۱۹۸۰ قابل مشاهده بود .

در دوره افزایشی اخیر طلا از ۲۵۰  به  ۱۰۳۵   و نقره از ۴ به ۲۱  که در اینجا هم طلا  ۴ برابر و نقره ۵ برابر افزایش نشان دادند .  ولی در این دوره ۸ ساله  اولأ  نقره عمومأ دنباله رو  طلا بوده و در افزایش تأخیر و کندی نشان میداد ، دومأ طلا از اوج سابق خود  ۸۵۰ دلار هم بالاتر رفت ولی نقره به نیمه اوج سابق خود ۴۵ دلار  هم نرسید .  این وضعیت نقره از نظر من بازتاب دهنده و تأیید کننده ضعف اقتصاد جهانی به ویژه اقتصاد کشورهای توصعه یافته بود  .  اگر غیر از این بود و اقتصاد جهانی سالم و پایداری وجود داشت هنگامی که قیمت جهانی طلا از ۱۰۰۰  دلار فراتر رفت نقره هم قاعدتأ میبایست از هر اونس ۱۰۰ دلار بالاتر میرفت .   این تکنیک و با همخوانی با سایر تکنیکها و شاخصهای سهام  و  مطالب فاندامنتال مورد نظر من موجب شد که در  نوشته    معمای  تورم      یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۶     ۱۶ مارس ۲۰۰۸ 

آخرین قیمت  ۲۴ اسفند ۱۳۸۶   ۱۴ مارس ۲۰۰۸  : 

 شاخص دلار ۷۲       یورو به دلار  ۵۶/۱   نفت  بشکه ای ۱۱۰  دلار 

طلا هر اونس  ۱۰۰۴      و  نقره   ۲۱ دلار  .

بنویسم  :   در مجموع اکثر کارشناسان نفت وطلا و نقره و بقیه کمادیتی ها بر این عقیده

هستند که اینها هنوز در اوائل یا اواسط راه هستند و در چند ماه وچند سال آینده

 جای فراوانی برای افزایش قیمت دارند . تصور من این است که این قیمتها به

مرحله لبریز شدن بسیار نزدیک شده اند و به احتمال زیاد و حداقل برای مدتی

 شاهد برگشت نسبتآ سنگین اینها خواهیم بود .

در چند ماه اخیر هم میبینم  همان الگوی سابق هنوز به قوت خود باقی است .  طلا از ۱۰۳۵ به ۷۸۴ دلار  در  ۱۷ اکتبر ۲۰۰۸   کاهش یافته که  ۲۴ در صد افت را نشان میدهد . در همین مدت نقره از ۲۱ به  ۹ دلار سقوط کرده که میشود منفی ۵۷ درصد .

نمونه سوم دلار امریکا  :

    یکشنبه ۵ آبان ۱۳۸۷  ۲۶ اکتبر ۲۰۰۸

 در بازارهای مبادله ارز یا   forex   هم پندارهائی قالبی یا کلیشه ای وجود دارند که  محتوائی یا فاندامنتال محسوب میشوند و به عنوان ابزاری برای پیشبینی نوسان نرخ تبدیل ارزها به نحوی رایج مورد استفاده قرار میگیرند :

بطور خلاصه  :   اخبار و آمار اقتصادی و حتی سیاسی و نظامی و تروریستی ، بدهی یا مازاد درامد خارجی ، کسر بودجه دولت یا به عکس ، نرخ بهره ، افزایش یا کاهش شاخص های سهام و از این قبیل مورد توجه و مطالعه قرارمیگیرند جمع و تفریق و جمع بندی میشوند و مطابق مثبت یا منفی بودن نتیجه و در رابطه با دو ارز معین پیش بینی صورت میگیرد .  ببینیم در عمل چه میشود :

روزانه  :      در ساعتی که از قبل مشخص شده یا نشده ، خبری یا آماری اقتصادی فرضأ در رابطه با آمریکا اعلام میشود ، خبر مثبت تلقی میشود دلار با شدتی کم یا زیاد تقویت میشود . روز دیگری باز در رابطه  با آمریکا خبری باز هم مثبت و با همان شدت یا بیشتر منتشر میشود ولی اینبار دلار نه تقویت بلکه به درجه ای تضعیف هم میشود . عکس این رفتار هم فراوان مشاهده شده .

میان مدت :   از چند ماه پیش و به ویژه در یکی دو ماه اخیر تا دلمان بخواهد خبرهای  وحشتناک  از آمریکا به گوش خاص و عام رسید . در چند ماه پیش نرخ مبادله  یورو به دلار  ۶۰/۱  بود . اگر به فردی که به آن پندارها خوگرفته بود و در این مدت  فرضأ هیچ خبری از اوضاع  نداشت بگویند آقا امریکا و بانکهایش دچار این مصیبتها  شدند حدس میزنی وضع  یورو به دلار  چه شده باشد لابد میگفت ۲ به ۱ و شاید ۳ به ۱ شده باشد . با این وجود در این مدت دلار با شدتی کم سابقه تقویت شد .    هر بار نرخ بهره دلار پائین تر آمد دلار بالاتر رفت . هر چه بانکهای آمریکا بیشتر ورشکسته شدند دلار نیرومندتر شد  .  خلاصه اینکه  هر چه خبر منفی تر شد دلار قویتر گشت .

دراز مدت :   نرخ پایه بهره بانکی ین ژاپن در سال ۱۹۹۰   ۶  درصد بود از آن موقع به بعد طی مراحلی سر انجام نرخ بهره ین  به صفر رسید و بعد افزایش یافت و به ۲۵/۰ و در حال حاضر فقط نیم در صد است و در این مدت متوسط نرخ بهره دلار آمریکا حدود ۴ در صد بوده . از ۱۹۹۰ شاخص سهام عمده ژاپن از حدود ۳۵۰۰۰ مرحله به مرحله سقوط کرد و جمعه قبل به ۷۶۰۰ رسید . اقتصاد ژاپن در این مدت در مجموع در وضعیت رکود بوده . با این همه قدرت یه ژاپن به دلار آمریکا  از ۱۹۹۰ تا  جمعه گذشته  ۲۴ اکتبر ۲۰۰۸  تقریبأ دو برابر شده  .  دولار به ین ژاپن در سال   ۱۹۹۰ ۶۰/۱  بود و جمعه قبل  ۹۰/۰ را هم ثبت کرد .

از این گذشته در یکی دو ماه اخیر خبرها و آمارهای اقتصادی در مورد اروپا و ژاپن تقریبأ یکسان و چندان هم  منفی نبود  ولی یورو به دلار امریکا شدیدأ سرپائینی رفت  و حال آنکه ین ژاپن به دلاربه سرعت سربالائی  . چه جوری میشود این اعمال ضد و نقیض را با آن پندارها آشتی داد؟  و یا اینکه ماجرا از جای دیگری آب نمی خورد ؟

 نفت  :    

  یکشنبه  ۱۲ آبان ۱۳۸۷   ۲ نوامبر ۲۰۰۸

 قیمت نفت  به واسطه عوامل مادی و روانی خاص خودش افزایش و کاهش میابد . ولی مردم نیاز دارند که توجیه خاص خودشان را داشته باشند و در اینجا است که آشفته بازاری یا معجونی از واقع بینی و پندارگرائی ذهن همه را به خود مشغول میکند .  یکی از پندارهائی که از واقعیتی شروع میشود و به توهم منجر میشود اینست :

نفت دارد تمام میشود پس به زودی دوران تاریکی  یا نوعی عصر یخبندان فرامیرسد ، دوباره وادار به استفاده از اسب و ارابه خواهیم شد  و از این قبیل . پس قیمت اخرین بشکه های نفت روز به روز بالا تر خواهد رفت .  این پندار و تصورات دیگری نظیر اینکه روزگار دلار به سر آمده ، چین هم که از نفت سیر نمیشود   ،  باعث شد که در حالی که قیمت نفت  ۱۴۰ دلار بود رسانه ها بنویسند و بگویند  نفت به ۳۰۰ دلار خواهد رسید و چه بسا که منطقی هم جلوه میکرد . 
 در یکی سال پیش این گونه صحبتها بازار داغ و عامه پسندی داشت و بنابراین تحلیل گران هم سنگ تمام گذاشته سوخت آنرا بیشتر کردند . افزایش قیمت به هر چیز یا ناچیزی ربط داده میشد :  توفان کاترینا و آیک و بقیه ، گروگانگیری در نیجریه ،  بالا رفتن شاخص سهام  ، پائین آمدن شاخص سهام و هرچه .  ولی در همان موقع بسیاری از شواهد که مورد گفتگوی عمومی واقع نمیشد حکایت ازاین داشت که قیمت نفت اگر هم بالاتر میرفت به مقدار قابل توجهی میبایست کاهش یابد .  در رابطه با جنبه ای از بازار نفت که قابل مشاهده برای همه است در این وبلاگ و در نوشته   چرا قیمتها رکورد  می شکنند ؟   یکشنبه  ۱۲ اسفند  ۱۳۸۶      ۲ مارس   ۲۰۰۸   تصریح شد که :

(قیمت نفت از ۱۰ سال پیش تاکنون ده برابر شده ودلیل آنرا ، کم شدن ارزش دلار ، تورم ، و عرضه و تقاضا میدانند  .  به  نمودار شاخص دلار و تورم سالیانه این ده سال که مراجعه میکنم چنین منطقی را نمیتوام بپذیرم . در را بطه  با عرضه و تقاضا  کارشناسان سازمان اوپک  و بسیاری کارشناسان دیگر  بارها ابراز داشته اند که قیمت کنونی نفت به عرضه و تقاضا ارتباطی ندارد .  به گفته کارشناسی  میانگین هزینه تولید نفت در جهان حدود ۷ دلار است وبه نظرم خیلی دور از واقعیت نیست . اگر   هزینه ۱۰  دلارهم باشد هر بشکه ۹۰۰ درصد سود دارد .  بنابراین   سود آوری در هیچ رشته ای به گرد پای  نفت هم نمی رسد .  شکاف بازدهی سرمایه  نمیتواند خیلی دوام بیاورد و طبعأ باید انتظار داشت سرمایه های فراوان به سمت این رشته و انرژیهای جایگزین جذب شوند  و از قرار معلوم این کار صورت گرفته و دارد شدت مییابد . چاه های قبلأ غیر سود ده   دوباره دارند فعال میشوند  ، استخراج نفت از شن های نفتی شتاب بیشتری یافته ، تولید سوخت اتانول و برق بادی و خلق تکنولوژی های کم مصرف هم که به جای خود .)

ابتکار و خلاقیت مغز بشر پایانی ندارد و هنگامیکه پای ضرورت در میان باشد نوآوری های غیر قابل تصور عر ضه میکند . به عنوان نمونه  کارشناسی ارزیابی کرده است با استفاده  از تکنولوژیهای در حال پیشرفت  نیروگاه های خورشیدی  ، کویر ایران به تنهائی میتواند برق همه دنیا را فراهم کند . امثال این کارها نشدنی نیست .
 
با این وجود قابل مشاهده اشت که وقتی قیمت یا هر چیزی مراحل اوج ترقی خود  یا مرحله ای از روند افزایشی را طی میکند شور و نشاط غالب میشود  ،  دیگر هیچ واقعیتی  دیده نمیشود  و یا ندیده گرفته میشود  و به عکس هنگامی که اوج خرابی فرا میرسد طوری دلسردی غالب میشود  که گویا دنیا به آخر رسیده .  این فراز و نشیب روان یا  sentiment   آدمی انعکاسی است از سیکل ها یا ادوار رشد و رکود که در کلیه امور زندگی و طبیعت به تناسب وجود دارد  .
  
اگر بنای این باشد که قیمت نفت  نه به عنوان سوخت بلکه بر اساس فرآورده های بسیار ارزشمندی که میتوان از آن میتوان هم اکنون ویا در آینده بدست آورد ، مورد ارزیابی قرار گیرد هربشکه هزاردلار هم کم است .  ولی انسان به صورت گروهی نه بر مبنای ارزش ذاتی بلکه به حسب شرایط مادی و شعور موجود  و منافع آنی خود به هر چیزی بها میدهد و یا قیمتی برایش قائل میشود .   با وجود بینهایت کتاب و گفت وگو ، عبرت و تجربه تاریخی ویا درس اخلاق و مذاهب آسمانی و زمینی منزه کننده  ، بشر در مجموع همان کاری را میکند که هزاران سال پیش میکرده یعنی پیروی از منافع آنی هرچند که فاجعه ای را به دنبال آورد .
بنابراین ارزیابی هائی که در این وبلاگ آمده بر اساس این این واقعیات صورت گرفته و نه ارزش ذاتی امور یا احساس شخصی .    به عبارت رایج قیمتها  قیمت بازار  هستند و نه بهای ارزشی .
 
 رشید دمهری

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 8:59 PM  توسط رشید دمهری  | 

بحران جهانی ، اقدامات بی سابقه ، پیامدهای فاجعه بار
بحران جهانی   ، اقدامات بی سابقه  ،  پیامدهای فاجعه بار

یکشنبه ۷ مهر ۱۳۸۷             ۲۸ سپتامبر  ۲۰۰۸

یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۷              ۵ اکتبر  ۲۰۰۸

نگاهی اجمالی  :

در چند ماه اخیر و به ویژه طی دو سه هفته گذشته در سطح جهان و به ویژه در آمریکا و در رابطه با قیمت همه دارائی های بزرگ مانند شاخصهای عمده  سهام  جهان و به ویژه سهام  بانکهای بزرگ ،  فلزات قیمتی و صنعتی ، نفت ، محصولات کشاورزی عمده  ، قیمت مسکن در آمریکا و انگلیس و غیره  سقوط ممتد و گاه  بسیار بزرگ صورت گرفته .  برخلاف سابق که برخی افزایش و بعضی دگر کاهش پیدا میکردند   ویژگی  چند ماه  گذشته این است که  قیمتها همه با هم  نه فقط در آمریکا بلکه در تمام دنیا کاهش یافته  .  و در این مدت فقط دلار آمریکا به دلیل نبود   پول نقد   افزایش قابل توجهی یافته است .  منشاء این کاهشهای عمومی   ور شکستگی تعدادی از بزرگترین بانکهای آمریکا  و اوضاع نابسامان بسیاری دیگر و حتی بانکهای اروپائی ، به عبارتی دیگر بحران وام و اعتبار  ،   میباشد .

 ورشکستگی و سقوط های هولناک قیمت سهام  بانکهای بزرگ هم نتیجه وامهای کلانی است که داده شده و حجم بزرگی از آنها سوخت شده  .  به دنبال این وضعیت  وا کنشها ی  بیسابقه ای به خصوص از طرف بانک مرکزی و دولت آمریکا  صورت گرفته که برای آینده جهان سرنوشت ساز خواهد بود .   نتیجه این که درحال حاضر بانکها نه مایلند و نه میتوانند وام بدهند و مهمترین نشانه نگرانی آنها در اعطای وام  این است که در حالی که نرخ بهره دلار آمریکا ۲درصد میباشد نرخ بهره وامی که خود بانکها به یکدیگر میدهند   The London interbank offered rate    یا  LIBOR   به  حدود ۴ در صد یا دو برابر رسیده  .  وام  گیرندگان هم از پرداخت اصل و فرع  وامهای قبلی عاجز شده اند تا چه رسد به قبول وام های جدید .  با این وجود بانکهای مرکزی اصرار دارند همان اقدامات قبلی خود یعنی تزریق هر چه بیشتر وام   ، که بحران کنونی یکی از نتایج آن است  ، را  به هر قیمتی ادامه دهند .

بعد از    baiout     چندین بانک و سازمان مالی توسط بانک مرکزی  و دولت آمریکا  در چند ماه اخیر که با   bear  stearns   شروع شد و سپس باFannie Mae  ،  Freddie Mac    Merrill  Lynch   ،   Lehman Brothers   ،    Wachovia  ،  AIG   ادامه یافت ، اخیرآ در حال قبولاندن طرح نجومی  ۷۰۰  میلیارد دلاری موسوم  به   resque plan  یا   paulson plan    و یا   bailout package   که نام قانونی آنرا گذاشته اند          Emergency Economic  Estabilization  Act of 2008     به مجلس سنا و نمایندگان هستند . هدف این طرح ظاهرآ کمک به بانکها ، مردم آمریکا  و جلوگیری از رکود اقتصادی میباشد  .   البته  اوضاع  بانکهای بزرگ  و اقتصاد کشورهای اروپائی به ویژه انگلستان و کشورهای دیگر مانند چین ، ژاپن  و  روسیه هم چندان بهتر نیست .

یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۷              ۵ اکتبر  ۲۰۰۸

سر انجام  طرح ۷۰۰  میلیارد دلاری با ابراز امیدواری هائی مورد تصویب هردو مجلس آمریکا قرار گرفت . در این  گونه تلاشها آمریکا تنها نیست  ، اروپائیها و دیگران هم که خطر را احساس کرده اند دست به کار شده اند .

حدود یکسال پیش و در حالی که قیمتها از سهام گرفته تا نفت و طلا و هرچیز دیگر در بالا رفتن با هم رقابت داشتند  ،  تقریبآ همه مقامات عالیرتبه و آگاهان امور اقتصادی و بانکی جهان اوضاع را خوب و امیدوارکننده میدانستند و به مردم امیدواری میداند .  همان آقایان خبره یا   smart guy   در هفته های اخیر با دستپاچگی  قانون گذاران را میترساندند که اگر کاری نکنید وضع خیلی بد تر  از این  میشود .  در این میان یکی از آن وکلای مجالس هم نپرسید  پس تحلیلها و نظرات  قبلی شما روی چه حسابی بود .

  به هر صورت در این وبلاگ حدود یک سال  قبل از آنکه این بحران روی دهد و قیمتها سقوط کنند در نوشته های گوناگون توضیحات کافی  در مورد آنچه پیش رو خواهد بود داده شد .

 تا به حال و طی بحران چند ماه اخیر تقریبآ   یک   مرحله تصفیه حساب صورت گرفته  .

 برای مدتی  امکان بهبود یا ترمیم  نسبی اوضاع وجود دارد .  ولی مسائل حل نشده همچنان به قوت خود باقی است .

 این بهبود احتمالی  یا سر پا نگه داشتن   نه طبیعی است  و نه قابل دوام زیرا به کمک  تزریق داروهای بسیار قوی که  هفته پیش و هفته های پیش تر داده شد و در آینده  نه چندان طولانی هم تکرار خواهد شد  ، حاصل خواهد شد .

سر انجام کار به جائی کشیده خواهد شد که تزریق بیشتر و دوز بالاتر این خطر را دارد که در عوض  ویروس  بیمار را بکشد .  ودر آنجاست که بحران نهائی آغاز خواهد شد  ،هر مقاومتی  در هم  شکسته میشود   و  پس از طی مرحله طبیعی خود و پاکسازی کامل  ، پیشرفت و بالندگی  سالم و پردوام از سر گرفته خواهد شد .

 رشید دمهری

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 11:46 PM  توسط رشید دمهری  | 

قانون طبیعت

 

قانون طبیعت

یکشنبه   ۳۰ تیر  ۱۳۸۷    ۲۰ ژولای  ۲۰۰۸

درست شبیه کف دره  ، قله کوه و برگشت مجدد به جای اول  . این نمودارها مربوط است به  ۱۰ تا ۲۰ سال قبل و تا  ۱۴ ژولای  ۲۰۰۸  میلادی  .  اینها قانون تناوب و تکرار یا cycle  را به نمایش میگذارند . کنشها و رویدادهای اجتماعی و اقتصادی باعث این نوسانها میباشند یا  به عکس کل فعالیت بشری  اسیر و متأثر از آن آهنگ زیر و بم دار هستند ؟ به نظر من دومی . هر کس به گمان خود برای این صعود و نزول ها چون و چراهائی  قائل میشود ولی آن منطق و تفسیری که با این قانون بخواند معتبر است .  در این وبلاگ  از حدود یکسال پیش در رابطه با آن فوران ها  bubble  و سرنگونی بعدی یا crash   مطالبی با عنوان های زیر نوشته شده :

سرانجام ِ انباشت وام ها ؟

 یکشنبه  ۲۵ آذر  ۱۳۸۶    ۱۶ دسامبر ۲۰۰۷

بحران جهانی اعتبار و پیامدها

  یکشنبه  ۲۵ فروردین  ۱۳۸۷     ۱۳ آوریل ۲۰۰۸

 

در این رابطه نمودارهای زیر قابل توجه است .

اولین نمودار مربوط به قیمت سهام بانکهای بزرگ آمریکا است .

 

 

 دو نمودار بعدی مربوط است به دو تا از بزرگترین شرکت یا سازمانهای وام دهنده آمریکا در بخش مسکن  Fannie Mae and Freddie Mac  که مورد حمایت دولت و بانک مرکزی میباشند .  این دو شرکت ۱۲ تریلیون دلار  یا به عبارتی ۱۲ هزار میلیارد دلار که حدود ۵۰ درصد کل وام دهی در آمریکا میباشد را به عهده دارند .  

در یکی دو هفته اخیر وزیر دارائی و رئیس بانک مرکزی آمریکا به تکاپو افتاده اند و به مجلس آمریکا پیشنهادی داده اند که طبق آن اجازه داشته باشند  که ضرر و زیان این دو شرکت راجبران کنند . ضرر چه کسانی را جبران کنند ؟ سهام داران ؟  وام گیرنده ها ؟  آنها غم زیان سهامداران و وام گیرندگان را ندارند ،  میخواهند وامی را که وام دهندگان بزرگ مانند :  بزرگترین شرکت صاحبان پول آمریکا و جهان Pimco  و کشورهای بزرگ وام دهنده مانند چین را ، که فعلأ وامهایشان  به دلیل سقوط قیمت مسکن و عدم توانائی وام گیرندگان برای پرداخت اصل و فرع سوخت شده   ، را جبران کنند و به داد رفقا برسند .  از کجا ؟  از جیب مبارک اکثریت مردم آمریکا  که در این قضایا دخالتی نداشتند و از طریق تحمیل مالیات بیشتر  .   بازگرداندن اعتماد به بازار و بقیه شوخیهائی که میفرمایند برای رد گم کردن و این جور کارها میباشد .

 

 

 

 

 

 و این نمودار شرکت ماشین سازی جنرال موتور آمریکا است ، شرکتی که  نماد صنعت و قدرت آن کشور بود .

 

 

 

 این یکی بساز بفروشها  home builders   هستند .

 

 

 

 

این آخری اژدهای سرخ ، چین به ظاهر کمونیست میباشد .  تا همین یکسال پیش بود که همه جا صحبت از ابرقدرتی نوظهور  و بهشت سرمایه گذاران بود .  به نوشته

حکایت تکراری  یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۵        ۴ مارس ۲۰۰۷  

 مراجعه شود .

 

 

 و مهم تر از اینها  ،  آیا سقوط  نسبتأ شدید و طولانی همه شاخصهای عمده سهام آمریکا و  جهان نمیتواند پیامد سیاسی و نظامی مهمی به دنبال داشته باشد ؟

  رشید دمهری

rashid demehri

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 8:53 AM  توسط رشید دمهری  | 

پیـشــــــتازی زنان

پیـشتازی زنان

یکشنبه  ۱۶ تیر   ۱۳۸۷               ۶  ژولای   ۲۰۰۸

طرح موضوع :

میتوان مشاهده کرد که در همه جا و همه کارها نقش زنان به گونه ای روزافزون برجسته تر میشود . زنان حضور خود را در سیاست ،  اقتصاد ، امور نظامی ، ورزش ها ، قضاوت و در هر عرصه ای که بطور سنتی میدان فعالیت مردان بوده است ،  تثبیت میکنند . تمایل عمومی مردم دارد به این سمت میرود که مسئولیت را بیشتر به عهده زنان محول کنند .  تازه ترین نمونه آن رقابت فشرده بین دوکا ندیدای انتخابات مقدماتی حزب دموکرات امریکا خانم هیلاری کلینتون و آقای باراک اوباما بود . مردم به خانم کلینتون یک ملیون رأی بیشتر دادند ، خانم کلینتون ۱۸ ملیون و آقای اوباما  ۱۷ ملیون رأی آوردند .  به خاطر اینکه نمایندگان عالی حزب دموکرات  super delegates  یعنی سران بانفوذ حزب   اوباما را حمایت کردند ،  به او رأی بیشتری داده و نظر عمومی مردم نادیده گرفته شد .

در حال حاضر نزدیک به نیمی از تصمیم گیرندگان عمده جهان زن هستند . رئیس مجلس نمایندگان آمریکا  برای اولین بار یک زن است وزیر خارجه موثر ترین کشورهای دنیا  آمریکا و اسرائیل زن هستند  ،  صدر اعظم قدرتمندترین کشور اروپائی  یعنی آلمان و بسیاری دیگر هم همینطور . این وضعیت در چند هزار سال اخیر بیسابقه بوده . چنین وضعیتی  حدود دو هزار سال پیش عمدتأ در ایران و تا اندازه ای هند سابقه داشته که زنان دارای حقوق انسانی  برابر با مردان بوده و  تا مقام پادشاهی و فرماندهی نظامی و غیره میرسیدند .  و حال آنکه  در بیشتر فرهنگ ها به ویژه در ادیان سامی حداقل حقوق را برای زنان قائل بوده و  آنان  بیشتر یا کالای قابل خرید و فروش مردان یا انسان درجه دو  و  گناه کار  که  شایسته هرگونه مجازات و محدودیت بوده اند .

  

The Power Of Women 2006 Calendar (2005)                    

 جانب داری از زنان  از طرف مردم عادی به همه عرصه ها  گسترش یافته   و به عنوان مثال :   مطابق آمار اداره ثبت آمریکا مردانی که هنگام ازدواج تغییر نام میدهد و اسم خانوادگی همسر خود را برمیگزیند به سرعت در حال افزایش است .

 کار به جانبداری از زنان هم ختم نشده ، گرایش به شیوه رفتاری و صفات زنانه هم روز به روز طرفداران بیشتری را به خود جذب میکند .  گرایش مردان به کارهای مختص زنان مانند پرستاری و غیره ، آرایش های زنانه مانند برداشتن ابرو و کشیدن سرمه ، پوشیدن لباسهای شبیه  زنان و بسیاری از اینگونه تغییرات در عرصه های دیگر هم  در حال رشد است . 

 در مشهورترین نمایشگاه مد جهان در فرانسه طرح هائی مورد استقبال قرار گرفتند که نه فقط به لحاظ فرم حالت زنانه داشته بلکه رنگها و نوع پارچه هم زنانه بود یعنی بیشتر ابریشم و حریر و امثال اینها و رنگها هم صورتی و روشن و یا گل گلی . ویژگی دیگر این مد ها الگوبرداری و الهام از طرح های باستانی آمریکای لاتین ، هند ، چین و امثال اینها است .

 

 خوب ، حالاممکن است گفته شود اینها که ربطی به اقتصاد و نوسان قیمتها و بورس ندارد . به نظر من دارد .  دلواپسی های امروزه مردم دنیا این است که  :  محیط زیست ، اقتصاد و قیمتها به کدام طرف خواهند رفت ؟ در دنیای آینده چه کسانی رشد خواهند کرد و کدامین به زیر خواهند رفت ؟ جنگ خواهد شد ؟ صلح خواهد شد ؟ دهکده جهانی با خوبی و خوشی تکمیل خواهد شد یا دنیا دوباره تکه تکه و ریز ریز خواهد شد و قرون وسطای تازه ای سر برخواهد آورد ؟  قطب های کنونی فرو خواهند ریخت و قطبهای تازه ای شکل خواند گرفت ؟ یا اینکه هرکه به هرکه و آشفته بازارخواهد شد  و در هر محل و منطقه ای غارتگری حکومت و احکام من درآوردی خاص خودش را علم خواهد کرد ؟ یا  با دنیائی پر از ادیان و ایدئولوژیهای قدیم و جدید و دو رگه و چند رگه تند و تیز و با انواع مدینه فاضله رو برو خواهیم شد ؟  یا با مردمانی   با پندار و گفتار و کردار نیک   روبرو خواهیم بود   که موجب آبادانی و پیشرفت میشوند  ؟ چگونه میتوان به آمارها و اطلاعات ضد ونقیض وتحلیلهای ضد ونقیض تر و فرضیه های چنین و چنان  نظریه پردازان اعتماد کرد ؟ تکنیکهائی مانند  DOW   و  elliott wave  و  cycle   و تعدادی از نشانگرها ی تکنیکی technical indicators  و نشانگرهای بازار  market indicators    که برای پیشبینی آینده مورد استفاده قرار میگیرند به نظر من بسیار مفید هستند ولی با این وجود و در اغلب اوقات از طرف بهترین متخصص ها هم تفسیرهائی میشود که با هم نمیخواند و یا با چندین اگر و احتمال همراه هستند و در نتیجه ابهام و بلاتکلیفی در مورد آینده ،  دست کم برای افراد غیر متخصص همچنان باقی میماند .

در جائی که صد ها و هزاران کتاب و مقاله ضد و نقیض و یا تکنیکهای ساده و پیچیده ممکن است گیج کننده و ابهام آور باشند توجه به چون وچرای همین موضوع زنان  و پدیده های ملموس و قابل رویت دیگر (  نشانگرهای عملی و عام جامعه   social indicators    که خود از  social mood    که نحوه رفتار یا خلق و خوی مردم است  ،  نشأت میگیرد ) میتواند تصویر روشن و مطمئن تری از وضع موجود و آینده را ارائه دهند یا حداقل کمکی باشند  .

آیا  تحول  ذکر شده موقتی بوده یا مقدمه پدیدار شدن دوران جدید زن سالاری یا زن شاهی ؟ این پدیده صرفأ فرهنگی و اخلاقی است ؟  محصول آگاهی و مبارزه زنان یا قانون مدار شدن جوامع یا دموکرات شدن مردان است ؟  آیا قوانین و سنتهای تبعیض آمیز علیه زنان از بین رفته ؟  یا ضمیر ناخودآگاه  و غریزی مردم  چیزی را احساس کرده که در نتیجه زنان را بر مردان ترجیح میدهد ؟  این پدیده  نمیتواند نوعی زمینه اقتصادی و مادی داشته باشد ؟ میتواند به رشد و رکود اقتصادی مربوط باشد ؟  به  افزایش و کاهش  دراز مدت قیمتها هم ربطی دارد ؟ 

 اگر مراجعه کنندگان به این نوشته نظری یا پاسخی به پرسشها دارند در بخش نظر دهی یادداشت بفرمایند .

رشید دمهری

rashid demehri

 

2 نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 1:29 AM  توسط رشید دمهری  | 

قیمتها در چه مسیری گام برمیدارند ؟

قیمتها در چه مسیری گام برمیدارند ؟

یکشنبه ۸ اردیبهشت  ۱۳۸۷    ۲۷ آوریل  ۲۰۰۸

 از حدود یک سال پیش تا کنون قیمت جهانی برنج  ۳ برابر شده  ، قیمت  جهانی  گندم در ۶ ماه  اخیر حدود  ۲ برابر افزایش یافته و از بهار ۲۰۰۷ تا کنون از هر  تن ۴۰۰ دلار به اوج ۱۳۴۰ دلار رسید . سایر مواد غذائی هم کم یا بیش به همین ترتیب .

و این هم نمودار قیمت جهانی برنج :

قیمت ، فروش و ساخت مسکن در بزرگترین بازار مسکن جهان  یعنی آمریکا از یکسال پیش مرتب در حال کاهش است .

قیمت شاخصهای عمده سهام  آمریکا و اروپا حدود ۳۰ درصد آنچه را در مدت ۵ سال بدست آورده بود در مدت ۴ ماه از دست داد و در ۳ ماه اخیر نیمی از آن را پس گرفته . شاخص سهام چین که پیشتاز همه بود و از مرز  تاریخی ۶۰۰۰   هم گذشته بود و همه جا صحبت از ابر قدرتی نو ظهور بود  فقط در مدت حدود ۶ ماه ۵۰ در صد ارزش خود را از دست داد و در روزهای اخیر به ۳۰۰۰ رسید .

قیمت طلا حدود یک ماه پیش به اوج تازه و تاریخی هر اونس  ۱۰۳۵  دلار افزایش یافت و سپس تا ۸۷۰  دلار کاهش یافت و نفت خام  در همین مدت از ۱۱۲ دلار و  به دنبال  کاهشی کوتاه مدت  در جمعه گذشته با ۱۲۰ دلار بسته شد . 

از این تناقض یا دو گانگی  در نوسان قیمتها چه پیامی میتوان دریافت کرد ؟


 ابتدا  گزیده هائی از نوشته های قبل :

شاخص سهام آمریکا  گرماسنج  دنیا

یکشنبه    ۲۸ امرداد   ۱۳۸۶         ۱۹ اوت ۲۰۰۷

قیمت مسکن در آمریکا ، اروپا وبسیاری کشورهای دیگر نیز به تصور من چاره ای جز کاهش نخواهند داشت و آن هم  کاهشی طولانی تر و شدید تر از آنچه عموم مردم و کارشناسان این مناطق تصور میکنند .

سیم آخر  ؟ 

یکشنبه   اول مهر ۱۳۸۶    ۲۳ سپتامبر   ۲۰۰۷

ورد کلام مقامات بانک مرکزی آمریکا  دو چیز است .  یکی اینکه ماخواهان دلار قوی هستیم  و دیگر اینکه نگران تورم یا  inflation هستیم و با آن مقابله خواهیم کرد . ولی چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند !

احتمال سوم این است که گردانندگان جهانی سیاست و اقتصاد و پولها با توسل به اهرم اصلی خود یعنی بانکهای مرکزی به سیم آخر بزنند ، شتاب ماشین چاپ اسکناس و ارائه وام بی حد و حصر و بی پشتوانه را از وضعیت پر شتاب کنونی پر شتاب تر کنند و دلار و ین ژاپن را بازهم ضعیف تر کنند ، تورم را دامن زنند ، در نتیجه قیمت نفت و فلزات قیمتی و صنعتی را هم رها کنند تا هر جا میخواهد بالا رود    ،  شاخصهای سهام را با انواع  شگردها به قصد کسب سود نجومی تر برای ابرشرکتها و امیدوار نگه داشتن مردم و افکار عمومی یا گیج کردن آنها ،  به این صورت که آنچه را در عمل میبینند و لمس میکنند نتوانند باورکنند  ،  بالاتر و بالاتر ببرند .

چرا قیمتها رکورد  می شکنند ؟

یکشنبه  ۱۲ اسفند  ۱۳۸۶      ۲ مارس   ۲۰۰۸

 یک ویژگی یک سال گذشته این است که از وقتی قیمت مسکن شروع کرد به سقوط  قیمت های شاخصهای سهام افزایش بیشتری یافتند  ، یعنی به تصور من بخشی از پولهای سرخورده از مسکن هم به عنوان مأوا به سهام روی آوردند . و وقتی از حدود ۵ ماه قبل شاخصهای سهام در آمریکا و بقیه کشورهای صنعتی هم  شروع کردند به ریزش  ، پولهای سرگردان در جستجوی سود همگی به تنها جای باقیمانده  ، کمادیتی ها     commodities  یعنی  نفت  ، فلزات قیمتی و صنعتی ، گندم ، جو  ، شکر  ، سویا ،  قهوه  و تا به آخر  ، هجوم آوردند  .  میتوانید به نمودارهای دراز مدت مراجعه کنید و صحت یا عدم صحت این تصورات را ببینید .  حالا اگر این تصورات به واقعیت نزدیک باشد حد اکثر ظرفیت این اقلام برای تحمل قیمت بالا چقدر است ؟

 معمای  تورم

یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۶     ۱۶ مارس ۲۰۰۸

در مجموع اکثر کارشناسان نفت وطلا و نقره و بقیه کمادیتی ها بر این عقیده

هستند که اینها هنوز در اوائل یا اواسط راه هستند و در چند ماه وچند سال آینده

 جای فراوانی برای افزایش قیمت دارند . تصور من این است که این قیمتها به

مرحله لبریز شدن بسیار نزدیک شده اند و به احتمال زیاد و حداقل برای مدتی

 شاهد برگشت نسبتآ سنگین اینها خواهیم بود .

بحران جهانی اعتبار و پیامدها

  یکشنبه  ۲۵ فروردین  ۱۳۸۷     ۱۳ آوریل ۲۰۰۸

اما این گونه credit  که منشأ آن بانکهای مرکزی و در راس آنها فدرال رزرو  میباشند به همراه ابداعاتی  financial innovations in credit and structured finance  که شرکتهای مالی و بازارهای بورس  به نام مشتقات یا  derivatives   و  leverage  خلق نموده اند همچون شمشیر دو لبه عمل میکنند  ، هم قیمتها را به شدت بالا میبرند و هم  سقوط آزاد میدهند . فعلأ  مرحله برگشت در چند ماه اخیر با مسکن و شاخصهای سهام  شروع شده تا در گام بعدی نوبت دیگران هم برسد .


تورم یعنی چه ؟

عموم مردم و بسیاری از تحلیلگران می پندارند فرقی بین تورم و افزایش قیمت نیست و حال آنکه اینها  دو امر متفاوت هستند . افزایش یا کاهش قیمت به تناسب عرضه و تقاضا مربوط میشود و تولید و مصرف در آن نقش بازی میکنند و حال آنکه تورم ناشی از انتشار پول و اعتبار بی پشتوانه است  . 

و بسیاری دیگر تصور میکنند که تورم به رشد و رکود اقتصادی مربوط میشود و میگویند در دوره  رشد اقتصادی تورم و در زمان رکود  سقوط قیمتها  روی میدهد . واقعیت ها نشان میدهد که  اینگونه نیست . تورم  (  افزایش عمومی قیمتها ) پدیده ای پولی است . هر چه قدر بانکهای مرکزی پول بی پشتوانه منتشر کنند به همان اندازه تورم به وجود میآید و به همان اندازه هم جیب مردم زده میشود . مجوز انتشار پول بی پشتوانه را هم با حذف طلا از سیستم پولی جهانی بدست آوردند . و از حدود یک قرن پیش که مراحل مقدماتی حذف طلا را فراهم کردند تورم شروع شد و از ۱۹۷۱ یعنی از حدود ۳۷ سال پیش که طلا را رسمأ از سیسم پولی بیرون کردند  شتابی لجام گسیخته پیدا کرد و  به همین دلیل تناسب فقر و ثروت و همه جنبه های دیگر زندگی مردم با دورانی که طلا تنظیم کننده نظم زندگی بود به کلی تفاوت پیداکرده .  

 حالا چندسالی است که این سیستم پولی و تورم همزاد آن  با بحران روبرو شده که من آنرا آغاز فروپاشی این سیستم میدانم .  با این وجود مانند هر موجودی که عمر طبیعی آن تمام شده باشد  ،  میتوان مدتی و گاهی مدتها با انواع داروها و بالا بردن دوز آنها و عملیات جراحی پر هزینه  او را در قید حیات نگه داشت  ، با سیستم پولی جهان هم دارند همین کار را میکنند .  ولی آیا نشانه های قابل لمسی برای همه  مردم وجود دارند که ببینند اصلأ خود این بحران  واقعیت دارد و یا توهمات من و امثال من است ؟    دو علامت مهم را ذکر میکنم ، قضاوت به عهده خودتان .

 این نوشته تکمیل خواهد شد .

رشید دمهری

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 8:3 PM  توسط رشید دمهری  | 

بحران جهانی اعتبار و پیامدها
بحران جهانی اعتبار و پیامدها

  یکشنبه  ۲۵ فروردین  ۱۳۸۷     ۱۳ آوریل ۲۰۰۸

قرض یا وام  loan  پول یاچیزی نقدی میباشد که در ازای بهره یا بدون بهره برای مدتی به دیگری داده میشود . اعتبار یا  credit   پولی است که ادعا میشود یا گمان میرود وجود دارد و با یا بدون بهره به دیگری محول میشود .

به برکت پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی و پیدایش منابع ذغال سنگ  و به ویژه نفت از حدود یک قرن پیش توسعه اقتصادی جهان گسترش بیشتری یافت .  تا اوائل قرن بیستم  پول دنیا عمدتأ طلا و نقره بود . توسعه حجم تولید و تجارت نقل و انتقال حجم زیاد طلا را پر هزینه و تجارت را کند میکرد . به دنبال مراحلی سرانجام مقرر شد که به جای خود طلا سند آنرا که دلار یا پوند یا مارک و غیره بود دست به دست شود و  هر گاه دارنده دلار آنرا به بانک تحویل میداد و درخواست طلای نقدی میکرد بانکها موظف بودند به اندازه رقمی که روی آن سند نوشته بود به او طلا تحویل دهند  .  این وضعیت کم یابیش مدتی ادامه داشت ولی   بانکها ازاین وضع راضی نبودند و اشتهای سود جوئی آنها را سیراب نمیشد . بانکدارهای بزرگ  سرانجام فکر به خاطرشان خطور کرد ،  ابداع یا اختراعی کردند که رویای کیمیاگران در مقابلش حقیر مینمود  . کیمیا گران چه تلاشها که نکردند تا از ترکیب مواد دیگر طلا بسازند و  رویای پول کم درد سر و بی پایان را جامه عمل بپوشند ، آرزوئی که به دل آنها ماند .

 طرح بانکداران این بود که اصلأ خود طلا را از گردونه خارج سازند و آن را از ایفای نقش پول واقعی محروم سازند . تدارکات و مراحل پر پیچ و خم و اغلب محرمانه ای اجرا شد تا بالاخره رئیس جمهور آمریکا ریچارد نیکسون  قرار داد موسوم به   Bretton Woods Agreement    را که  در سال ۱۹۴۴ بین ۴۴کشور عمده  جهان منعقد شده بود  را در سال ۱۹۷۱ یک طرفه  ملغا نمود و اعلام کرد دیگر طلا به دارندگان دلار تحویل داده نخواهد شد و از آن زمان رسمأ و تا کنون در همه بانکهای دنیا  طلا دیگر نه پول است نه پشتوانه . طبق قرار برتون ودز  دلار پول عمده جهان اعلام شد مشروط به اینکه  آمریکا در صورت درخواست به جای دلار کاغذی مقدار ثابتی طلا تحویل دهد .  و این هم یک پیوند برای اطلاعات بیشتر   What Has Government Done to Our Money

 بانکها و دولتهای بزرگ سرانجام دشمن دیرینه خود را شکست دادند و آنها ماندند و ماشین چاپ کاغذی به نام اسکناس . برای کارکنان یدی و فکری پول در ازای کار معین و برای تولیدکنندگان و کارهای خدماتی  در صورت تفاوت مثبت هزینه و فروش بدست میآید و لاغیر ،  ولی برای بانکداران و دولتهای همدست آنها هیچکدام از اینها لازم نیست .

با این روش به اندازه اسکناس بی پشتوانه ای که منتشر میشود و اعتباری که اعطاء میشود از دسترنج مردم گرفته و به آنانی که صاحب دولتها و بانکها هستند و یا رابطه نزدیک با آنها دارند  داده میشود . اسم این عمل را چه میگذارند ؟

  •  اسامی رسمی : سیاستهای پولی monetary policy  ،  یا سیاست کمک به اقتصاد  accommodating  policy  و یا تسهیلات پولی  liquidity  و غیره .
  • اسامی غیر رسمی :  نوعی بیزینس یا کاسبی ، گونه ای راهزنی مدرن  با ابزاری آراسته و قانونی بدون زور مستقیم شمشیر وغنیمتی باحجم افسانه ای .

البته ظاهرأ قرار شد از ۱۹۷۱ به بعد هر کشوری به تناسب رشد تولید ناخالص ملی  GDP  اقدام به چاپ اسکناس کنند  تا تورم به وجود نیاید ولی کی رعایت کرد ؟  هدف  هم این نبود ، بیشتر برای حفظ ظاهر  و توجیه کنار گذاشتن طلا بود . پیش از آنکه طلا از مقام رسمی خود خلع شود  هر اونس آن حدود ۲۰  دلار بود یعنی با یک دلار میشد ۵/۱گرم طلا خرید و حالا باید حدود ۴۵ دلار برای دریافت همان ۵/۱  گرم  پرداخت کرد . حساب کنید کدام یک پول واقعی و کدام یک کپی تکثیر شده است ؟

در ابتدا همه کشورها کاغذ چاپ کردند وهنوز کشورهائی مانند ایران همین کار را ادامه میدهند و به همین دلیل تورم در این کشورها تقریبأ بی برگشت است . ولی کشورهای پیشرفته و بانکهای مرکزی آنها دیگر کمترکاغذ چاپ میکنند ودر عوض  فقط با فشار  دادن دگمه های کامپیوتر میلیاردها و ترلیاردها شبه پول درست میکنند و به عنوان اعتبار credit و در ازای دریافت وثیقه نقدی و با بهره معین به مردم و شرکتها قرض میدهند .

اما این گونه credit  که منشأ آن بانکهای مرکزی و در راس آنها فدرال رزرو  میباشند به همراه ابداعاتی  financial innovations in credit and structured finance  که شرکتهای مالی و بازارهای بورس  به نام مشتقات یا  derivatives   و  leverage  خلق نموده اند همچون شمشیر دو لبه عمل میکنند  ، هم قیمتها را به شدت بالا میبرند و هم  سقوط آزاد میدهند . فعلأ  مرحله برگشت در چند ماه اخیر با مسکن و شاخصهای سهام  شروع شده تا در گام بعدی نوبت دیگران هم برسد .

و این هم یکی از پیش تازان و قربانی اخیر این گونه  وام ها :

 

 Bear Stearns

 

‌Bear Stearns  پنجمین بانک  بزرگ سرمایه گذاری در آمریکا با سابقه

۸۵ سال فعالیت . حدود یک سال پیش قیمت هر سهم آن تا  ۱۷۲ دلار افزایش یافت ، بعد از چند ماه کاهشهای متوالی در ابتدای روز ۱۴ مارس ۲۰۰۸ حدود یک ماه پیش ۶۰ دلار معامله شد ساعتی بعد خبر آمد که این بانک دچار بحران شده ، در پایان روز ۵۰ درصد از قیمت آن کاسته و با۳۰ دلار بسته شد .   فردای آنروز مدیریت شرکت اطلاع داد که اگر کاری نشود در روز دو شنبه با شروع بازار اعلام ورشکستگی خواهد کرد . بانک مرکزی آمریکا دید اگر اینطور شود کارهای پشت پرده برملا خواهد شد . بنابراین دست به کار واسطه گری شد و  با دادن ســـــی میلیارد دلار وام به  JPMorgan  که دومین بانک بزرگ آمریکا میباشد و بعد از چک و چانه زدن سرانجام تمام سهام  Bear Stearns  در روز تعطیلی یکشنبه ۱۶مارس  به قیمت هر سهم فقط   ۲ دلار  فروخته شد .  ۱۷۲ کجا ۲ کجا .  Bear Stearns  با همان ابزارهای credit    derivative  , leverage  فعالیتهائی در بازار مسکن آمریکا  داشت که به این نتیجه منجر شد  .

بعد از این رویداد که مهمترین موضوع یک ماه اخیر آمریکا و همه اقتصادهای پیشرفته جهان بوده مجددأ بانک مرکزی آمریکا  FED  بر ادامه همان رویه های سابق خود تأکید کرد  . و روز جمعه قبل ۱۱ مارس سران بانکی و اقتصادی ۷ کشور بزرگ صنعتی موسوم به G7  در واشنگتن جمع شدند و اعلامیه دادند   http://www.ustreas.gov/press/releases/hp919.htm و اعلام کردند ما چنین و چنان میکنیم و نمیگذاریم  بحران کردیت ادامه یافته و رشد اقتصادی در دراز مدت کاهش یابد . آنها مختارند هر چه میخواهند بگویند و بنویسند .   قانون تناوب طبیعت و بازار هم کار خودش را میکند . قله کوه ها و کف دره ها ، شدت گرمای تابستان و سرمای زمستان ، روز و شب ،جنگ و صلح ،رونق و رکود اقتصادی ،صعود و صقوط قیمتها ، و هر چه و هرچه را نگاه کنیم خبر از جفت هائی میدهند  که افراط و تفریط در ذات آنها است و هرچند وقت یکبار تکرار میشوند  و هیچ مانعی جلو دار آنها نیست .  هر که  در جلو روند اصلی قرار بگیرد  ، فرقی نمیکند که با گناه  یا بیگناه  ، افرادی کم بنیه یا قدرقدرتهائی مانند بانکهای مرکزی یا صندوق بین المللی پول IMF  یا دولتهای بزرگ باشند ، سرانجام طعم شکست را خواهد چشید .   تکرار قانون تناوب ،  ازلی و ابدی و مشترک درهر چیز مادی و روانی میباشد . ولی این تکرار ها به لحاظ شدت و اندازه و سایر جزئیات تا بینهایت متفاوت میباشند . حدود ۷ میلیارد انسان وجود دارد که در وجوه اصلی مشابه و تکرار همدیگر هستند و در جزئیات هر یکی بی همتا .  بازارها و قیمتها هم به همین گونه رفتار میکنند .

 در شرایط امروز دنیا با آگاهی از موقعیت بازار  اعتبار و  وام     است که میتوان  وضعیت کنونی و آینده اقتصاد جهانی  ، آینده دلار آمریکا ، شاخصهای عمده سهام   ،  نفت ، فلزات قیمتی و صنعتی و همچنین تحولات سیاسی جهان و جنگ ها و تشدید ناآرامی ها  در جهان ، را مورد بررسی قرار داد .

رشید دمهری

 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 0:12 AM  توسط رشید دمهری  | 

نوروز ، نو شدن هر آنچه هست

نوروز  ، نو شدن هر آنچه هست    

یکشنبه ۴  فروردین ۱۳۸۷    ۲۵ مارس  ۲۰۰۸

به نام خداوند جان و خـــــرد                    کزاین برتر اندیشه بر نگـذرد

خداوند کیوان و گردان سپـهر                   فروزنده ماه و ناهید و مهـــر

نیابد به دو نیز اندیشـــــه راه                    که او برتراز نام و از جایگاه

اشا asha واژه ای به معنی راستی و درستی است؛ اما معنی ژرفتر آن قانونی است ازلی و ابدی که اهورامزدا وضع کرده که براساس آن هر کنشی، واکنشی در بر دارد و هر کار نیک یا بدی پاداش یا پادافره خود را در پی دارد. به مفهوم دیگر اشا نظمی است خردمندانه که بر کلیه موجودات عالم حاکم است و تضمین کننده تکامل و تعادل موجودات .

نوروز یکی از مراحل اشا است که بیانگر پشت سرگذاشتن دوره پسرفت ، سردی و غم ، ویرانی و شکست و اینگونه موقعیتها میباشد .

نیاکان ما با درایت خود و دقت در گردش سال همه تحولات اساسی آن را شناسائی و زمان تکرار یا احیاء آنرا با ریاضیاتی دقیق ، در چند هزارسال پیش ، تعیین کردند که تا به امروز صحیح ترین و طبیعی ترین گاه شماری میباشد . و نوروز روزی است که از آن به بعد طول روز از شب پیشی میگیرد و شکست نهائی زمستان اعلام میشود مردم این غلبه نور بر تاریکی و شروع حاصلخیزی طبیعت و نو شدن زندگی را جشن میگیرند . چه موجودی مادی یا معنوی  را میتوان یافت که نوروز یا به عبارتی نو شدن و باروری مجدد در آن وجود نداشته باشد ؟ چیزی که نتواند نو شود  خواهد ماند  ؟

یکی از ویژگی های مهم و متمایز فرهنگ و ادیان ایرانی آنست که همه جشنها و مراسم عمومی بر اساس تحولات مثبت طبیعت بنا نهاده شده اند و نه تحولات و انقلابات اجتماعی ویا ظهور این یا آن شخصیت سیاسی یا دینی یا نظامی یا هرچه از این قبیل . دیگر ویژگی فرهنگ کهنسال و همیشه تازه و نو شونده آن اینست که با وجود آنکه بیش از هر سرزمینی ، و بیشتر به سبب موقعیت جغرافیائی بی همتایش ، مورد غضب و تاخت وتاز وقتل وغارت اقوام یا کشورهای دیگر قرار گرفته و مصیبتهای جانکاهی را متحمل شده هیچ گونه مراسم و مناسبت عزاداری و ماتمداری عمومی ندارد . این ، بزرگی  ، سلامت روح و روان ،  و اراده شکست ناپذیراین مردمان را به اثبات نمیرساند ؟

حمله اسکندر ، یورش اعراب ،تاخت وتاز مغول ها و در یکصد سال اخیر دست اندازی غرب و شمال به ویژه انگلستان و روسیه که همگی به قصد تخریب یا مخدوش و کم رنگ کردن  تمدن  ایران صورت گرفت به چه سرانجامی رسید ؟ هرچه بیشتر بر این آتش تابناک ضربه زدند پراکنده تر شد و بخشهای بیشتر این کره خاک را تحت تـأ ثیر شایستگی های خود قرار داد .

شکرایزد که زتاراج خزان رخنه نیافت   

                                                  بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

بزرگی ، هوشیاری و صبر آگاهانه مردم این سرزمین تا به حدی بوده که همه آن دشمنان اولیه را دیر یا زود مجاب کرد ، به طوریکه بسیاری از شاهزادگان مغول و سران عرب و شاهان ترک نژاد مانند سلجوقیان و غزنویان مدافع سرسخت فرهنگ و تمدن ایران شدند . جانشینان اسکندر خود را از تبار هخامنشیان معرفی میکردند . امپراطوری عثمانی با اینکه خود ترک نژاد و ترک زبان بود و جنگهای فراوانی با ایران کرده بود مدتها زبان فارسی را زبان رسمی دربار قرار داد و مکاتبات به زبان فارسی صورت میگرفت . اینها در واقع نوعی سپاس آن مهاجمان به خدمات ، آگاهی ها و آموزشهائی است که ایرانیها در تمام امور علمی ، فرهنگی ، صنعتی و مملکت داری به آنان دادند .

آنهائی هم که به لحاظ باورهای دینی و مذهبی در ابتدا با نوروز به نوعی خصومت یا سوءظن داشتندهم به حقانیت آن پی بردند و این هم روایاتی در این باب :

علامه مجلسى در كتاب « زاد العماد » از قول معلى ابن حنيس نقل كرده كه امام صادق (ع) در فضيلت نوروز به حق خانه كعبه سوگند ياد كرده و عيد نوروز را تفسير و اهميت آن را چنين بيان داشته اند: در عيد نوروز حق تعالى در روز الست از ارواح بندگان پيمان گرفته است كه او را به يگانگى بپرستند و براى او شريكى قرار ندهند. اين روز اولين روز طلوع آفتاب، اولين روز وزيدن بادها و رويش گياهان ميباشد.

حديث ديگر از معلي بن خنيس روايت شده است كه گفت : «روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد (ع ) درآمدم و ايشان فرمودند «آيا اين روز را مي شناسي» ؟ گفتم «فداي تو شوم ، اين روزي است كه ايرانيان آن را بزرگ مي دارند و به يكديگر هديه و ارمغان مي دهند.»

سپس حضرت صادق فرمودند «سوگند به خداوند كه اين بزرگداشت نوروز به علت امري كهن است كه برايت بازگو مي كنم تا آن را دريابي» . پس گفت «اي معلي ، روز نوروز روزي است كه خداوند از بندگان خدا پيمان گرفت كه او را بپرستند و او را شريك و انبازي نگيرند و به پيامبران و راهنمايان او بگروند و به پيشوايان دين ايمان بياورند.»

همان روزي است كه كشتي نوح (ع ) در كوه آرام گرفت ، همان روزي است كه پيامبر خدا، اميرالمؤمنين علي (ع ) را بر دوش خود گرفت تا بت هاي قريش را از كعبه به زير افكند و بتان را خرد كند، چنان كه ابراهيم (ع ) نيز اين كار را كرد .

همان روزي است كه پيامبر به ياران خود فرمودند كه با علي (ع ) به عنوان اميرالمؤمنين بيعت كنند (عيد غديرخم ).

همان روزي است كه حضرت قائم (عج ) بر دجال پيروز شود و او را در كنار كوفه بر دار كشد و هيچ روز نوروزي نيست كه ما در آن متوقع گشايش و فرجي نباشيم ، زيرا نوروز از روزهاي ما شيعيان است .»

(بحار الانوار - علامه مجلسي جلد 14 مبحث نوروز )

ایرانیان یک در صد جمعیت جهان هستند ولی خدمتی که از قدیم تا کنون به بشریت کرده اند بسی فراتر ازاین در صد میباشد .

اگر امسال برای اولین بار در کاخ سفید آمریکا سفره هفت سین برقرار و نوروز جشن گرفته شد ، اگر مطابق آماری که گرفته شده در بین خارجیان مقیم آمریکا و در تمام رشته های علوم و صنایع و در بالاترین تخصصها و مسئولیت ها ، ایرانیان در مرتبه اول قرار دارند ، اگر یک ونیم میلیون نسخه دیوان شمس تبریزی اثر شاعر ایرانی مولوی بلخی در آمریکا و اروپا به فروش رفته و پرفروشترین کتاب شعر در آمریکا بوده و اگر نوروز در اغلب کشورهای شرق و غرب و حتی کشور آفریقائی زنگبار رسمأ جشن گرفته میشود ، اینها و هزار بار بیش از اینها همه به برکت خرد و خداشناسی واقعی و نه تظاهری نیاکان ما بوده است .

ایرانیان خدمات بزرگی هم  به ادیان مسیحی ، اسلام ، کلیمی ،هندی و چینی نموده اند و در اینجا اشاره ای میکنم به تأثیر فرهنگ و ادیان ایران باستان بر مسیحیت :

بزرگترین جشن یا عید مسیحیان ، کریسمس یا شب تولد مسیح میباشد .

در ایران باستان علاوه بر جشنهای دیگر چهار جشن  به نامهای سده ، مهرگان ، یلدا و نوروز که از همه مهمتر بود برگذار میشده اند که هم اکنون هم همه آنها را زرتشتیان و برخی گروههای مسلمانان شیعه و سنی در بعضی نقاط ایران و بسیاری کشورها مانند تاجیکستان ، عراق ، ترکیه ، جمهوری آذربایجان ، پاکستان و برخی کشورهای مسیحی مانند ارمنستان و گرجستان که اصالتأ از اقوام ایرانی هستند ، برگذار میشود .

ایرانیان قدیم به درستی معتقد بودند که شب یلدا شب تولد خورشید که ، نام های دیگر آن مهر و میترا است ، میباشد و به همین سبب تمام شب را به جشن و شادی میپرداختند و تا صبح بیدار میماندند تا تولد خورشید را ببینند . این شب آخرین شبی است که مدت تاریکی بر روشنائی غلبه دارد و از روز بعد خورشید شروع میکند به بیشتر تابیدن وبا عقب راندن تاریکی آغاز  پیروزی  خود را اعلام میکند .

آئین ایرانی میترائیسم حدود پانصد سال دین رسمی امپراطوری روم بود . در اواسط قرن چهارم میلادی  بعد از کشمکشهای فراوان با پیروان مسیح سرانجام کنستانتین امپراطور روم پذیرفت که  مسیحیت دین رسمی آن کشور شود منتها با یک شرط و آن اینکه شب تولد مسیح باید  شب تولد میترا یا مهر یا همان شب یلدا باشد . مخالفتهائی شد ولی رهبران مسیحی سرانجام این شرط را پذیرفتند و ۲۵ دسامبر  به عنوان تولد مسیح  ، که به کریسمس معروف است ، اعلام شد . سپس کنستانتین غسل تعمید داده شد و به دین مسیح گروید . مشابهت های فراوانی نیز بین بابا نوئل و  پیر یا عمونوروز ایران و بین  سرو  و تزئینات آن  با تقدسی که ایرانیان برای درخت سرو قائل بودند  وجود دارد . البته همواره  تعصبات ، تصورات و توهمات فراوانی هم در باره منشآ و مبدآ ویا الگوبرداری ویا اصیل و غیراصیل بودن و میزان تآثیر گذاری ادیان و مذاهب مختلف بریکدیگر وجود داشته و دارد که بیشتر میتوان به باورهای مردم مرتبط دانست  تاواقعیتهای تاریخی .

فرهنگ و تمدن ایران علاوه بر تاثیر گذاری بر دیگر فرهنگها  ، تآثیر پذیری و قابلیت انعطاف هم داشته ودارد و همین امر گروهی را واداشته تصور کنند فرهنگ ایرانی دیگر اصالت خود را از دست داده . به باور من و با توجه به اشاراتی که شد تمدن ایرانی ، با وجود ابهامات وعناصر ناسازگار فراوانی که به آن وارد شده و کاستی هائی که خود داشته  ، کمابیش اصالت خود را حفظ کرده و در دهه ها و صده های آینده تکامل یافته تر و بارورتر خواهد شد و دستاوردهای بزرگی نه فقط برای ایرانیان بلکه برای کل بشریت به ارمغان خواهد آورد .

نوروز را به ایرانیان ، دوستداران نوروز ، به همه انسانها ، به همه موجودات عالم که نوروز و نو شدن بخشی ازحیات آنها است ، و به آفریدگار نوروز که خداوند جان و خرد باشد تبریک میگویم .

رشید دمهری

2 نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 11:55 PM  توسط رشید دمهری  |