تبليغاتX
[Most Recent Quotes from www.kitco.com] [Most Recent Charts from www.kitco.com] [Most Recent USD from www.kitco.com] جام جهان نما
جام جهان نما
قیمت جهانی طلا ، دلار ، شاخص ها ی سهام و پندارهای قالبی
قیمت جهانی طلا ،  دلار  ، شاخص ها ی سهام 

 و  پندارهای قالبی

یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۷                         ۱۲  اکتبر  ۲۰۰۸

 فکر و خیال میتواند تا بینهایت پرواز کند . هیچ فکر و خیال و حتی موهوماتی هم نیست که مطلقأ غلط باشد و ذره ای هم که شده واقعیتی را آشکار نکند .  کافی است که به هر دلیلی   پنداری در مغز فردی یا گروهی از مردمان شکل بگیرد ، به آن عمل میکنند و بعد !!!   .     زندگی واقعی هم آنقدر حوصله دارد که به همه اندیشه ها نه فقط  فرصت خود نمائی بلکه مجال  افراط هم  بدهد .  ولی همین  زندگی هم خط قرمزها ، تناسب و تعادل و عدالت خاص خودش را دارد  ،  و سرانجام اندیشه ها  و کردارهای  نیک را پاداش و غیر این را مکافات میدهد . 

نمونه اول پندارها  :  شاخص های سهام 

 در میان نظریه پردازان و معامله گران بورسهای جهانی رایج است که که هرگاه بانکهای مرکزی نرخ بهره را پائین آورند  ویا اگر پول و اعتبار تزریق کنند و یا با زبان تند و تیز بگویند فلان و بیسار خواهیم کرد ، سهام ها افزایش خواهند یافت  . 

 در هفته گذشته همه دولتها و بانکهای مرکزی مهم جهان  تمام این کارها را با قدرت  انجام دادند .  همه صاحبان قدرت  و پول و قانون  که  زبانأ   و عملأ  اراده کردند  وضعیت بهبود یابد  ، مردم صاحب سهم هم  ، که کم نیستند  ، همین را میخواستند حتی آنها هم که سهام هم ندارند مانند بسیاری از کارگران  وغیره هم خواهان جلوگیری از رکود اقتصادی و نگران بیکار شدن بودند .  پس در این میان و با و جود همه آن بادهای موافق این چه نیروی مرموزی بود که در هفته گذشته  توانست  دست رد به آنها زند و قیمت  شاخصهای سهام همه کشورها را به گونه ای پائین آورد که در تاریخ بورسهای جهان بیسابقه بوده ؟

نمونه دوم :  طلا

این نوشته ادامه خواهد یافت .

رشید دمهری

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 8:59 PM  توسط رشید دمهری  | 

بحران جهانی ، اقدامات بی سابقه ، پیامدهای فاجعه بار
بحران جهانی   ، اقدامات بی سابقه  ،  پیامدهای فاجعه بار

یکشنبه ۷ مهر ۱۳۸۷             ۲۸ سپتامبر  ۲۰۰۸

یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۷              ۵ اکتبر  ۲۰۰۸

نگاهی اجمالی  :

در چند ماه اخیر و به ویژه طی دو سه هفته گذشته در سطح جهان و به ویژه در آمریکا و در رابطه با قیمت همه دارائی های بزرگ مانند شاخصهای عمده  سهام  جهان و به ویژه سهام  بانکهای بزرگ ،  فلزات قیمتی و صنعتی ، نفت ، محصولات کشاورزی عمده  ، قیمت مسکن در آمریکا و انگلیس و غیره  سقوط ممتد و گاه  بسیار بزرگ صورت گرفته .  برخلاف سابق که برخی افزایش و بعضی دگر کاهش پیدا میکردند   ویژگی  چند ماه  گذشته این است که  قیمتها همه با هم  نه فقط در آمریکا بلکه در تمام دنیا کاهش یافته  .  و در این مدت فقط دلار آمریکا به دلیل نبود   پول نقد   افزایش قابل توجهی یافته است .  منشاء این کاهشهای عمومی   ور شکستگی تعدادی از بزرگترین بانکهای آمریکا  و اوضاع نابسامان بسیاری دیگر و حتی بانکهای اروپائی ، به عبارتی دیگر بحران وام و اعتبار  ،   میباشد .

 ورشکستگی و سقوط های هولناک قیمت سهام  بانکهای بزرگ هم نتیجه وامهای کلانی است که داده شده و حجم بزرگی از آنها سوخت شده  .  به دنبال این وضعیت  وا کنشها ی  بیسابقه ای به خصوص از طرف بانک مرکزی و دولت آمریکا  صورت گرفته که برای آینده جهان سرنوشت ساز خواهد بود .   نتیجه این که درحال حاضر بانکها نه مایلند و نه میتوانند وام بدهند و مهمترین نشانه نگرانی آنها در اعطای وام  این است که در حالی که نرخ بهره دلار آمریکا ۲درصد میباشد نرخ بهره وامی که خود بانکها به یکدیگر میدهند   The London interbank offered rate    یا  LIBOR   به  حدود ۴ در صد یا دو برابر رسیده  .  وام  گیرندگان هم از پرداخت اصل و فرع  وامهای قبلی عاجز شده اند تا چه رسد به قبول وام های جدید .  با این وجود بانکهای مرکزی اصرار دارند همان اقدامات قبلی خود یعنی تزریق هر چه بیشتر وام   ، که بحران کنونی یکی از نتایج آن است  ، را  به هر قیمتی ادامه دهند .

بعد از    baiout     چندین بانک و سازمان مالی توسط بانک مرکزی  و دولت آمریکا  در چند ماه اخیر که با   bear  stearns   شروع شد و سپس باFannie Mae  ،  Freddie Mac    Merrill  Lynch   ،   Lehman Brothers   ،    Wachovia  ،  AIG   ادامه یافت ، اخیرآ در حال قبولاندن طرح نجومی  ۷۰۰  میلیارد دلاری موسوم  به   resque plan  یا   paulson plan    و یا   bailout package   که نام قانونی آنرا گذاشته اند          Emergency Economic  Estabilization  Act of 2008     به مجلس سنا و نمایندگان هستند . هدف این طرح ظاهرآ کمک به بانکها ، مردم آمریکا  و جلوگیری از رکود اقتصادی میباشد  .   البته  اوضاع  بانکهای بزرگ  و اقتصاد کشورهای اروپائی به ویژه انگلستان و کشورهای دیگر مانند چین ، ژاپن  و  روسیه هم چندان بهتر نیست .

یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۷              ۵ اکتبر  ۲۰۰۸

سر انجام  طرح ۷۰۰  میلیارد دلاری با ابراز امیدواری هائی مورد تصویب هردو مجلس آمریکا قرار گرفت . در این  گونه تلاشها آمریکا تنها نیست  ، اروپائیها و دیگران هم که خطر را احساس کرده اند دست به کار شده اند .

حدود یکسال پیش و در حالی که قیمتها از سهام گرفته تا نفت و طلا و هرچیز دیگر در بالا رفتن با هم رقابت داشتند  ،  تقریبآ همه مقامات عالیرتبه و آگاهان امور اقتصادی و بانکی جهان اوضاع را خوب و امیدوارکننده میدانستند و به مردم امیدواری میداند .  همان آقایان خبره یا   smart guy   در هفته های اخیر با دستپاچگی  قانون گذاران را میترساندند که اگر کاری نکنید وضع خیلی بد تر  از این  میشود .  در این میان یکی از آن وکلای مجالس هم نپرسید  پس تحلیلها و نظرات  قبلی شما روی چه حسابی بود .

  به هر صورت در این وبلاگ حدود یک سال  قبل از آنکه این بحران روی دهد و قیمتها سقوط کنند در نوشته های گوناگون توضیحات کافی  در مورد آنچه پیش رو خواهد بود داده شد .

 تا به حال و طی بحران چند ماه اخیر تقریبآ   یک   مرحله تصفیه حساب صورت گرفته  .

 برای مدتی  امکان بهبود یا ترمیم  نسبی اوضاع وجود دارد .  ولی مسائل حل نشده همچنان به قوت خود باقی است .

 این بهبود احتمالی  یا سر پا نگه داشتن   نه طبیعی است  و نه قابل دوام زیرا به کمک  تزریق داروهای بسیار قوی که  هفته پیش و هفته های پیش تر داده شد و در آینده  نه چندان طولانی هم تکرار خواهد شد  ، حاصل خواهد شد .

سر انجام کار به جائی کشیده خواهد شد که تزریق بیشتر و دوز بالاتر این خطر را دارد که در عوض  ویروس  بیمار را بکشد .  ودر آنجاست که بحران نهائی آغاز خواهد شد  ،هر مقاومتی  در هم  شکسته میشود   و  پس از طی مرحله طبیعی خود و پاکسازی کامل  ، پیشرفت و بالندگی  سالم و پردوام از سر گرفته خواهد شد .

 رشید دمهری

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 11:46 PM  توسط رشید دمهری  | 

قانون طبیعت

 

قانون طبیعت

یکشنبه   ۳۰ تیر  ۱۳۸۷    ۲۰ ژولای  ۲۰۰۸

درست شبیه کف دره  ، قله کوه و برگشت مجدد به جای اول  . این نمودارها مربوط است به  ۱۰ تا ۲۰ سال قبل و تا  ۱۴ ژولای  ۲۰۰۸  میلادی  .  اینها قانون تناوب و تکرار یا cycle  را به نمایش میگذارند . کنشها و رویدادهای اجتماعی و اقتصادی باعث این نوسانها میباشند یا  به عکس کل فعالیت بشری  اسیر و متأثر از آن آهنگ زیر و بم دار هستند ؟ به نظر من دومی . هر کس به گمان خود برای این صعود و نزول ها چون و چراهائی  قائل میشود ولی آن منطق و تفسیری که با این قانون بخواند معتبر است .  در این وبلاگ  از حدود یکسال پیش در رابطه با آن فوران ها  bubble  و سرنگونی بعدی یا crash   مطالبی با عنوان های زیر نوشته شده :

سرانجام ِ انباشت وام ها ؟

 یکشنبه  ۲۵ آذر  ۱۳۸۶    ۱۶ دسامبر ۲۰۰۷

بحران جهانی اعتبار و پیامدها

  یکشنبه  ۲۵ فروردین  ۱۳۸۷     ۱۳ آوریل ۲۰۰۸

 

در این رابطه نمودارهای زیر قابل توجه است .

اولین نمودار مربوط به قیمت سهام بانکهای بزرگ آمریکا است .

 

 

 دو نمودار بعدی مربوط است به دو تا از بزرگترین شرکت یا سازمانهای وام دهنده آمریکا در بخش مسکن  Fannie Mae and Freddie Mac  که مورد حمایت دولت و بانک مرکزی میباشند .  این دو شرکت ۱۲ تریلیون دلار  یا به عبارتی ۱۲ هزار میلیارد دلار که حدود ۵۰ درصد کل وام دهی در آمریکا میباشد را به عهده دارند .  

در یکی دو هفته اخیر وزیر دارائی و رئیس بانک مرکزی آمریکا به تکاپو افتاده اند و به مجلس آمریکا پیشنهادی داده اند که طبق آن اجازه داشته باشند  که ضرر و زیان این دو شرکت راجبران کنند . ضرر چه کسانی را جبران کنند ؟ سهام داران ؟  وام گیرنده ها ؟  آنها غم زیان سهامداران و وام گیرندگان را ندارند ،  میخواهند وامی را که وام دهندگان بزرگ مانند :  بزرگترین شرکت صاحبان پول آمریکا و جهان Pimco  و کشورهای بزرگ وام دهنده مانند چین را ، که فعلأ وامهایشان  به دلیل سقوط قیمت مسکن و عدم توانائی وام گیرندگان برای پرداخت اصل و فرع سوخت شده   ، را جبران کنند و به داد رفقا برسند .  از کجا ؟  از جیب مبارک اکثریت مردم آمریکا  که در این قضایا دخالتی نداشتند و از طریق تحمیل مالیات بیشتر  .   بازگرداندن اعتماد به بازار و بقیه شوخیهائی که میفرمایند برای رد گم کردن و این جور کارها میباشد .

 

 

 

 

 

 و این نمودار شرکت ماشین سازی جنرال موتور آمریکا است ، شرکتی که  نماد صنعت و قدرت آن کشور بود .

 

 

 

 این یکی بساز بفروشها  home builders   هستند .

 

 

 

 

این آخری اژدهای سرخ ، چین به ظاهر کمونیست میباشد .  تا همین یکسال پیش بود که همه جا صحبت از ابرقدرتی نوظهور  و بهشت سرمایه گذاران بود .  به نوشته

حکایت تکراری  یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۵        ۴ مارس ۲۰۰۷  

 مراجعه شود .

 

 

 و مهم تر از اینها  ،  سقوط  نسبتأ شدید و طولانی همه شاخصهای عمده سهام آمریکا و  جهان نمیتواند پیامد سیاسی و نظامی مهمی به دنبال داشته باشد ؟

  رشید دمهری

rashid demehri

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 8:53 AM  توسط رشید دمهری  | 

پیـشــــــتازی زنان

پیـشتازی زنان

دنباله نوشته پیشین

یکشنبه  ۱۶ تیر   ۱۳۸۷               ۶  ژولای   ۲۰۰۸

میتوان مشاهده کرد که در همه جا و همه کارها نقش زنان به گونه ای روزافزون برجسته تر میشود . زنان حضور خود را در سیاست ،  اقتصاد ، امور نظامی ، ورزش ها ، قضاوت و در هر عرصه ای که بطور سنتی میدان فعالیت مردان بوده است ،  تثبیت میکنند . تمایل عمومی مردم دارد به این سمت میرود که مسئولیت را بیشتر به عهده زنان محول کنند .  تازه ترین نمونه آن رقابت فشرده بین دوکا ندیدای انتخابات مقدماتی حزب دموکرات امریکا خانم هیلاری کلینتون و آقای باراک اوباما بود . مردم به خانم کلینتون یک ملیون رأی بیشتر دادند ، خانم کلینتون ۱۸ ملیون و آقای اوباما  ۱۷ ملیون رأی آوردند .  به خاطر اینکه نمایندگان عالی حزب دموکرات  super delegates  یعنی سران بانفوذ حزب   اوباما را حمایت کردند ،  به او رأی بیشتری داده و نظر عمومی مردم نادیده گرفته شد .

در حال حاضر نزدیک به نیمی از تصمیم گیرندگان عمده جهان زن هستند . رئیس مجلس نمایندگان آمریکا  برای اولین بار یک زن است وزیر خارجه موثر ترین کشورهای دنیا  آمریکا و اسرائیل زن هستند  ،  صدر اعظم قدرتمندترین کشور اروپائی  یعنی آلمان و بسیاری دیگر هم همینطور . این وضعیت در چند هزار سال اخیر بیسابقه بوده . چنین وضعیتی  حدود دو هزار سال پیش عمدتأ در ایران و تا اندازه ای هند سابقه داشته که زنان دارای حقوق انسانی  برابر با مردان بوده و  تا مقام پادشاهی و فرماندهی نظامی و غیره میرسیدند .  و حال آنکه  در بیشتر فرهنگ ها به ویژه در ادیان سامی حداقل حقوق را برای زنان قائل بوده و  آنان  بیشتر یا کالای قابل خرید و فروش مردان یا انسان درجه دو  و  گناه کار  که  شایسته هرگونه مجازات و محدودیت بوده اند .

  

The Power Of Women 2006 Calendar (2005)                    

 جانب داری از زنان  از طرف مردم عادی به همه عرصه ها  گسترش یافته   و به عنوان مثال :   مطابق آمار اداره ثبت آمریکا مردانی که هنگام ازدواج تغییر نام میدهد و اسم خانوادگی همسر خود را برمیگزیند به سرعت در حال افزایش است .

 کار به جانبداری از زنان هم ختم نشده ، گرایش به شیوه رفتاری و صفات زنانه هم روز به روز طرفداران بیشتری را به خود جذب میکند .  گرایش مردان به کارهای مختص زنان مانند پرستاری و غیره ، آرایش های زنانه مانند برداشتن ابرو و کشیدن سرمه ، پوشیدن لباسهای شبیه  زنان و بسیاری از اینگونه تغییرات در عرصه های دیگر هم  در حال رشد است . 

 در مشهورترین نمایشگاه مد جهان در فرانسه طرح هائی مورد استقبال قرار گرفتند که نه فقط به لحاظ فرم حالت زنانه داشته بلکه رنگها و نوع پارچه هم زنانه بود یعنی بیشتر ابریشم و حریر و امثال اینها و رنگها هم صورتی و روشن و یا گل گلی . ویژگی دیگر این مد ها الگوبرداری و الهام از طرح های باستانی آمریکای لاتین ، هند ، چین و امثال اینها است .

manshow.jpg

 خوب ، حالاممکن است گفته شود اینها که ربطی به اقتصاد و نوسان قیمتها و بورس ندارد . به نظر من دارد .  دلواپسی های امروزه مردم دنیا این است که  :  محیط زیست ، اقتصاد و قیمتها به کدام طرف خواهند رفت ؟ در دنیای آینده چه کسانی رشد خواهند کرد و کدامین به زیر خواهند رفت ؟ جنگ خواهد شد ؟ صلح خواهد شد ؟ دهکده جهانی با خوبی و خوشی تکمیل خواهد شد یا دنیا دوباره تکه تکه و ریز ریز خواهد شد و قرون وسطای تازه ای سر برخواهد آورد ؟  قطب های کنونی فرو خواهند ریخت و قطبهای تازه ای شکل خواند گرفت ؟ یا اینکه هرکه به هرکه و آشفته بازارخواهد شد  و در هر محل و منطقه ای غارتگری حکومت و احکام من درآوردی خاص خودش را علم خواهد کرد ؟ یا  با دنیائی پر از ادیان و ایدئولوژیهای قدیم و جدید و دو رگه و چند رگه تند و تیز و با انواع مدینه فاضله رو برو خواهیم شد ؟  یا با مردمانی   با پندار و گفتار و کردار نیک   روبرو خواهیم بود   که موجب آبادانی و پیشرفت میشوند  ؟ چگونه میتوان به آمارها و اطلاعات ضد ونقیض وتحلیلهای ضد ونقیض تر و فرضیه های چنین و چنان  نظریه پردازان اعتماد کرد ؟ تکنیکهائی مانند  DOW   و  elliott wave  و  cycle   و تعدادی از نشانگرها ی تکنیکی technical indicators  و نشانگرهای بازار  market indicators    که برای پیشبینی آینده مورد استفاده قرار میگیرند به نظر من بسیار مفید هستند ولی با این وجود و در اغلب اوقات از طرف بهترین متخصص ها هم تفسیرهائی میشود که با هم نمیخواند و یا با چندین اگر و احتمال همراه هستند و در نتیجه ابهام و بلاتکلیفی در مورد آینده ،  دست کم برای افراد غیر متخصص همچنان باقی میماند .

در جائی که صد ها و هزاران کتاب و مقاله ضد و نقیض و یا تکنیکهای ساده و پیچیده ممکن است گیج کننده و ابهام آور باشند توجه به چون وچرای همین موضوع زنان  و پدیده های ملموس و قابل رویت دیگر (  نشانگرهای عملی و عام جامعه   social indicators    که خود از  social mood    که نحوه رفتار یا خلق و خوی مردم است  ،  نشأت میگیرد ) میتواند تصویر روشن و مطمئن تری از وضع موجود و آینده را ارائه دهند یا حداقل کمکی باشند  .

آیا  تحول  ذکر شده موقتی بوده یا مقدمه پدیدار شدن دوران جدید زن سالاری یا زن شاهی ؟ این پدیده صرفأ فرهنگی و اخلاقی است ؟  محصول آگاهی و مبارزه زنان یا قانون مدار شدن جوامع یا دموکرات شدن مردان است ؟  آیا قوانین و سنتهای تبعیض آمیز علیه زنان از بین رفته ؟  یا ضمیر ناخودآگاه  و غریزی مردم  چیزی را احساس کرده که در نتیجه زنان را بر مردان ترجیح میدهد ؟  این پدیده  نمیتواند نوعی زمینه اقتصادی و مادی داشته باشد ؟ میتواند به رشد و رکود اقتصادی مربوط باشد ؟  به  افزایش و کاهش  دراز مدت قیمتها هم ربطی دارد ؟ 

 اگر مراجعه کنندگان به این نوشته نظری یا پاسخی به پرسشها دارند در بخش نظر دهی یادداشت بفرمایند .

رشید دمهری

rashid demehri

 

2 نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 1:29 AM  توسط رشید دمهری  | 

قیمتها در چه مسیری گام برمیدارند ؟

قیمتها در چه مسیری گام برمیدارند ؟

یکشنبه ۸ اردیبهشت  ۱۳۸۷    ۲۷ آوریل  ۲۰۰۸

 از حدود یک سال پیش تا کنون قیمت جهانی برنج  ۳ برابر شده  ، قیمت  جهانی  گندم در ۶ ماه  اخیر حدود  ۲ برابر افزایش یافته و از بهار ۲۰۰۷ تا کنون از هر  تن ۴۰۰ دلار به اوج ۱۳۴۰ دلار رسید . سایر مواد غذائی هم کم یا بیش به همین ترتیب .

و این هم نمودار قیمت جهانی برنج :

قیمت ، فروش و ساخت مسکن در بزرگترین بازار مسکن جهان  یعنی آمریکا از یکسال پیش مرتب در حال کاهش است .

قیمت شاخصهای عمده سهام  آمریکا و اروپا حدود ۳۰ درصد آنچه را در مدت ۵ سال بدست آورده بود در مدت ۴ ماه از دست داد و در ۳ ماه اخیر نیمی از آن را پس گرفته . شاخص سهام چین که پیشتاز همه بود و از مرز  تاریخی ۶۰۰۰   هم گذشته بود و همه جا صحبت از ابر قدرتی نو ظهور بود  فقط در مدت حدود ۶ ماه ۵۰ در صد ارزش خود را از دست داد و در روزهای اخیر به ۳۰۰۰ رسید .

قیمت طلا حدود یک ماه پیش به اوج تازه و تاریخی هر اونس  ۱۰۳۵  دلار افزایش یافت و سپس تا ۸۷۰  دلار کاهش یافت و نفت خام  در همین مدت از ۱۱۲ دلار و  به دنبال  کاهشی کوتاه مدت  در جمعه گذشته با ۱۲۰ دلار بسته شد . 

از این تناقض یا دو گانگی  در نوسان قیمتها چه پیامی میتوان دریافت کرد ؟


 ابتدا  گزیده هائی از نوشته های قبل :

شاخص سهام آمریکا  گرماسنج  دنیا

یکشنبه    ۲۸ امرداد   ۱۳۸۶         ۱۹ اوت ۲۰۰۷

قیمت مسکن در آمریکا ، اروپا وبسیاری کشورهای دیگر نیز به تصور من چاره ای جز کاهش نخواهند داشت و آن هم  کاهشی طولانی تر و شدید تر از آنچه عموم مردم و کارشناسان این مناطق تصور میکنند .

سیم آخر  ؟ 

یکشنبه   اول مهر ۱۳۸۶    ۲۳ سپتامبر   ۲۰۰۷

ورد کلام مقامات بانک مرکزی آمریکا  دو چیز است .  یکی اینکه ماخواهان دلار قوی هستیم  و دیگر اینکه نگران تورم یا  inflation هستیم و با آن مقابله خواهیم کرد . ولی چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند !

احتمال سوم این است که گردانندگان جهانی سیاست و اقتصاد و پولها با توسل به اهرم اصلی خود یعنی بانکهای مرکزی به سیم آخر بزنند ، شتاب ماشین چاپ اسکناس و ارائه وام بی حد و حصر و بی پشتوانه را از وضعیت پر شتاب کنونی پر شتاب تر کنند و دلار و ین ژاپن را بازهم ضعیف تر کنند ، تورم را دامن زنند ، در نتیجه قیمت نفت و فلزات قیمتی و صنعتی را هم رها کنند تا هر جا میخواهد بالا رود    ،  شاخصهای سهام را با انواع  شگردها به قصد کسب سود نجومی تر برای ابرشرکتها و امیدوار نگه داشتن مردم و افکار عمومی یا گیج کردن آنها ،  به این صورت که آنچه را در عمل میبینند و لمس میکنند نتوانند باورکنند  ،  بالاتر و بالاتر ببرند .

چرا قیمتها رکورد  می شکنند ؟

یکشنبه  ۱۲ اسفند  ۱۳۸۶      ۲ مارس   ۲۰۰۸

 یک ویژگی یک سال گذشته این است که از وقتی قیمت مسکن شروع کرد به سقوط  قیمت های شاخصهای سهام افزایش بیشتری یافتند  ، یعنی به تصور من بخشی از پولهای سرخورده از مسکن هم به عنوان مأوا به سهام روی آوردند . و وقتی از حدود ۵ ماه قبل شاخصهای سهام در آمریکا و بقیه کشورهای صنعتی هم  شروع کردند به ریزش  ، پولهای سرگردان در جستجوی سود همگی به تنها جای باقیمانده  ، کمادیتی ها     commodities  یعنی  نفت  ، فلزات قیمتی و صنعتی ، گندم ، جو  ، شکر  ، سویا ،  قهوه  و تا به آخر  ، هجوم آوردند  .  میتوانید به نمودارهای دراز مدت مراجعه کنید و صحت یا عدم صحت این تصورات را ببینید .  حالا اگر این تصورات به واقعیت نزدیک باشد حد اکثر ظرفیت این اقلام برای تحمل قیمت بالا چقدر است ؟

 معمای  تورم

یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۶     ۱۶ مارس ۲۰۰۸

در مجموع اکثر کارشناسان نفت وطلا و نقره و بقیه کمادیتی ها بر این عقیده

هستند که اینها هنوز در اوائل یا اواسط راه هستند و در چند ماه وچند سال آینده

 جای فراوانی برای افزایش قیمت دارند . تصور من این است که این قیمتها به

مرحله لبریز شدن بسیار نزدیک شده اند و به احتمال زیاد و حداقل برای مدتی

 شاهد برگشت نسبتآ سنگین اینها خواهیم بود .

بحران جهانی اعتبار و پیامدها

  یکشنبه  ۲۵ فروردین  ۱۳۸۷     ۱۳ آوریل ۲۰۰۸

اما این گونه credit  که منشأ آن بانکهای مرکزی و در راس آنها فدرال رزرو  میباشند به همراه ابداعاتی  financial innovations in credit and structured finance  که شرکتهای مالی و بازارهای بورس  به نام مشتقات یا  derivatives   و  leverage  خلق نموده اند همچون شمشیر دو لبه عمل میکنند  ، هم قیمتها را به شدت بالا میبرند و هم  سقوط آزاد میدهند . فعلأ  مرحله برگشت در چند ماه اخیر با مسکن و شاخصهای سهام  شروع شده تا در گام بعدی نوبت دیگران هم برسد .


تورم یعنی چه ؟

عموم مردم و بسیاری از تحلیلگران می پندارند فرقی بین تورم و افزایش قیمت نیست و حال آنکه اینها  دو امر متفاوت هستند . افزایش یا کاهش قیمت به تناسب عرضه و تقاضا مربوط میشود و تولید و مصرف در آن نقش بازی میکنند و حال آنکه تورم ناشی از انتشار پول و اعتبار بی پشتوانه است  . 

و بسیاری دیگر تصور میکنند که تورم به رشد و رکود اقتصادی مربوط میشود و میگویند در دوره  رشد اقتصادی تورم و در زمان رکود  سقوط قیمتها  روی میدهد . واقعیت ها نشان میدهد که  اینگونه نیست . تورم  (  افزایش عمومی قیمتها ) پدیده ای پولی است . هر چه قدر بانکهای مرکزی پول بی پشتوانه منتشر کنند به همان اندازه تورم به وجود میآید و به همان اندازه هم جیب مردم زده میشود . مجوز انتشار پول بی پشتوانه را هم با حذف طلا از سیستم پولی جهانی بدست آوردند . و از حدود یک قرن پیش که مراحل مقدماتی حذف طلا را فراهم کردند تورم شروع شد و از ۱۹۷۱ یعنی از حدود ۳۷ سال پیش که طلا را رسمأ از سیسم پولی بیرون کردند  شتابی لجام گسیخته پیدا کرد و  به همین دلیل تناسب فقر و ثروت و همه جنبه های دیگر زندگی مردم با دورانی که طلا تنظیم کننده نظم زندگی بود به کلی تفاوت پیداکرده .  

 حالا چندسالی است که این سیستم پولی و تورم همزاد آن  با بحران روبرو شده که من آنرا آغاز فروپاشی این سیستم میدانم .  با این وجود مانند هر موجودی که عمر طبیعی آن تمام شده باشد  ،  میتوان مدتی و گاهی مدتها با انواع داروها و بالا بردن دوز آنها و عملیات جراحی پر هزینه  او را در قید حیات نگه داشت  ، با سیستم پولی جهان هم دارند همین کار را میکنند .  ولی آیا نشانه های قابل لمسی برای همه  مردم وجود دارند که ببینند اصلأ خود این بحران  واقعیت دارد و یا توهمات من و امثال من است ؟    دو علامت مهم را ذکر میکنم ، قضاوت به عهده خودتان .

 این نوشته تکمیل خواهد شد .

رشید دمهری

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 8:3 PM  توسط رشید دمهری  | 

بحران جهانی اعتبار و پیامدها
بحران جهانی اعتبار و پیامدها

  یکشنبه  ۲۵ فروردین  ۱۳۸۷     ۱۳ آوریل ۲۰۰۸

قرض یا وام  loan  پول یاچیزی نقدی میباشد که در ازای بهره یا بدون بهره برای مدتی به دیگری داده میشود . اعتبار یا  credit   پولی است که ادعا میشود یا گمان میرود وجود دارد و با یا بدون بهره به دیگری محول میشود .

به برکت پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی و پیدایش منابع ذغال سنگ  و به ویژه نفت از حدود یک قرن پیش توسعه اقتصادی جهان گسترش بیشتری یافت .  تا اوائل قرن بیستم  پول دنیا عمدتأ طلا و نقره بود . توسعه حجم تولید و تجارت نقل و انتقال حجم زیاد طلا را پر هزینه و تجارت را کند میکرد . به دنبال مراحلی سرانجام مقرر شد که به جای خود طلا سند آنرا که دلار یا پوند یا مارک و غیره بود دست به دست شود و  هر گاه دارنده دلار آنرا به بانک تحویل میداد و درخواست طلای نقدی میکرد بانکها موظف بودند به اندازه رقمی که روی آن سند نوشته بود به او طلا تحویل دهند  .  این وضعیت کم یابیش مدتی ادامه داشت ولی   بانکها ازاین وضع راضی نبودند و اشتهای سود جوئی آنها را سیراب نمیشد . بانکدارهای بزرگ  سرانجام فکر به خاطرشان خطور کرد ،  ابداع یا اختراعی کردند که رویای کیمیاگران در مقابلش حقیر مینمود  . کیمیا گران چه تلاشها که نکردند تا از ترکیب مواد دیگر طلا بسازند و  رویای پول کم درد سر و بی پایان را جامه عمل بپوشند ، آرزوئی که به دل آنها ماند .

 طرح بانکداران این بود که اصلأ خود طلا را از گردونه خارج سازند و آن را از ایفای نقش پول واقعی محروم سازند . تدارکات و مراحل پر پیچ و خم و اغلب محرمانه ای اجرا شد تا بالاخره رئیس جمهور آمریکا ریچارد نیکسون  قرار داد موسوم به   Bretton Woods Agreement    را که  در سال ۱۹۴۴ بین ۴۴کشور عمده  جهان منعقد شده بود  را در سال ۱۹۷۱ یک طرفه  ملغا نمود و اعلام کرد دیگر طلا به دارندگان دلار تحویل داده نخواهد شد و از آن زمان رسمأ و تا کنون در همه بانکهای دنیا  طلا دیگر نه پول است نه پشتوانه . طبق قرار برتون ودز  دلار پول عمده جهان اعلام شد مشروط به اینکه  آمریکا در صورت درخواست به جای دلار کاغذی مقدار ثابتی طلا تحویل دهد .  و این هم یک پیوند برای اطلاعات بیشتر   What Has Government Done to Our Money

 بانکها و دولتهای بزرگ سرانجام دشمن دیرینه خود را شکست دادند و آنها ماندند و ماشین چاپ کاغذی به نام اسکناس . برای کارکنان یدی و فکری پول در ازای کار معین و برای تولیدکنندگان و کارهای خدماتی  در صورت تفاوت مثبت هزینه و فروش بدست میآید و لاغیر ،  ولی برای بانکداران و دولتهای همدست آنها هیچکدام از اینها لازم نیست .

با این روش به اندازه اسکناس بی پشتوانه ای که منتشر میشود و اعتباری که اعطاء میشود از دسترنج مردم گرفته و به آنانی که صاحب دولتها و بانکها هستند و یا رابطه نزدیک با آنها دارند  داده میشود . اسم این عمل را چه میگذارند ؟

  •  اسامی رسمی : سیاستهای پولی monetary policy  ،  یا سیاست کمک به اقتصاد  accommodating  policy  و یا تسهیلات پولی  liquidity  و غیره .
  • اسامی غیر رسمی :  نوعی بیزینس یا کاسبی ، گونه ای راهزنی مدرن  با ابزاری آراسته و قانونی بدون زور مستقیم شمشیر وغنیمتی باحجم افسانه ای .

البته ظاهرأ قرار شد از ۱۹۷۱ به بعد هر کشوری به تناسب رشد تولید ناخالص ملی  GDP  اقدام به چاپ اسکناس کنند  تا تورم به وجود نیاید ولی کی رعایت کرد ؟  هدف  هم این نبود ، بیشتر برای حفظ ظاهر  و توجیه کنار گذاشتن طلا بود . پیش از آنکه طلا از مقام رسمی خود خلع شود  هر اونس آن حدود ۲۰  دلار بود یعنی با یک دلار میشد ۵/۱گرم طلا خرید و حالا باید حدود ۴۵ دلار برای دریافت همان ۵/۱  گرم  پرداخت کرد . حساب کنید کدام یک پول واقعی و کدام یک کپی تکثیر شده است ؟

در ابتدا همه کشورها کاغذ چاپ کردند وهنوز کشورهائی مانند ایران همین کار را ادامه میدهند و به همین دلیل تورم در این کشورها تقریبأ بی برگشت است . ولی کشورهای پیشرفته و بانکهای مرکزی آنها دیگر کمترکاغذ چاپ میکنند ودر عوض  فقط با فشار  دادن دگمه های کامپیوتر میلیاردها و ترلیاردها شبه پول درست میکنند و به عنوان اعتبار credit و در ازای دریافت وثیقه نقدی و با بهره معین به مردم و شرکتها قرض میدهند .

اما این گونه credit  که منشأ آن بانکهای مرکزی و در راس آنها فدرال رزرو  میباشند به همراه ابداعاتی  financial innovations in credit and structured finance  که شرکتهای مالی و بازارهای بورس  به نام مشتقات یا  derivatives   و  leverage  خلق نموده اند همچون شمشیر دو لبه عمل میکنند  ، هم قیمتها را به شدت بالا میبرند و هم  سقوط آزاد میدهند . فعلأ  مرحله برگشت در چند ماه اخیر با مسکن و شاخصهای سهام  شروع شده تا در گام بعدی نوبت دیگران هم برسد .

و این هم یکی از پیش تازان و قربانی اخیر این گونه  وام ها :

 

 Bear Stearns

 

‌Bear Stearns  پنجمین بانک  بزرگ سرمایه گذاری در آمریکا با سابقه

۸۵ سال فعالیت . حدود یک سال پیش قیمت هر سهم آن تا  ۱۷۲ دلار افزایش یافت ، بعد از چند ماه کاهشهای متوالی در ابتدای روز ۱۴ مارس ۲۰۰۸ حدود یک ماه پیش ۶۰ دلار معامله شد ساعتی بعد خبر آمد که این بانک دچار بحران شده ، در پایان روز ۵۰ درصد از قیمت آن کاسته و با۳۰ دلار بسته شد .   فردای آنروز مدیریت شرکت اطلاع داد که اگر کاری نشود در روز دو شنبه با شروع بازار اعلام ورشکستگی خواهد کرد . بانک مرکزی آمریکا دید اگر اینطور شود کارهای پشت پرده برملا خواهد شد . بنابراین دست به کار واسطه گری شد و  با دادن ســـــی میلیارد دلار وام به  JPMorgan  که دومین بانک بزرگ آمریکا میباشد و بعد از چک و چانه زدن سرانجام تمام سهام  Bear Stearns  در روز تعطیلی یکشنبه ۱۶مارس  به قیمت هر سهم فقط   ۲ دلار  فروخته شد .  ۱۷۲ کجا ۲ کجا .  Bear Stearns  با همان ابزارهای credit    derivative  , leverage  فعالیتهائی در بازار مسکن آمریکا  داشت که به این نتیجه منجر شد  .

بعد از این رویداد که مهمترین موضوع یک ماه اخیر آمریکا و همه اقتصادهای پیشرفته جهان بوده مجددأ بانک مرکزی آمریکا  FED  بر ادامه همان رویه های سابق خود تأکید کرد  . و روز جمعه قبل ۱۱ مارس سران بانکی و اقتصادی ۷ کشور بزرگ صنعتی موسوم به G7  در واشنگتن جمع شدند و اعلامیه دادند   http://www.ustreas.gov/press/releases/hp919.htm و اعلام کردند ما چنین و چنان میکنیم و نمیگذاریم  بحران کردیت ادامه یافته و رشد اقتصادی در دراز مدت کاهش یابد . آنها مختارند هر چه میخواهند بگویند و بنویسند .   قانون تناوب طبیعت و بازار هم کار خودش را میکند . قله کوه ها و کف دره ها ، شدت گرمای تابستان و سرمای زمستان ، روز و شب ،جنگ و صلح ،رونق و رکود اقتصادی ،صعود و صقوط قیمتها ، و هر چه و هرچه را نگاه کنیم خبر از جفت هائی میدهند  که افراط و تفریط در ذات آنها است و هرچند وقت یکبار تکرار میشوند  و هیچ مانعی جلو دار آنها نیست .  هر که  در جلو روند اصلی قرار بگیرد  ، فرقی نمیکند که با گناه  یا بیگناه  ، افرادی کم بنیه یا قدرقدرتهائی مانند بانکهای مرکزی یا صندوق بین المللی پول IMF  یا دولتهای بزرگ باشند ، سرانجام طعم شکست را خواهد چشید .   تکرار قانون تناوب ،  ازلی و ابدی و مشترک درهر چیز مادی و روانی میباشد . ولی این تکرار ها به لحاظ شدت و اندازه و سایر جزئیات تا بینهایت متفاوت میباشند . حدود ۷ میلیارد انسان وجود دارد که در وجوه اصلی مشابه و تکرار همدیگر هستند و در جزئیات هر یکی بی همتا .  بازارها و قیمتها هم به همین گونه رفتار میکنند .

 در شرایط امروز دنیا با آگاهی از موقعیت بازار  اعتبار و  وام     است که میتوان  وضعیت کنونی و آینده اقتصاد جهانی  ، آینده دلار آمریکا ، شاخصهای عمده سهام   ،  نفت ، فلزات قیمتی و صنعتی و همچنین تحولات سیاسی جهان و جنگ ها و تشدید ناآرامی ها  در جهان ، را مورد بررسی قرار داد .

رشید دمهری

 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 0:12 AM  توسط رشید دمهری  | 

نوروز ، نو شدن هر آنچه هست

نوروز  ، نو شدن هر آنچه هست    

یکشنبه ۴  فروردین ۱۳۸۷    ۲۵ مارس  ۲۰۰۸

به نام خداوند جان و خـــــرد                    کزاین برتر اندیشه بر نگـذرد

خداوند کیوان و گردان سپـهر                   فروزنده ماه و ناهید و مهـــر

نیابد به دو نیز اندیشـــــه راه                    که او برتراز نام و از جایگاه

اشا asha واژه ای به معنی راستی و درستی است؛ اما معنی ژرفتر آن قانونی است ازلی و ابدی که اهورامزدا وضع کرده که براساس آن هر کنشی، واکنشی در بر دارد و هر کار نیک یا بدی پاداش یا پادافره خود را در پی دارد. به مفهوم دیگر اشا نظمی است خردمندانه که بر کلیه موجودات عالم حاکم است و تضمین کننده تکامل و تعادل موجودات .

نوروز یکی از مراحل اشا است که بیانگر پشت سرگذاشتن دوره پسرفت ، سردی و غم ، ویرانی و شکست و اینگونه موقعیتها میباشد .

نیاکان ما با درایت خود و دقت در گردش سال همه تحولات اساسی آن را شناسائی و زمان تکرار یا احیاء آنرا با ریاضیاتی دقیق ، در چند هزارسال پیش ، تعیین کردند که تا به امروز صحیح ترین و طبیعی ترین گاه شماری میباشد . و نوروز روزی است که از آن به بعد طول روز از شب پیشی میگیرد و شکست نهائی زمستان اعلام میشود مردم این غلبه نور بر تاریکی و شروع حاصلخیزی طبیعت و نو شدن زندگی را جشن میگیرند . چه موجودی مادی یا معنوی  را میتوان یافت که نوروز یا به عبارتی نو شدن و باروری مجدد در آن وجود نداشته باشد ؟ چیزی که نتواند نو شود  خواهد ماند  ؟

یکی از ویژگی های مهم و متمایز فرهنگ و ادیان ایرانی آنست که همه جشنها و مراسم عمومی بر اساس تحولات مثبت طبیعت بنا نهاده شده اند و نه تحولات و انقلابات اجتماعی ویا ظهور این یا آن شخصیت سیاسی یا دینی یا نظامی یا هرچه از این قبیل . دیگر ویژگی فرهنگ کهنسال و همیشه تازه و نو شونده آن اینست که با وجود آنکه بیش از هر سرزمینی ، و بیشتر به سبب موقعیت جغرافیائی بی همتایش ، مورد غضب و تاخت وتاز وقتل وغارت اقوام یا کشورهای دیگر قرار گرفته و مصیبتهای جانکاهی را متحمل شده هیچ گونه مراسم و مناسبت عذاداری و ماتمداری عمومی ندارد . این ، بزرگی  ، سلامت روح و روان ،  و اراده شکست ناپذیراین مردمان را به اثبات نمیرساند ؟

حمله اسکندر ، یورش اعراب ،تاخت وتاز مغول ها و در یکصد سال اخیر دست اندازی غرب و شمال به ویژه انگلستان و روسیه که همگی به قصد تخریب یا مخدوش و کم رنگ کردن  تمدن  ایران صورت گرفت به چه سرانجامی رسید ؟ هرچه بیشتر بر این آتش تابناک ضربه زدند پراکنده تر شد و بخشهای بیشتر این کره خاک را تحت تـأ ثیر شایستگی های خود قرار داد .

شکرایزد که زتاراج خزان رخنه نیافت   

                                                  بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

بزرگی ، هوشیاری و صبر آگاهانه مردم این سرزمین تا به حدی بوده که همه آن دشمنان اولیه را دیر یا زود مجاب کرد ، به طوریکه بسیاری از شاهزادگان مغول و سران عرب و شاهان ترک نژاد مانند سلجوقیان و غزنویان مدافع سرسخت فرهنگ و تمدن ایران شدند . جانشینان اسکندر خود را از تبار هخامنشیان معرفی میکردند . امپراطوری عثمانی با اینکه خود ترک نژاد و ترک زبان بود و جنگهای فراوانی با ایران کرده بود مدتها زبان فارسی را زبان رسمی دربار قرار داد و مکاتبات به زبان فارسی صورت میگرفت . اینها در واقع نوعی سپاس آن مهاجمان به خدمات ، آگاهی ها و آموزشهائی است که ایرانیها در تمام امور علمی ، فرهنگی ، صنعتی و مملکت داری به آنان دادند .

آنهائی هم که به لحاظ باورهای دینی و مذهبی در ابتدا با نوروز به نوعی خصومت یا سوءظن داشتندهم به حقانیت آن پی بردند و این هم روایاتی در این باب :

علامه مجلسى در كتاب « زاد العماد » از قول معلى ابن حنيس نقل كرده كه امام صادق (ع) در فضيلت نوروز به حق خانه كعبه سوگند ياد كرده و عيد نوروز را تفسير و اهميت آن را چنين بيان داشته اند: در عيد نوروز حق تعالى در روز الست از ارواح بندگان پيمان گرفته است كه او را به يگانگى بپرستند و براى او شريكى قرار ندهند. اين روز اولين روز طلوع آفتاب، اولين روز وزيدن بادها و رويش گياهان ميباشد.

حديث ديگر از معلي بن خنيس روايت شده است كه گفت : «روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد (ع ) درآمدم و ايشان فرمودند «آيا اين روز را مي شناسي» ؟ گفتم «فداي تو شوم ، اين روزي است كه ايرانيان آن را بزرگ مي دارند و به يكديگر هديه و ارمغان مي دهند

سپس حضرت صادق فرمودند «سوگند به خداوند كه اين بزرگداشت نوروز به علت امري كهن است كه برايت بازگو مي كنم تا آن را دريابي» . پس گفت «اي معلي ، روز نوروز روزي است كه خداوند از بندگان خدا پيمان گرفت كه او را بپرستند و او را شريك و انبازي نگيرند و به پيامبران و راهنمايان او بگروند و به پيشوايان دين ايمان بياورند.»

همان روزي است كه كشتي نوح (ع ) در كوه آرام گرفت ، همان روزي است كه پيامبر خدا، اميرالمؤمنين علي (ع ) را بر دوش خود گرفت تا بت هاي قريش را از كعبه به زير افكند و بتان را خرد كند، چنان كه ابراهيم (ع ) نيز اين كار را كرد .

همان روزي است كه پيامبر به ياران خود فرمودند كه با علي (ع ) به عنوان اميرالمؤمنين بيعت كنند (عيد غديرخم ).

همان روزي است كه حضرت قائم (عج ) بر دجال پيروز شود و او را در كنار كوفه بر دار كشد و هيچ روز نوروزي نيست كه ما در آن متوقع گشايش و فرجي نباشيم ، زيرا نوروز از روزهاي ما شيعيان است .»

(بحار الانوار - علامه مجلسي جلد 14 مبحث نوروز )

ایرانیان یک در صد جمعیت جهان هستند ولی خدمتی که از قدیم تا کنون به بشریت کرده اند بسی فراتر ازاین در صد میباشد .

اگر امسال برای اولین بار در کاخ سفید آمریکا سفره هفت سین برقرار و نوروز جشن گرفته شد ، اگر مطابق آماری که گرفته شده در بین خارجیان مقیم آمریکا و در تمام رشته های علوم و صنایع و در بالاترین تخصصها و مسئولیت ها ، ایرانیان در مرتبه اول قرار دارند ، اگر یک ونیم میلیون نسخه دیوان شمس تبریزی اثر شاعر ایرانی مولوی بلخی در آمریکا و اروپا به فروش رفته و پرفروشترین کتاب شعر در آمریکا بوده و اگر نوروز در اغلب کشورهای شرق و غرب و حتی کشور آفریقائی زنگبار رسمأ جشن گرفته میشود ، اینها و هزار بار بیش از اینها همه به برکت خرد و خداشناسی واقعی و نه تظاهری نیاکان ما بوده است .

ایرانیان خدمات بزرگی هم  به ادیان مسیحی ، اسلام ، کلیمی ،هندی و چینی نموده اند و در اینجا اشاره ای میکنم به تأثیر فرهنگ و ادیان ایران باستان بر مسیحیت :

بزرگترین جشن یا عید مسیحیان ، کریسمس یا شب تولد مسیح میباشد .

در ایران باستان علاوه بر جشنهای دیگر چهار جشن  به نامهای سده ، مهرگان ، یلدا و نوروز که از همه مهمتر بود برگذار میشده اند که هم اکنون هم همه آنها را زرتشتیان و برخی گروههای مسلمانان شیعه و سنی در بعضی نقاط ایران و بسیاری کشورها مانند تاجیکستان ، عراق ، ترکیه ، جمهوری آذربایجان ، پاکستان و برخی کشورهای مسیحی مانند ارمنستان و گرجستان که اصالتأ از اقوام ایرانی هستند ، برگذار میشود .

ایرانیان قدیم به درستی معتقد بودند که شب یلدا شب تولد خورشید که ، نام های دیگر آن مهر و میترا است ، میباشد و به همین سبب تمام شب را به جشن و شادی میپرداختند و تا صبح بیدار میماندند تا تولد خورشید را ببینند . این شب آخرین شبی است که مدت تاریکی بر روشنائی غلبه دارد و از روز بعد خورشید شروع میکند به بیشتر تابیدن وبا عقب راندن تاریکی آغاز  پیروزی  خود را اعلام میکند .

آئین ایرانی میترائیسم حدود پانصد سال دین رسمی امپراطوری روم بود . در اواسط قرن چهارم میلادی  بعد از کشمکشهای فراوان با پیروان مسیح سرانجام کنستانتین امپراطور روم پذیرفت که  مسیحیت دین رسمی آن کشور شود منتها با یک شرط و آن اینکه شب تولد مسیح باید  شب تولد میترا یا مهر یا همان شب یلدا باشد . مخالفتهائی شد ولی رهبران مسیحی سرانجام این شرط را پذیرفتند و ۲۵ دسامبر  به عنوان تولد مسیح  ، که به کریسمس معروف است ، اعلام شد . سپس کنستانتین غسل تعمید داده شد و به دین مسیح گروید . مشابهت های فراوانی نیز بین بابا نوئل و  پیر یا عمونوروز ایران و بین  سرو  و تزئینات آن  با تقدسی که ایرانیان برای درخت سرو قائل بودند  وجود دارد . البته همواره  تعصبات ، تصورات و توهمات فراوانی هم در باره منشآ و مبدآ ویا الگوبرداری ویا اصیل و غیراصیل بودن و میزان تآثیر گذاری ادیان و مذاهب مختلف بریکدیگر وجود داشته و دارد که بیشتر میتوان به باورهای مردم مرتبط دانست  تاواقعیتهای تاریخی .

فرهنگ و تمدن ایران علاوه بر تاثیر گذاری بر دیگر فرهنگها  ، تآثیر پذیری و قابلیت انعطاف هم داشته ودارد و همین امر گروهی را واداشته تصور کنند فرهنگ ایرانی دیگر اصالت خود را از دست داده . به باور من و با توجه به اشاراتی که شد تمدن ایرانی ، با وجود ابهامات وعناصر ناسازگار فراوانی که به آن وارد شده و کاستی هائی که خود داشته  ، کمابیش اصالت خود را حفظ کرده و در دهه ها و صده های آینده تکامل یافته تر و بارورتر خواهد شد و دستاوردهای بزرگی نه فقط برای ایرانیان بلکه برای کل بشریت به ارمغان خواهد آورد . این خلاصه ای از افکار و اطلاعات من در این زمینه بود.

سروده ها از فردوسی و حافظ میباشد .

اگر خوانندگان این نوشته نظری اصلاحی  یا انتقادی  دارند میتوانند در بخش نظر دهی بنویسند تا مورد استفاده همه واقع شود .  واگر فرصتی پیش آمد در باره چشم اندازآینده دراز مدت  اجتماعی و اقتصادی  ایران نظر خود را خواهم نوشت . هرگاه این وبلاگ قابل دسترسی نبود میتوانید با تایپ رشید دمهری  یا    rashid demehri  در موتور جستجوی گوگل به این نوشته ها  دسترسی یابید .

نوروز را به ایرانیان ، دوستداران نوروز ، به همه انسانها ، به همه موجودات عالم که نوروز و نو شدن بخشی ازحیات آنها است ، و به آفریدگار نوروز که خداوند جان و خرد باشد تبریک میگویم .

رشید دمهری

2 نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 11:55 PM  توسط رشید دمهری  | 

معمای تورم
 معمای  تورم

یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۶     ۱۶ مارس ۲۰۰۸

آخرین قیمت  ۲۴ اسفند ۱۳۸۶   ۱۴ مارس ۲۰۰۸  : 

 شاخص دلار ۷۲       یورو به دلار  ۵۶/۱   نفت  بشکه ای ۱۱۰  دلار 

طلا هر اونس  ۱۰۰۴      و  نقره   ۲۱ دلار  .

 

برای بسیاری از مردم و از جمله تحصیل کردگان و حتی کارشناسان و

 اقتصاددانان  برخی مفاهیم به صورت آیه مقدس  یا قانون جاویدان  در آمده . 

 به عنوان مثال رشد اقتصادی و تورم را لازم و ملزوم یکدیگر میدانند و یا اینکه تورم و اافزایش قیمت را یکی میدانند   و به عکس رکود اقتصادی  و کاهش قیمتها را دو ذوج همراه  .  از اینگونه بدیهیات  ؟ و ثابت شده ها ؟ فراوانند .

 سوای فرضیه ها  من علاقه دارم به زندگی واقعی استناد کنم .

حدود هشتاد نود سال از قرن نوزده میلادی در انگلستان و بسیاری از کشورهای پیشرفته آن روز ، رشد اقتصادی بادوام  و پر شتاب وجود داشته و حال آنکه در تمام  این مدت قیمتها مرتبأ پائین و پائین تر  میرفتند . و برعکس در ایران حدود سی سال است رکود اقتصای وجود دارد و ســــــــــــــــــــی سال هم است که تورم شتابان حاکم است . این ساختمان ها و بزرگ راه ها و هزاران طرح صنعتی و غیر صنعتی  رها شده و یا نیمه کاره و یا از رده خارج  ، پیشرفت اقتصادی ، سازندگی یا مدیریت هوشمند نیست ، اگر بود تورم نبود ، اگر بود  خارجی های مرفه  باید حسرت زندگی ما را میخوردند . پس ایـــــن همه آبادانی و عمارت ها از کجا آمده ؟ از کار صدها میلیون ساله طبیعت( نفت )  و از حقوق به حق مردم کشورهای پیشرفته ، که بانک های بزرگ جهان و در رآس آنها بانکهای مرکزی  دانسته یا نادانسته  ، از جیب آنها زدند و به کیسه ما ریختند . ولی تاریخ همواره ثابت کرده پول باد آورده به جیب هرفردی یا کشوری یا دولتی ریخته شود عاقبت خوشی نخواهد داشت و سرانجام بـــــــــــــــــیش از آنچه آورده خواهد برد .   آیا همیشه از پول مفت قدردانی شده یا به هدر رفته ؟  خود داوری کنید ما که صبح تا شب دویده ایم ، کار کرده ایم یا خود راخسته و منابع را تلف ؟

 به خاطر آورید که نفت بشکه ای ۳ دلار که  ناگهان شد ۱۲ دلار بر سر شاه ایران و منطقه چه آورد . مال باخته های خارجی و سهم نبرده های داخلی بیکار ننشستند .

تورم عمومی تفاوت دارد با افزایش قیمت عمومی و هردو اینها تفاوت دارد با وضعیت گرگ و میشی که هم اکنون در آمریکا وجود دارد که همزمان یک سری از قیمتها مانند مسکن و شاخصهای سهام دارد پائین میآید و نفت و طلا و سایر فلزات قیمتی و مواد غذائی بالا میرود .  در نظر باید گرفت که سهم مسکن به لحاظ حجم سرمایه به تنهائی بیش از سهام و طلا و بقیه است .  به نظر من برای سر در آوردن  از انواع تورم یا  inflation    وسقوط یا کاهش قیمتها deflation   معیاری اساسی  وجود دارد :

کلید فهم همه اینها اینست که ببینیم سیستم پولی مبتنی بر پول واقعی یعنی طلا است یا خیر .   در سیستم پولی طلا یا کاغذی با پشتوانه طلا همه چیز حتی اخلاق انسانها تفاوت اساسی دارد با سیستم کنونی کاغذی و اعتباری  که سر از پا نمیشناسد .

 دلار ، نفت  ، طلا :

 بانک مرکزی آمریکا در چند ماه اخیر یک تنه برای مقابله با رکود اقتصادی نرخ بهره دلار را به شدت پائین آورد و بارها نقدینگی و اعتبار در حجم بالا به بازارها تزریق کرد .  در عمل  رشد اقتصادی به بار نیامد و تولید ناخالص ملی  GDP از ۴ درصد سال گذشته به کمتر از ۱ درصد رسید ولی در عوض اینگونه اقدامات موجب شتاب افزایش قیمت نفت  ، طلا  و سایر کمادیتی ها شد و به رقیبان و دشمنان امریکا مانند روسیه وغیره خیر بیشتری رساند .  با توجه به اینکه نرخ بهره کوتاه مدت بازار آزاد دلار   3Month Discount Rat      حدود یک درصد میباشد ، قاعدتأ بانک مرکزی آمریکا در نشست سه شنبه ۱۸ مارس ۲۰۰۸ نرخ بهره دلار را کاهش خواهد داد . این شرایط و انتظارات حاصله از آن در روزهای اول هفته آینده کم یا بیش طلا و نفت را افزایش خواهد داد و دلار آمریکا را هم ضعیفتر خواهد کرد . فرصت پرداختن به جزئیات و عدد و زمان را ندارم و به کلیات اکتفا میکنم :

در مجموع اکثر کارشناسان نفت وطلا و نقره و بقیه کمادیتی ها بر این عقیده

هستند که اینها هنوز در اوائل یا اواسط راه هستند و در چند ماه وچند سال آینده

 جای فراوانی برای افزایش قیمت دارند . تصور من این است که این قیمتها به

مرحله لبریز شدن بسیار نزدیک شده اند و به احتمال زیاد و حداقل برای مدتی

 شاهد برگشت نسبتآ سنگین اینها خواهیم بود . به هر صورت اینها تصورات

 کنونی من است که مرتبآ چه به لحاظ  کوتاه مدت  و چه  دراز مدت  با توجه

 به فاکتورها جدید مورد باز بینی و اصلاح و حتی در صورت لزوم مورد تجدید نظر قرار میگیرند و خوانندگان این نوشته ها این امر را مورد ملاحظه قرار دهند .

خوشبختانه تکنیکها و فاندامنتال های معتبری وجود دارند  که اگر به خوبی فرا گرفته شوند و به درستی به کار برده شوند میتوانند اشتباهات را گوشزد کنند .

رشید دمهری

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 11:15 AM  توسط رشید دمهری  | 

چرا قیمتها رکورد می شکنند ؟
چرا قیمتها رکورد  می شکنند ؟

یکشنبه  ۱۲ اسفند  ۱۳۸۶      ۲ مارس   ۲۰۰۸

قیمتهای پایان هفته قبل : 

نفت  ۱۰۲   دلار     طلا   ۹۷۵  دلار               یورو به دلار  ۵۲/۱

مرحله کنونی رشد اقتصادی  جهان که دستاوردهای بزرگی را نصیب بشریت ساخت  از حدود ۵۰ سال پیش شروع  و از ۱۹۷۱ با حذف  طلا به عنوان پول واقعی و پشتوانه دلار شتاب بیشتری یافت .

 همه سیستم ها  در مراحل اوج رشد و شکوفائی خود دچار انواع بدرفتاری ها ، فسادها ، افراطها ، بی پروائیها  و از این قبیل میشوند و نظام اقتصادی و سیاسی جهان هم از این قاعده مستثنی نبوده .

  از سال۲۰۰۰ میلادی سقوط پی در پی شاخصهای سهام آمریکا و سایر  همقطارانش در اروپا و آسیا سند معتبر و غیر قابل انکاری بود در تآیید مشکل درونی  سیستم . ستاره شاخص ها  شاخص سهام نزدکNasdaq   بود که طی دو سال ۸۰ درصد آنچه را در مدت شش سال بدست آورده بود از کف داد و هنوز بعد از شش سال نیمی از آن را جبران نکرده که هوای پس رفت مجدد را دارد .

باز هم طبق قاعده مانند همه نظامها رهبران این اقتصاد جهانی و روشنفکران و تحلیلگران آن شروع کردند به انکار بیماری مزمن و خطرناک  نظام و آنرا عارضه ای موقتی و حتی ناشی از عوامل خارج سیستم  دانستند و انواع نسخه ها واقدامات را  طراحی و اجراء  کردند .

 عناوین چند  دارو که در یک نسخه  پیچیده شده بود و هدف آن حفظ بقاء همین سیستم اقتصادی و سیاسی و به هر قیمتی بود ، را عرض میکنم .

  •  حمله به عراق و افغانستان .
  • پائین آوردن شدید نرخ بهره دلار  که البته رفقای اروپائی و آسیائی هم کمابیش تبعیت کردند .
  • دادن وامهای افسانه ای به هر که و هرچه .
  •  ارائه انواع حمایتها و دخالتهای مادی و معنوی به بورسها  ، که  طبق قواعد اقتصاد آزاد مورد ادعای آنها  نباید صورت گیرد .
  • تلاش فراوان برای گسترش  الگوی نظام دموکراسی  و اقتصاد ظاهرآ آزاد غرب به سایر نقاط دنیا .  در واقع  آنها به حاکمان جهان سوم میخواهند حالی کنند  این مدل  رفتاری شما خیلی قدیمیه ، مردم زود میفهمند ،  ما آپدیت شده اش را داریم  ، ما با اینکه بیشتر  بهره کشی میکنیم و میبریم طوری عملیات را انجام میدهیم که اصلأ مردم نفهمند که چی  شد و کی برد و گرنه فرق اساسی که  با شما نداریم .

همه این دارو ها خورانده شده و میشود و میتوانید نتایج آن را مورد بررسی قرار دهید .

 در این نوشته به تأثیر داروی پولی  بر افزایش قیمت مسکن ، نفت ، فلزات قیمتی و صنعتی که این روزها مورد توجه عام و خاص قرار گرفته  ، به اختصار میپردازم .

  عناوینی همچون :   تورم  ،احیای دوره تورمی دهه ۷۰ ۱۹میلادی ، رکود اقتصادی  ، رکود تورمی  همه جا به ویژه  رسانه های آمریکا را پر کرده .  همه جور تعبیر و تفسیر  با تفاوت هائی تا ۱۸۰ درجه  ارائه میشود . من هم گاه به گاه دانائی یا نادنی خود یا ترکیبی از این دو را در این وبلاگ مینویسم .

بطور خلاصه وقتی میتوان گفت در جامعه ای تو رم وجود دارد که قیمت همه چیز از مواد اولیه   گرفته  تا کالاهای صنعتی   ، محصولات کشاورزی ،   خدمات   ، دستمزد و بقیه کم یابیش به تناسب و در مدت نسبتأ طولانی افزایش یابد  .  نمونه قابل لمس این نوع تورم کشور خودمان ایران است .

 دو جنبه مهم این نوع تورم یکی تقاضای بیش از عرضه است ودیگر اینکه دولت مرتبأ کسر بودجه خود را با چاپ اسکناس نقد بی پشتوانه و  خرج کردن آن به عنوان پول واقعی  که نه فقط موجب تورم میشود بلکه این تورم را برگشت ناپذیر هم میکند  .  در  ایران آمار مطمئن کمتر پیدامیشود   حدس میزنم که حدود ۹۰ درصد خرید و فروشها با پول نقد صورت میگیرد .

 ولی در کشوری مثل آمریکا که در  همین یک سال اخیر  برخی قیمتها به سرعت دارند پائین میروند مانند مسکن و بسیاری از کالاهای الکترونی  و صنعتی و نرم افزارها  ، به عکس برخی مثل بنزین و یا محصولات کشاورزی و طلا و غیره دارند به تندی بالا میروند   و دستمزدها  افزایش ناچیزی  یافته و  در کل تورمی سالیانه در حدود ۳ درصد وجود دارد ماجرا چیز دیگری است .   

 در کشورهای پیشرفته  صنعتی   مبنای عمده سیستم پولی وام یا اعتبار است و نه

پول نقد و توجه به این امر در تشخیص صعود و سقوط های قیمتها اهمیت اساسی دارد . میانگین پول نقد   در ، خرده فروشی ، املاک  ، خرید وفروش کلان شرکتها و کارخانجات توسط بزرگترها ،  و به همین ترتیب نفت و طلا و سایر مواد اولیه ، چیزی حدود ۱۰ تا ۲۰ در صد است و بقیه وام و آن هم وام بی اعتبار یا کم اعتبار .

بانکهای مرکزی و در رأس آنها بانک مرکزی امریکا یا فدرال رزرو بنا به مصالحی که گفته شد از سال ۲۰۰۱  به سرعت وپیاپی نرخ بهره دلار را از ۵/۶ به ۱ در صد رساند و مدتها آنرا ثابت نگه داشت تا همه نوع وام گیرنده تا جای ممکن اشباع شوند به گونه ای که ارقام نجومی ثبت شد و از همه هم وثیقه سفت و سخت دریافت کرد  و هیچ هم از عواقب کار وام گیرندگان حرفی نزد . ودر مرحله بعد  از سال ۲۰۰۴ بی سرو صدا شروع کرد به افزایش دادن نرخ بهره و این کار را ۱۷ بار  پیاپی تا بهره ۵/۵ در سال ۲۰۰۷ رساند .

وام گیرندگان هم به دو امید زیر بار قرض رفتند : گروهی که امید داشتند بعدأ درامد کسب کنند و اصل وفرع را بپردازند و گروه بزرگتر دیگری که چنین امیدی هم نداشتند و به عنوان نمونه با ۵ درصد پول نقد و بقیه وام مسکنی را خریداری کردند که با افزایش قیمت  بفروشند  بدهی خود را تصفیه و سود حاصله را هم به جیب بریزند . اقلیتی به موقع عمل کردند ، دندان گردی نکردند و از این رهگذر خیری دیدند ولی اکثریت گرفتار دام شدند .

در زمانی همه شدند خریدار و سازنده مسکن وهردو طرف هم  با وام . وقتی هجوم صورت گرفت و قیمت مسکن در اواخر ۲۰۰۶ خوب اوج گرفت  خریداران یا مصرف کنندگان واقعی غیبشان زد . چندی نگذشت که همه رویاها نقش بر آب شدند   ومسکن در حال حاضر در آمریکا اگر نگویم فاجعه  ، شده مشکل ملی  و در حقیقت شده نگرانی عمده  بورسها و رهبران جهان .

اکثر خریداران با خانه هائی مواجهند که قیمت کنونی از خریدشان پائینتر و بهره ای که باید بپردازند از بهره اولیه بالاتر و درآمد ها هم پائینتر .  در رابطه با مسکن در آمریکا و سقوط شاخصهای جهانی سهام ، قبل از سقوط آنها مطالبی در این وبلاگ نوشته شده که موجود است .

اما تقویت و در حقیقت جهش روزافزون نفت وطلا

 از کجا ناشی میشود  و گام بعدی چیست ؟

 بر سر دلار چه آمده و چه خوابی برایش دیده اند ؟

 این روزها بازار نظریه پردازیها داغ داغ است . 

 در باره نفت میگویند محافلی دارند طرحی را به اجراء میگذارند که قیمت نفت به ۱۵۰ دلار برسد و غرض اینست که آمریکا کسری بودجه و بدهی خارجیش را کم کند .  و لابد به خریداران نفت هنگام تأمین دلار ،  آمریکا مقداری کاغذ تحویل آنها میدهد و از بدهی  خارجیش کسر میکند و دلار هم ضعیف تر میشود و باقیمانده طلبکاران هم پول بی ارزش تری دریافت میکنند .

در مورد طلا این نظریه  پرطرفدار و تقریبأ همه پسند شده که دوران رکود تورمی  دهه ۷۰ میلادی  که نرخ تورم سالانه در کشورهای غربی به میانگین ۱۵ درصد در سال رسیده بود در پیش رو است .  و طلا این بار به هر اونس  بالای ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ و ۵۰۰۰  و بالاتر خواهد رسید .

در رابطه با قیمت کنونی یعنی نفت بشکه ای ۱۰۲ دلار و طلا ۹۷۵ دلار توضیح اکثر اقتصاد دانان و به ویژه رئیس بانک مرکزی امریکا این است که قیمت کنونی منعکس کننده تعادل فعلی عرضه و تقاضا است .

در باره دلار نظریه ای مطرح شده که آمریکا چون بدهکارترین کشور دنیا است تنها راه چاره این است که بگذارد دلار کاملأ بی ارزش شود  که بدهی خارجی خود به خود تصفیه شود . یعنی همان کاری که جمهوری وایمار در المان بعد از جنگ جهانی اول انجام داد  .

میشود هزار جور نظریه مطرح کرد و هیچ اشکالی هم ندارد ولی وقتی با چاشنی تبلیغ و تحییج و قسم و آیه و کتمان برخی جوانب متضاد آمیخته میشود احساس خوبی به من دست نمی دهد .

برای من هیچ کدام ازاین فرضیه ها و امثال آنها معتبر نمیباشد و به قواعد اصلی  بازارها بیشتر توجه میکنم  که به عنوان نمونه به یکی از آنها اشاره میکنم و برای وضوح بیشتر به توزیح فوق در باره مسکن در توجه بیشتری بفرمائید  :

حد اکثر قیمت کف و سقف هر کالا یا مواد اولیه ای و  یا دارائی مانند ملک یا سهام و هر چیزی توسط دو عامل اساسی محدود ویا ترمز میشود :

یکی مجموعه ساختار درونی آن ودیگری کل شرایط بیرونی تأثیر گذار بر آن در هر زمان معین .  در مورد این نظریه که آمریکا بدهکار است و خواهان تورم ،  ببینید میشود آلمان شکست خورده اصلی جنگ جهانی اول با پولی به لحاظ بین المللی فاقد نقش یا بسیار کم نقش  ، با اقتصادی به لحاظ داخلی ضعیف و به لحاظ بین المللی بی تأثیر  و بانفوذ سیاسی خارجی  و قدرت نظامی تقریبأ صفر شده  را  با آمریکای امروز مقایسه کرد ؟  دلار آمریکا  فقط پول یک  کشور نیست که هر محفلی بتواند بر سر  آن  هرچه  خواست بیاورد  بلکه در درجه اول پول و پس انداز و سرمایه عمده مردم دنیا است . بنا براین در رابطه با قضاوت در مورد آینده  دراز مدت  آن همه جانبه نگری  بیشتری لازم است . 

نظریه  رکودتورمی ومقایسه آن با دهه ۷۰ و پیش بینی طلای چند هزاردلاری

هم یکی از آن  همان مقایسه ها است . آن دوره زمان تورم عمومی و انفجار جمعیت جوان بود و نه دوره تورم موردی و پیر شدن جمعیت کنونی .  آن موقع تقاضا از عرضه بیشتر بود و خریدار دنبال فروشنده میدوید و حالا فروشندگان التماس خریداران را میکنند . ببینید اتوموبیل سازان و بقیه چه رقابت کشنده ای برای فروش محصولات خود دارند و چه تخفیف ها و تسهیلات که نمیدهند . اصلأ اینکه هزینه تبلیغات تولیدکنندگان به نسبت دهه ۷۰ به شدت بالا رفته چی را نشان میدهد ؟ گوگل که   بزرگترین خدمات مجانی رابه دنیا عرضه میکند  نان همین تبلیغات را میخورد و  به برکت گرمی بازار تبلیغات سهامش از صد دلار طی ۲ سال به ۶۰۰ دلار رسید .

برداشت من از انگیزه کنونی افزایش پی در پی طلا و نفت :

قضاوت در باره مجموعه ساختارهای درونی و بیرونی نفت و طلا  قضاوتی محتوائی یا فاندامنتال است و حتی اگر این قضاوت متکی بر همه اطلا عات و بیطرفانه صورت گرفته باشد برای پیشبینی یا تعیین احتمال بیشتر برای کوتاه مدت و میان مدت  ابزاری   بسنده  یا  خودکفا  نیست  . در این رابطه من به جوانب کلی  بیشتر اتکاء میکنم و یک نمونه آن  در مورد نفت را  عرض میکنم :

قیمت نفت از ۱۰ سال پیش تاکنون ده برابر شده ودلیل آنرا ، کم شدن ارزش دلار ، تورم ، و عرضه و تقاضا میدانند  .  به  نمودار شاخص دلار و تورم سالیانه این ده سال که مراجعه میکنم چنین منطقی را نمیتوام بپذیرم . در را بطه  با عرضه و تقاضا  کارشناسان سازمان اوپک  و بسیاری کارشناسان دیگر  بارها ابراز داشته اند که قیمت کنونی نفت به عرضه و تقاضا ارتباطی ندارد .  به گفته کارشناسی  میانگین هزینه تولید نفت در جهان حدود ۷ دلار است وبه نظرم خیلی دور از واقعیت نیست . اگر   هزینه ۱۰  دلارهم باشد هر بشکه ۹۰۰ درصد سود دارد .  بنابراین   سود آوری در هیچ رشته ای به گرد پای  نفت هم نمی رسد .  شکاف بازدهی سرمایه  نمیتواند خیلی دوام بیاورد و طبعأ باید انتظار داشت سرمایه های فراوان به سمت این رشته و انرژیهای جایگزین جذب شوند  و از قرار معلوم این کار صورت گرفته و دارد شدت مییابد . چاه های قبلأ غیر سود ده   دوباره دارند فعال میشوند  ، استخراج نفت از شن های نفتی شتاب بیشتری یافته ، تولید سوخت اتانول و برق بادی و خلق تکنولوژی های کم مصرف هم که به جای خود .

 پس انگیزه افزایش های پی در پی نفت و طلا به ویژه در یکسال اخیر چیست ؟

 بطور کلی و به نظر من همان مکانیزمی که در باره مسکن ذکر شد در مورد نفت و طلا هم صدق میکند منتها با تفاوتهائی به لحاظ شدت قیمت و   مدت زمان .

بعد از سقوط سنگین شاخصهای سهام در سال ۲۰۰۰  و کاهش   بی سابقه یا کم سابقه نرخ بهره وغرق کردن دنیا در وام واعتبار سهل الوصول  به امید اینکه  محرکی برای رشد اقتصادی و جلوگیری از رکود باشد ، از آنجا که تولید و عرضه اشباع بود و حتی مازاد داشت این پولها را جذب نکرد  . این پولها هم رفتند سراغ  املاک ، سهام ، فلزات قیمتی و صنعتی ،  نفت و گاز و بالاخره هر جائی به غیر از تولید و خدمات .

آن پولها این ظرفها را به تناسب حداکثر ظرفیتشان پر کردند و چند تای مانده  مثل طلا ونفت را هم دارند پر میکنند .

 یک ویژگی یک سال گذشته این است که از وقتی قیمت مسکن شروع کرد به سقوط  قیمت های شاخصهای سهام افزایش بیشتری یافتند  ، یعنی به تصور من بخشی از پولهای سرخورده از مسکن هم به عنوان مأوا به سهام روی آوردند . و وقتی از حدود ۵ ماه قبل شاخصهای سهام در آمریکا و بقیه کشورهای صنعتی هم  شروع کردند به ریزش  ، پولهای سرگردان در جستجوی سود همگی به تنها جای باقیمانده  ، کمادیتی ها     commodities  یعنی  نفت  ، فلزات قیمتی و صنعتی ، گندم ، جو  ، شکر  ، سویا ،  قهوه  و تا به آخر  ، هجوم آوردند  .  میتوانید به نمودارهای دراز مدت مراجعه کنید و صحت یا عدم صحت این تصورات را ببینید .  حالا اگر این تصورات به واقعیت نزدیک باشد حد اکثر ظرفیت این اقلام برای تحمل قیمت بالا چقدر است ؟

 

در رابطه با نفت ،  طلا  ، و یورو به دلار آمریکا

 که بیشتر مورد توجه من است تحولات پیش رو را اینگونه ارزیابی میکنم :

بر مبنای برداشتی که در حال حاضر از مجموعه تکنیکها و فاندامنتال مورد  نظر خود دارم  تصور میکنم در یک یاچند روز آینده نفت تا حدود هر بشکه ۱۰۵  و طلا به حدود هر اونس ۹۹۰ دلار افزایش یابد و سپس کاهش  طلا به پائین تراز ۹۰۰   و نفت کمتر از ۸۰  را انتظار دارم  .  و تصور میکنم یورو به دلار هم طی همین روزهای آینده تا حدود ۵۴/۱ تفویت شود و  سپس به کمتر از ۴۰/۱ کاهش یابد .

یادآوری :  این تحلیل وارزیابی به هدف آگاهی دادن یا تبلیغ دیدگاه هایم که همواره قابل بازبینی و اصلاح میباشد نیست .  اینکه از این نوشته ها  افراد چه برداشتی بکنند ، استفاده کنند یا نکنند  ، از ابهاماتشان کاسته شود ویا مردد تر شوند ،  به شایستگی ها و گرایشات فکری و احساسی  آنان ارتباط دارد .  قسمت نظردهی باز است و از هرگونه اظهار نظری استقبال کرده و بهره مند میشوم . اگر پرسشی مطرح میشود و خوانندگان جوابی برای آن دارند چه بهتر که ابراز دارند .  تا نوشته بعدی شما را به خیر وما رابه سلامت .

رشید دمهری

 

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 4:22 AM  توسط رشید دمهری  | 

نگاهی به سیاست
نگاهی به سیاست

یکشنبه  ۱۴ بهمن ۱۳۸۶         ۳ فوریه  ۲۰۰۸

  • از قرار معلوم اکثریت مردم و سیاستمداران کشورهای غربی  آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران  را تندرو و ستیزه جو میدانند .
  • محمد رضا شاه پهلوی نه تندرو بود و نه ستیزه جو .
  • کشورهای متمدن موسوم به جوامع دمو