|
|
سیم آخر |
|
|
سیم آخر ؟
یکشنبه اول مهر ۱۳۸۶ ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۷
قیمتهای پایان هفته قبل : نفت : ۶۰/۸۱ طلا : ۷۳۱ نقره : ۵۰/۱۳ داوجونز : ۱۳۸۲۰ اس اند پی : ۱۵۲۶ نزدک : ۲۶۷۱ داکس آلمان : ۷۷۹۴ شاخص دلار آمریکا : ۶۰/۷۸ حدود دو ماه پیش در نوشته ( اشاره ای به قیمتها ) احتمال سومی با این عبارات مطرح شده بود : احتمال سوم این است که گردانندگان جهانی سیاست و اقتصاد و پولها با توسل به اهرم اصلی خود یعنی بانکهای مرکزی به سیم آخر بزنند ، شتاب ماشین چاپ اسکناس و ارائه وام بی حد و حصر و بی پشتوانه را از وضعیت پر شتاب کنونی پر شتاب تر کنند و دلار و ین ژاپن را بازهم ضعیف تر کنند ، تورم را دامن زنند ، در نتیجه قیمت نفت و فلزات قیمتی و صنعتی را هم رها کنند تا هر جا میخواهد بالا رود ، شاخصهای سهام را با انواع شگردها به قصد کسب سود نجومی تر برای ابرشرکتها و امیدوار نگه داشتن مردم و افکار عمومی یا گیج کردن آنها ، به این صورت که آنچه را در عمل میبینند و لمس میکنند نتوانند باورکنند ، بالاتر و بالاتر ببرند . به هر صورت سیستم موجود سیاسی ، اقتصادی و قیمتی جهان به نحوی سالم ، طبیعی و بادوام به تصور من نمیتواند ادامه پیداکند . با این حال نباید فراموش کرد و این خطر را دست کم گرفت که بهره گیران از سیستم موجود طبیعتآ برای بقا آن به هر آب و آتشی خواهند زد و از هر شگرد و شعبده بازی ممکنی که عقل میلیاردها انسان و میلیونها کارشناس و روشنفکر را پریشان کند دست بر نخواهند داشت . با این گونه کارها و یا با ضرب و زور و هرچه باداباد وغیره میشود به عمریک سیستم بیمار کم یا بیش افزود یا اینگونه وانمود کرد که اصلآ مشکلی وجود ندارد . داروهای های با دُز بالاتر ممکن است باعث تسکین یا تحرک موقتی شود ولی متاسفانه چیزی را عوض نمیکند . امیدوارم مدیران و مدبران جهان به درمان های اساسی هم بیاندیشند . سر انجام سه شنبه هفته گذشته Federal Reserve ظاهرأ یا واقعأ به سیم آخر زد . ورد کلام مقامات بانک مرکزی آمریکا دو چیز است . یکی اینکه ماخواهان دلار قوی هستیم و دیگر اینکه نگران تورم یا inflation هستیم و با آن مقابله خواهیم کرد . ولی چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند ! نگرانی عمده آنها نه تورم inflation بلکه سقوط عمومی قیمتها یا deflation میباشد . در این رابطه میتوان این سخنرانی آقای بن برنانکی قبل از تصدی ریاست بانک مرکزی آمریکا تحت عنوان Deflation: Making Sure "It" Doesn't Happen Here را مطالعه کرد . و این هم گزیده هائی از آن سخنرانی : “As I have already emphasized, deflation is generally the result of low and falling aggregate demand. The basic prescription for preventing deflation is therefore straightforward, at least in principle: Use monetary and fiscal policy as needed to support aggregate spending, in a manner as nearly consistent as possible with full utilization of economic resources and low and stable inflation. In other words, the best way to get out of trouble is not to get into it in the first place. Beyond this commonsense injunction, however, there are several measures that the Fed (or any central bank) can take to reduce the risk of falling into deflation. First, the Fed should try to preserve a buffer zone for the inflation rate, that is, during normal times it should not try to push inflation down all the way to zero.6 Most central banks seem to understand the need for a buffer zone. For example, central banks with explicit inflation targets almost invariably set their target for inflation above zero, generally between 1 and 3 percent per year. Maintaining an inflation buffer zone reduces the risk that a large, unanticipated drop in aggregate demand will drive the economy far enough into deflationary territory to lower the nominal interest rate to zero. Of course, this benefit of having a buffer zone for inflation must be weighed against the costs associated with allowing a higher inflation rate in normal times. Second, the Fed should take most seriously--as of course it does--its responsibility to ensure financial stability in the economy. Irving Fisher (1933) was perhaps the first economist to emphasize the potential connections between violent financial crises, which lead to "fire sales" of assets and falling asset prices, with general declines in aggregate demand and the price level. A healthy, well capitalized banking system and smoothly functioning capital markets are an important line of defense against deflationary shocks. The Fed should and does use its regulatory and supervisory powers to ensure that the financial system will remain resilient if financial conditions change rapidly. And at times of extreme threat to financial stability, the Federal Reserve stands ready to use the discount window and other tools to protect the financial system, as it did during the 1987 stock market crash and the September 11, 2001, terrorist attacks. The financial conditions began to “change quickly” in the wake of an “extreme threat to financial stability” in August. As a result, the Fed acted precisely in accordance with these comments underlined above. Third, as suggested by a number of studies, when inflation is already low and the fundamentals of the economy suddenly deteriorate, the central bank should act more preemptively and more aggressively than usual in cutting rates. By moving decisively and early, the Fed may be able to prevent the economy from slipping into deflation, with the special problems that entails.” کاهش نسبتأ شدید و همزمان federal fund rate و discount rate و بی پروائی به افزایش قیمت نفت به بالای ۸۰ و طلا به بیش از ۷۰۰ و سایر فلزات قیمتی وصنعتی هم به همین ترتیب ، واز اینها مهمتر نادیده گرفتن زیانی که از این بابت به عمده پس انداز مردم جهان به ویژه ژاپن و چین که در اوراق قرضه آمریکا ذخیره شده اند ، گویای تفاوت حرف وعمل یا شدت نگرانی آنها است . با این وجود مشاهده و مقایسه نمودارها نشان میدهد که دقایقی بعد از اعلام کاهش نرخ بهره رسمی دلار امریکا در روز ۱۸ سپتامبر، نرخ بهره آزاد بازار اصلی پول دنیا که همان اوراق قرضه آمریکا یا BOND باشد شروع کرد به افزایش و تا آخر هفته شتاب بیشتری یافت که این امر مفاهیم بسیاری برای آینده اقتصاد جهانی و قیمتها در بر دارد . پاشنه آشیل بانکهای مرکزی و مقامات سیاسی و اقتصادی آمریکا و سایر کشورهای پیشرفته ، شاخص سهام آمریکا است . میتوان حدس زد کار به کجا کشیده که تحمل پنج در صد کاهش قیمت شاخص سهام را هم ندارند ، آنهم در حالی که شاخص ها فقط در پنج سال اخیر حدود صد در صد افزایش قیمت داشته اند . رشد و رکود اقتصادی ، افزایش وکاهش قیمتها ، همانند دم و بازدم ، روز وشب ، تابستان و زمستان و غیره ، سیکل طبیعی و مستقل خود را دارند . عملکرد اساسی این زوجها تغییر ناپذیر است ، منتها ماشین نیستند ، میتوانند کش پیدا کنند ، تأخیر یا تعجیل کنند و شدت وحدت متفاوتی داشته باشند . میتوان نفس را کم یا بیش در سینه حبس کرد ولی نمیتوان ار عملکرد بازدم جلوگیری کرد . inflation و deflation دو روی یک سکه هستند . یاد آوری : قیمت اوراق قرضه با بهره یا سود آن رابطه معکوس دارد ، به این صورت که متناسب با افزایش قیمت سود ان کاهش می یابد و بالعکس . این نمودارها در بخش پیوندها وجود دارد . رشید دمهری Rashid Demehri |
||