|
|
بحران جهانی و تحولات ایران |
|
|
بحران جهانی و تحولات ایران
یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ ۲۱ ژوئن ۲۰۰۹ این نوشته به بررسی عوامل خارجی و داخلی تحولات سیاسی جاری ایران در سطح کنش و واکنش های مقطعی داخلی و جهانی ، سوای مسائل دراز مدتی که دامن گیر جامعه جهانی به عنوان کل و ایران به مثابه جزء شده ، میپردازد . زمینه جهانی به دنبال رکود اقتصاد جهانی ، مخالفت نسبتأ گسترده ای نسبت به دولت ها ابتدا در آمریکا و سپس در سایر کشورهای اروپائی و غیره پدیدار شد بطوری که این رکود نقش اصلی را در پیروزی حزب دموکرات و انتخاب آقای اوباما ایفا کرد . سقوط اقتصادی آمریکا و اروپا موجب نگرانی شدید مردم و دولتهای کشورهای بزرگ صنعتی شد . شدت این رکود که بعد از جنگ جهانی بیسابقه بوده موجب شد که دولتهای غربی به لحاظ سیاسی بسیار محتاطانه رفتار کنند و بیشتر به ترمیم اقتصاد خود بپردازن تا از رکود بیشتر و پیامدهای سیاسی آن جلوگیری کنند . رفتار نرم آقای اوباما نسبت به امور داخلی و جهانی بازتاب صدمه پذیری این کشور و دوستانش میباشد . این وضعیت موجب امیدواری و جرأت بیشتر کشورهای مخالف آمریکا و غرب شد که در نتیجه انواع ایدئولوژیهای سوسیالیستی و دینی و غیره مجال بیشتری یافتند که اعلام کنند که دنیای سرمایه داری رو به نابودی است و خود را جایگزین بحق آن بدانند . کره شمالی اخیرأ قراردادی که بعد از چند سال مذاکره چند جانبه و دشوار بدست آمده بود زیر پاگذاشت ، مجددأ آزمایش اتمی انجام داد و کره جنوبی را به جنگ تهدید کرد . طالبان بعد از پنج سال ورود نیرومند ترین ارتشهای جهان و پیمان ناتو و صرف میلیاردها دلار پول نه فقط نابود نشده بلکه بخشهای بزرگتری از افغانستان را به کنترل خود در آورده و پاکستان را هم تهدید میکند . آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران هم بارها در سخنرانی های خود عباراتی به این مضمون اظهار داشت که دنیای غرب در حال فروپاشی است و باید از ما کمک بگیرند و یا اینکه ما بهتر از آنها دنیا را اداره میکنیم . عوامل داخلی در رابطه با وضعیت اقتصادی ایران به ویژه در چهار سال اخیر ، درآمد ارزی به واسطه افزایش قیمت نفت چندین برابر شد . ظاهرأ معلوم نیست دقیقأ این پولها چگونه و در کجاها خرج شده و یا چه مبلغی از آن ذخیره شده . با این وجود مطابق گفته مقامات کشور بخشی از این درآمد صرف واردات کالا و ایجاد تأسیسات صنعتی و زیربنائی و همچنین دادن وام و انواع کمک ها به اقشار کم درآمد شهری و روستائی شد . ضمنأ در این سالها تورم به ویژه نوع پر شتاب آن در بخش مسکن نفس اکثریت مردم را گرفت . به دنبال سقوط قیمت جهانی نفت که همواره موتور اقتصاد ایران بوده در یکسال اخیر قیمت مسکن کاهش نسبتأ شدیدی پیدا کرد و رکود کم سابقه ای بر این بخش حاکم شد . رکود در بخش مسکن اغلب صنایع و حرفه های فعال شهری و به ویژه در تهران را هم به رکود کشاند . این رکود موجب نارضایتی و عصبانیت بخش وسیعی از مردم شهرهای بزرگ بویژه تهران شد . طی این مدت شهرهای کوچک و مناطق روستائی کماکان به فعالیت خود ادامه دادند و شاید بهبود نسبی هم پیدا کردند . این مطلب ، بعلاوه انواع وامها و کمکها به اقشار محروم و همچنین افزایش حقوق باز نشستگان وغیره که توسط دولت صورت گرفت و کاهش قیمت مسکن که آنرا دولت به اقدامات خود نسبت داد ، به هرحال موجب تسکینی برای اکثریت مردم ومحبوبیت نسبی آقای احمدی نژاد در بین مردم ستمدیده شد . از این رو وضعیت دوگانه ای در جامعه پیش آمد که از طرفی اقشار متوسط و مرفه و بخصوص سرمایه گذاران بزرگ در بخش مسکن به شدت عصبی شده در صدد چاره ای برآمدند . این نارضایتی ها فشارمتراکم شده ای را ایجاد کرده بود که پی فرصتی برای بیرون زدن میگشت . طبقات محروم نسبتأ امیدوارشده هم در پی آن بودند که بهبود هر چند ناچیز زندگی خود را تثبیت و احتمالأ تقویت کنند . این حالت در سطح عمومی کشور مشاهده میشد وگرنه ممکن است بسیاری از بزرگان و شاید بخشهائی از تجار و بازار سنتی از بر اقدامات دولت آقای احمدی نژاد استفاده های کلان برده باشند . با درنظر گرفتن این زمینه ، در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری نیز آقای احمدی نژاد خطاب به مردم وعده هائی در جهت بهبود زندگی طبقات محروم و مبارزه با مفسدان اقتصادی میداد که این هم برای اکثر مردم بطور خود به خود و حداقل به لحاظ احساسی خوشایند وامیدوارکننده بود . در مقابل سه کاندید دیگر و به ویژه آقای موسوی بر موضوعاتی مانند حیثیت و حقوق شهروندی مردم و بر سیاست خارجی آبرومندانه تأکید و به راه حلهای مشخص در جهت رفع مشکلات مردم محروم کمتر می پرداختند . به همین سبب آقای موسوی در میان روشنفکران ، دانشگاهیان و طبقه متوسط و مرفه علاقه مندان بیشتری پیداکرد . در صحنه تبلیغات و کارزار انتخاباتی هواداران آقای موسوی بر فضای شهرهای بزرگ و به ویژه تهران برتری چشمگیری داشتند به گونه ای که به هر رهگذری چنین القاء میشد که اکثریت مردم از او هواخواهی میکنند . علاوه براین فضای اینترنت و رسانه های بزرگ خارجی هم کاملأ به سود آقای موسوی بود که در نتیجه انتظارات هم به نفع او شکل گرفت . در این فضا قضاوت واقع بینانه نسبت به رأی اکثریت مردم که فاقد امکانات اینترنتی و ماهواره ای و غیره میباشند از نظرها و نظر سنجی ها دور ماند . واکنشها بعد از اعلام رأی تظاهرات خیابانی به بهانه موجه یا غیر موجه جابجا کردن رأی کاندیداها شروع شد . ولی محتوای انفجار کنونی فشارهائی است که در بطن جامعه از سی سال قبل و بویژه در چهار سال اخیر متراکم شده بود و بازتاب آنرا میتوان در آشکار شدن رقابت های دیرینه جناح های قدرت هم مشاهده کرد . ترکیب جمعیتی مخالفان نتیجه انتخابات در خیابانها و حتی خارج از ایران نیز عمدتأ اقشار میانه به بالا هستند و این امر گویای این نیز هست که طبقه متوسط و روشنفکر ودانشگاهی بیش از توده های وسیع مردم آمادگی و مهارت دست زدن به اعتراض یا شورش خیابانی تند و کوتاه مدت را دارند ، بویژه هنگامی که از حمایت رسانه ها و مقامات غرب نیز برخوردار باشند . به تصور من طبقات محروم شهری و روستائی اساسأ در این مخالفت ها خود را کنار کشیده اند . شرکت کنندگان در این اعتراض ها فاقد وجوه مشترکی به لحاظ اعتقادات و اهداف خود میباشند بطوری که از انواع چپ گرفته تا راست و آنارشیست و اصلاح طلب حکومتی و غیر حکومتی در آن حضور دارند . رهبراین اعتراضات ( آقای میر حسین موسوی ) نه یک تشکل یا حزب سیاسی بلکه یک فرد است که مدت ده سال یکی از فعالترین و کلیدی ترین مقام های این نظام را به عهده داشته . و در بیست سال اخیر عضو شورای مصلحت نظام بوده و بیشتر وقت خود راگویا صرف فعالیت های هنری نموده . مدت بیست سال عدم اعتراض و اظهار نظر سیاسی آشکار و حالا ایستادگی ظاهرأ تمام عیار در مقابل نظامی که در دامانش پرورده شده جای سوال باقی میگذارد . یا این نظام واقعأ نظام نیست و یا او و دوستانش میخواهند از پوسته این نظام برای پیشبرد محتوائی بهتر یا بدتر از آنچه در قوانینش نوشته شده استفاده کنند . یک جنبه حقوقی هم در این مخالفت ها بسیار چشمگیر است . شرکت در انتخابات مثل شرکت در یک مسابقه ورزشی یا هرچیزی است که قبلأ سازمان یافته و مقررات و متولیانی دارد و در واقع نوعی قرارداد است . انسانهای معقول ، متعادل و بویژه متعهد اول مقررات آن قرارداد را بررسی و چنانچه برایشان قابل قبول یا قابل تحمل باشد و مصلحت یا منافع خود در آن ببینند ، تصمیم به مشارکت میگیرند . بعد از اعلام آرا ، بخشی از رأی دهندگان فریاد میزدند رأی ما را پس بدهید . رهبران این اعتراضات اعلام کردند باید این انتخابات باطل شود چون تقلب صورت گرفته . به فرض که تقلب شده ، آیا در مقررات این قرارداد ، که شرکت در مسابقه انتخابات باشد ، قید شده بود گروه بازنده چنین حقوقی دارد ؟ پذیرفتن مسئولیت کاری که فرد انجام میدهد و تحمل زیان احتمالی حتی به فرض اینکه نفهمیده و اشتباه کرده به نظر من مهمترین ویژگی شخصیت و اعتماد بنفس یک انسان یا گروهی از مردم میباشد . اگر این نباشد هیچ چیز دیگر هیچ ارزشی ندارد . در این انتخابات بخشهائی از مردم فرصت را غنیمت شمرده خواستند وارد خانه ای شوند که در ساختنش نقشی نداشتند به امید اینکه بعدأ آنرا به میل خود بازسازی خواهند کرد . گروهی دیگر هم که در ساختن خانه نقش داشته اند ظاهرأ عزم کرده اند که حتی بدون موافقت ومشارکت سایر سهامداران طرح اولیه منزل را تغییر دهند . نقش قدرتهای خارجی بر همه آشکار است که طی حدود دویست سال اخیر دو کشور انگلستان و روسیه در عمل بیشترین خسارت را به سرزمین ایران وارد کردند . این دو قدرت بیگانه بخشهای وسیعی از سرزمین ایران را جدا کردند . تجاوز و اشغال گری ، غارت منابع و کشتار مردم ایران هم از دست آوردهای دیگر آنان بود . افغانستان و بلوچستان پاکستان توسط انگلستان و جمهوری آذربایجان ، گرجستان ، داغستان و بسیاری از ایالت های قفقاز و شمال خراسان توسط روسیه واتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی سابق از سرزمین ایران جدا شدند . با این وجود از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون ایالات متحده آمریکا به عنوان بزرگترین دشمن ایران معرفی شده و تلاش میشود در سایه برجسته کردن نام آمریکا خاطره دشمنان اصلی ایران از وجدان مردم آن پاک شود وبه نقش زیان آور کنونی آنها توجه نشود . به نظر من آمریکا هنوز مانند اکثر کشورهای جهان نه مستقل به مفهوم متعارف کلمه است و نه هیچگاه سیاست خارجی مستقل و ملی داشته است و بیشتر دنباله رو سیاست استعمارگر سابقش انگلستان بوده و میباشد . فعلآ به این مختصر اکتفاء میشود . رشید دمهری Rashid Demehri
|
||