X
تبلیغات
جام جهان نما - تحولات قیمت مسکن در ایران

 

قیمت مسکن در ایران

مقدمه :

در 5 اکتبر 1973 (1352هجری شمسی)مصر و سوریه به قصد باز پس گیری سرزمین هایی که درسال 1967 طی شش روزجنگ با اسرايیل از دست داده بودند به آن کشور هجوم بردند. بعد از18 روز جنگ ، مصر وسوریه بدون دستیابی به پیروزی ، ضمن عقب نشینی ونگران از شکستی دیگر،آتش بست را پذیرفتند.

در اوایل 1974 کشورهای نفت خیز عرب به تلافی ممالک غربی را که از اسراییل حمایت کرده بودند ، تحریم نفتی کردند. قیمت نفت ، که مدت پنجاه سال گذشته یعنی از 1925 تا 1974 بین دوونیم تا سه دلار بود، ناگهان طی چند ماه و تا پایان 1974 از 3دلار به 12 دلار افزایش یافت. از آن به بعد افزایش ها و کاهش های شدید قیمت نفت غالبأ مترادف شده است با تنش های سیاسی ، جنگ ها ، تغییر حکومتها و اخیرأ حملات تروریستی. به این خاطر محافل مالی دنیا نفت را کالای سیاسی لقب داده اند.

خواهی نخواهی سرنوشت دنیا با نفت رقم خورده و خواهد خورد. نمودار زیر گویای همزمانی قیمت نفت با رویداد های سیاسی و جنگها میباشد. توجه داشته باشیداین نمودار بر مبنای ارزش ویا به عبارتی قدرت خرید دلار در سال 2004 ترسیم شده است.براین اساس در حالی که میانگین قیمت اسمی نفت در سال

۱۹۸۱ هر بشکه حدود 35 دلاربوده ارزش واقعی یا به عبارتی قدرت خرید آن حدود۶۴ دلار امروزی بوده است.بنابر این نفت  ۶۴. دلاری امروز همان ارزشی

 را دارد که نفت 35 دلاری 25سال قبل داشت.

  حال با توجه به این رویداد بسیار مهم که تاْثیر اساسی بر همه تحولات اجتماعی  واقتصادی ایران منجمله تورم وقیمت مسکن داشته است، به موضوع مسکن می پردازم . 

روند دراز مدت قیمت مسکن
در رابطه با تغییرات قیمت مسکن در ایران اطلاعات و نمودار رسمی و معتبر وجود ندارد که بتوانم این نوشته را به آنها استناد دهم.انگار مصلحت این بوده که کمتر در باره چون و چرای افزایش قیمت مسکن صحبت شود. به هر صورت ، در ایران افزایش قیمت مسکن بطور عمده ناشی از سه عامل افزایش جمعیت ، کاهش ارزش ریال ، و شهر نشین شدن

 مردم میباشد .

تعیین میزان تأثیر هر یک از این سه عامل به خاطر نبود آمار و نمودارها، ممکن نیست.البته هر سه این عوامل ، خود تابع قیمت و حجم صادرات نفت و روش مملکت داری حکومتهای ایران بوده است.به سبب آغاز دوران نوسانات شدید قیمت وحجم صادرات نفت، این نوشته به تحولات عمده قیمت مسکن از سال1353 تاکنون، یعنی سی و یک سال اخیر اختصاص دارد.

طی این مدت دو مرحله متمایز را میتوان مشاهده کرد.مرحله اول از 1353 تا انقلاب 1357 و مرحله دوم از انقلاب تا حال حاضر.
قبل از انقلاب :

هر گاه پدیده ها به وقوع میپیوندند و همه آنرا به چشم خود میبینند ، دیگر از چون و چرای آن صحبت کردن کاری نسبتاً سهل است .  مهم اینست که در وضعیت آرامش و آب وهوای خوب طوفان آینده را پیش بینی کرد. وبر عکس آن هم صدق میکند.البته امروز را در گذشته رد یابی کردن نسبتاً ساده تر است.با این شیوه سال 1353 را ، هرچند که آرام وبی سروصدا بود ، نقطه شروع تحولات اجتماعی،اقتصادی و فرهنکی بعدی تا به امروز میدانم .

شرایط عمومی - با جمعیت حدود 32 میلیون در سال 1353 وصادرات روزانه پنج میلیون بشکه نفت ، چهار برابر شدن قیمت نفت ، جهشی غول آسا  وناگهانی بود که تمام ارکان جامعه را دگر گون ساخت . دولت و ملت شروع به حیف و میل آن ثروت کردند . واردات به شدت فزونی یافت ، صنایع مونتاژ پا گرفت ، خریدهای نظامی شدت یافت ، دولت حجیم تر شد ، بذل و بخشش به طبقات مختلف بتناسب نزدیکی به حکومت آغاز شد و بالاخره مصرف گرایی بی حد وحصر کل جامعه را فرا گرفت . از پیامد های این ثروت ناگهانی این بود که حکومت دچار بیماری خود بزرگ بینی شد . توقع مردم هم به شدت بالا رفت ، زیرا با وجود رفاه نسبی که نصیبشان شده بود باز دچار این وسواس شدند که باید کاری کنند که سهم بیشتری از این درآمد رادریافت دارند . به هر صورت همه غافل شدند که گنج نابرده رنج دوام نمیکند . آرزوهای دور و دراز تنها بر مبنای رشد اقتصادی واقعی ، پایدار ، و متکی به خود مردم ایران ونه خارجی ها قابل توجیه است . دولتها ومردم اغلب با دست یافتن به ثروت های گذرا یا باد آورده دچارغرور و جاه طلبی شده ، هوش وحواس خود را از دست میدهند و دیگر خدا را بنده نیستند . به این ترتیب بود که انقلاب 1357 فرا رسید .این انقلاب در واقع واکنشی کوتاه مدت بود در مقابل آن زیاده روی ها و بی بند و باریها . حکومت تاوان جاه طلبی ها و غرور خود را با ناباوری پرداخت و مردم هم بعدها با واقعیات زندگی بیشتر آشنا شده و در جایی که شایسته آن بودند قرار داده شدند .

شاخص های عمده اقتصادی در این دوره :

تورم - در مجموع از 1353 تا اواخر 1357 نرخ تورم یک رقمی وملایم بوده است . در این زمینه آمار رسمی معتبری نیافتم .شاید قیمت خودرو پیکان که برای اولین بار در سال 1348 با قیمت دوازده هزار تومان به بازار آمد نشانگر وضعیت عمومی تورم در دوره قبل از انقلاب باشد .درسال 1353 یک دستگاه پیکان حدود 16 هزار تومان قیمت داشت و در اواخر 1357 تقریباً 24 هزار تومان .بنابر این طی 5 سال قیمت پیکان یک و نیم برابر شد .

ریال - قدرت ریال به دلار در این دوره تقریباً ثابت بود .

مسکن - قیمت زمین ومسکن هم در این دوره و آنهم عمدتاً در تهران باملایمت افزایش مییافت وطی این 5سال بنا به گفته شاهدین حدود 40 درصد افزایش داشته است .

لازم به ذکر است که در این مدت کشورهای پیشرفته صنعتی بعلت افزایش قیمت نفت با تورم شدید دست به گریبان بودند . طی این دوره میانگین تورم سالانه در کشورهای صنعتی غرب حدود ده درصد بوده است . بنابر این میتوان نتیجه گرفت که تورم موجود در ایران دراین دوره بیشتر وارداتی بوده است .

جمعیت - جمعیت در این دوره روندی نسبتاً معتدل داشت و از32میلیون نفردر سال 1353 به حدود 35 میلیون نفر در سال1357 افزایش یافت . لازم به یادآوری است که تبلیغات دولتی وغیر دولتی در جهت تشویق مردم به داشتن فرزند کمترتمرکز داشت .

مشکل عمده این دوره که سرانجام همه جنبه های مثبت آنرا به باد داد همانا خرج کردن درآمد ملی نفت برای امورات روزانه ومصرفی دولت و مردم بود . سیاست اقتصادی صحیح وسازنده اینست که ثروت حاصل از نفت فقط صرف بنیان های اقتصادی ، علمی و آموزشی کشور شود . دولت ، مردم و شرکتها میبایست فقط از آنچه خود لیاقت آفریدنش را دارند خرج کنند .

دوره بعد از انقلاب اسلامی :

وضعیت عمومی  :

 به دنبال شعارها و انتظارات عمومی در هنگام انقلاب و وجود نیروهای عدالت خواه در بخشی از دولت برآمده از انقلاب در چند سال اولیه و در دوره نخست وزیری مهندس میر حسین موسوی آثاری از انظباط  و حساب وکتاب مشاهده میشد . ولی آفت اصلی اواخر دوره محمد رضاشاه پهلوی ، یعنی درآمد نفت را صرف امورات روزانه و مصرفی وکسری های دولتی وشرکتهای دولتی ونیمه دولتی کردن مجدداً دامنگیر کشور شد و هرکس به هر شیوه ای که توانست سعی کرد تکه بزرگتر این ثروت را نصیب خود کند . فعالیتهای عمده عبارت بودند از :

  • ادامه همان سیاست های بودجه ای قبلی به مفهوم هزینه کردن بودجه در شهرها ،گسترش صنایع مونتاژ، تولید محصولات از رده خارج وگاهاً ورشکسته کشورهای غربی نظیر خودروسازی ها وبطور کلی تقویت طرف تقاضا در اقتصاد .
  • شاهکار اقدامات اقتصادی دولت های بعد از انقلاب بی ارزش کردن پول کشور یعنی ریال میباشد . این اقدامی تازه نبود ولی شدت وحدت آن حیرت آور ونجومی بود.این عمل ضربات هولناکی به صاحبان سپردههای بانکی ، به مزدبگیران ، بازنشستگان وبه تولید گنندگان کوچک وکسبه وارد کرد .به این شاخص ها توجه کنیم تا ابعاد تورم که نتیجه بی ارزش کردن ریال است بهتر پی ببریم :
  • ارزش ریال به ارز عمده خارجی که دلار میباشد از حدود 9 تومان به 900 تومان رسیده .به عبارتی دیگر 99 درصد از قدرت خرید ریال در رابطه با خرید کالاهای خارجی کاسته شده .
  • خودرو پیکان بعنوان شاخص تقریبی تورم از 24 هزار تومان به 6 میلیون تومان افزایش یافت .یعنی قیمت آن 250 برابر افزایش یافت . لازم به یادآوری است که در مدت 25 سال گذشته نرخ تورم سالیانه در کشورهای پیشرفته صنعتی از ۱۹۸۰ میلادی که حدود ده درصد بود مرتباً کاهش یافته و در حال حاضر میانگین تورم سالانه در این کشورها 2درصد میباشد .
  •  در اوائل انقلاب از طرفی به واسطه بعضی اظهارات از جانب مقامات رسمی و غیر رسمی و توهمات مردم که تصور میکردند زمین وخانه به رایگان ویا به قیمت ارزان در اختیارشان قرار میگیرد و ازجانب دیگر به دلیل نگرانی مالکین بزرگ از آینده دارائیهای خود ناگهان قیمت مسکن حدود 30 درصد بویژه در نواهی شمال تهران سقوط کرد . سپس بتدریج که هیجانات فروکش کرد و واقعیات چهره خود را نشان داد ، قیمت مسکن گام های فرسنگی خود را شروع کرد . یک منزل یک میلیون تومانی اوایل انقلاب در حال حاضر بطور متوسط حدود 300 میلیون تومان میباشد ، یعنی 300 برابر افزایش یافته است .

اینها هنر و محصول مشترک دولت وبانک مرکزی ایران است . تورم شدید ودرازمدت یعنی اکثریت مردمی که واقعاً کارکردند و محصول آفریدند یا فقیرتر شدند یا متناسب با لیاقتشان سود نکردند . بر عکس آنها که شاید واقع بینتر بودند وروی سرمایه خود خوابیدند وبه گشت و گذار پرداختند در عوض دولت به آنها جایزه هم داد .تصور بفرمایید یک نفر قطعه زمینی را 25 سال پیش به قیمت یک ملیون تومان خریده بعد از 25 سال بدون آنکه هیچ گونه کاری روی آن انجام داده باشد آنرا 300 میلیون تومان میفروشد ،حساب کنید این 299 میلیون از کجا آمده ؟ تعبیرهای متفاوتی میشود ارایه داد . مثلاً گفت این مزد خوش فکری او و یا جبران تورم است . ویا اینکه بگوییم اصلاً هیچ اتفاقی نیافتاده است وهیچ ثروتی اضافه نشده ، چون در واقع دارایی این شخص همان یک قطعه زمین بوده وحالا هم همین یک قطعه است .این مطلب سر دراز دارد وباز کردن آن نوشته دیگری را میطلبد .در اینجا فقط به این بسنده میکنم که هر افزایش قیمتی نتیجه بی ارزش کردن پول و یا واسطه گری نیست . حتی بعضی افزایش ها لازم ومفید میباشد . ولی در شرایطی مانند 25 سال گذشته که تورم شدید عمومی و طولانی داشته ایم ، در واقع بخش عمده این 299میلیون تومان چیزی نیست جز ساعات کاری که افرادی دیگر در جامعه انجام داده اند ومزد آن به دیگری داده شده ،.یعنی کار کردن اکثریتی وسود بردن اقلیتی . زیان اصلی این وضعیت اینست که اعتقاد به کار از بین میرود .

ولی دولت وبانک مرکزی چگونه این اثر نفیس را خلق کردند؟ خیلی ساده ! تحت عنوان پول کاغذ چاپ کردند و به جامعه تزریق کردند . چرا این کار را کردند؟ زیرا درآمد نفت و مالیات کفاف زیاده خرجی هایشان را نمیداد. این نوع بانکداری واقتصادگردانی نه تنها مانع رشد واقعی اقتصاد و رفاه عمومی شد ، بلکه فرهنگ واخلاق جامعه را هم به انحطاط کشاند . این سیاست علاوه بر اینکه قیمتها را تا اندازه زیادی نامتعادل وسرمایه گذاری ها را آشفته وناپایدار ساخته است ، نیروی کار کشور را هم یا بلا استفاده گذاشته یا به کارهای انحرافی کشانده .

چرا ملک پیشتاز تورم است؟

 به غیر از کاهش ارزش ریال و تورم عمومی دو عامل افزایش جمعیت و هجوم روستاییان و شهرستانی ها به شهرهای بزرگ و بویژه تهران ، بر تشدید تورم مسکن وزمین افزوده است .

افزایش جمعیت:

جمعیت ایران در ابتدای انقلاب حدود 35 میلیون نفر و هم اکنون مطابق ارزیابی کارشناسان به 68 میلیون نفر رسیده است . دو برابر شدن جمعیت عمدتاً ناشی ازخوشبینی مردم ودولت از آینده خود در ده سال اول انقلاب بود . علاوه بر این ، ویژگی جمعیت ایران جوان بودن آن است .مطابق ارزیابی ها حدود 70 درصد جمعیت ایران زیر سی سال میباشند .

هجوم روستائیان به شهر های بزرگ

کاهش جمعیت بخش کشاورزی و گسترش شهرنشینی امری رایج و ضروری در همه کشورها طی قرن بیستم بوده است . لیکن ، با وجود آنکه شدت کاهش جمعیت کشاورزان در کشورهای پیشرفته بسیار شدیدتر ازایران بوده (مثلاً کشاورزان آمریکا کمتر از 5 درصد جمعیت آنکشور را تشکیل میدهند) ، نه تنها تولید کشاورزی آنها کاهش نیافته بلکه چندین برابر افزایش هم یافته ، بطوری که علاوه بر تامین نیازهای داخلی ، مقدار زیادی صادر هم میکنند . ولی در ایران با وجود اینکه هنوز 30 درصد جمعیت در بخش کشاورزی فعالیت میکنند ، ما واردکننده بیشتر مواد غذائی از گوشت گرفته تا شکر وبرنج وغیره میباشیم .

چرا این همه فرق؟

بنظر من دلیل اصلی آنست که انگیزه روی آوردن مردم به شهرها در کشورهای پیشرفته با انگیزه تمرکز جمعیت در شهرهای بزرگ ایران و بویژه تهران ، بسیار متفاوت است .

مراکز شهری کشورهای پیشرفته از آنجا که خالق وتوسعه دهنده صنایع ، علوم وتکنولوژی بودند ، از طرفی باایجاد فضای کارواقعی در شهرها واز جانبی با صدور ابزارهای پیشرفته وسرمایه به بخش کشاورزی بازدهی آنراافزایش داده ایجاد مازاد نیروی کار در آن بخش نموده ونیروی کار اضافی را به سمت شهرها جذب کردند . به این ترتیب یک رابطه سازنده و متقابل بین مناطق کشاورزی وشهری شکل گرفت بگونه ای که مناطق کشاورزی سرمایه ،تکنولوژی ، وتخصص را وارد ونیروی کار مازاد را صادر کرد وبرعکس آنرا هم شهرها انجام دادند وتوسعه یافتند .

در ایران محتوای اصلی رابطه شهر وروستا به شیوه ای دیگر شکل گرفت .

در کشور ما شهرها نه به دنبال توسعه وترقی واقعی علمی وصنعتی ، بلکه بیشتر برای دریافت سهم بیشتری از درآمد نفت توسعه پیدا کرد . مردم به وضوح دیدند که عمده درآمد نفت در تهران وکلان شهرها خرج میشود بنابراین سعی کردند هر طور شده خود را به این شهرها برسانند واز این نمد کلاهی برای خود بسازند . به این ترتیب مشاغل کاذب در این شهرها گسترش فوق العاده یافت . بخش مهمی از مشاغل در تهران وشهرهای بزرگ نمایشی هستند وهدف از ایجاد آنها ارائه حفظ ظاهر است وگرنه از کار واقعی خبری نیست . اگر به صاحبین اینگونه مشاغل حقوق ومزایا پرداخت شود و از آنها خواسته شود در محل کار حضور نیابند ، سودمند ترخواهد بود . لااقل هزینه رفت وآمد ومخارج محل کار وسردواندن مردم و شیرینی ها صرفه جوئی میشود . 72 روز تعطیل رسمی سالانه ، که اگر پنجشنبه ها راهم که اغلب ادارات وکارخانجات تعطیل میباشند برآن افزوده شود میشود یک سوم ایام سال ،  بازتاب ماهیت کار در محیط های شهری میباشد .

در ایران به خاطر ضعف بازدهی بخش کشاورزی ، نه فقط خود جمعیت این مناطق به سمت تهران وشهرهای بزرگ هجوم آوردند ، بلکه سرمایه های خود را هم آوردند . به همین نسبت تقاضا وقیمت مسکن هم طبعاٌ افزایش یافت .علاوه براین ، بخشی از این تقاضا نه برای اقامت بلکه با انگیزه هائی از قبیل کسب سود و واسطه گری یا حفظ ارزش دارائی خود ویا تأمین مسکن برای آینده فرزندان خود ، صورت گرفت .ضمناً با مشاهده سقوط ارزش پول نقد آنها که واقع بین تر بودند سریعتر آنرا به ملک یا سرمایه دیگر تبدیل کردند . بنابراین قیمتهای کنونی مسکن بازتاب این واقعیات است واز این لحاظ جای شکوه وشکایتی باقی نمیماند .

از همه این کارها چه حاصل شده ؟

البته بازبینی نتیجه این کارهائی که مردم ودولت طی این 26سال انجام داده اند را به فرصت دیگری واگذار میکنم . در اینجا فقط به اشاره ای اکتفا میکنم .

صرف نظر از برنده ها وبازنده ها ، موفق ها وناموفق ها آنچه اهمیت دارد این است که چنانچه این رویه ها ادامه پیداکند کل دولت ، مردم وکشور بازنده خواهند شد .

ببینیم تاکنون چه حاصل شده ؟

از طرفی شهر های غول آسا وسرمایه های تل انبارشده و راکد، ازجانب دیگرمحروم شدن مناطق کشاورزی مستعد ، از سرمایه ، تکنولوژی ونیروی کار متخصص.

به جز کار سالم که خوار وخفیف شده ، هر نوع فعالیتی ارزش واحترام پیداکرده .

وقتی کار وزندگی ما اینجور بناشده دیگر چرا انتظار نداشته باشیم که دانشجو واستاد دانشگاه وخانم خانه دار و وزیر و کیل با همه هوش وحواس دنبال کارهای بی زحمت و زودبازده و زیاد بازده نباشند؟ بیخود نیست که شرکتهائی همچون گلدکوئست ودیگران اینچنین فعال شده اند. آنها محصول طبیعی روحیات مذکور در جامعه هستند واز شرایطی که برای آنها فراهم شده استفاده میبرند . با نصیحت وبگیر وببند هم دردی دوا نمیشود . از این وضعیت تولیدکنندگان وکار آفرینان و مجموعه تولید صنعتی و کشاورزی وخدماتی کشور هم زیان میبیند زیرا آنها از نیروی کار سالم ، که پایه واساس تولید است ، محروم میشوند .

آینده قیمت مسکن

مطابق نظرسنجی که بعضی سایتها به عمل آورده اند در حال حاضر بیشتر مردم سرمایه گذاری در بخش مسکن و بویژه در تهران راسودآورتر از سایر اقلامی که برای عموم قابل سرمایه گذاری هستند مانند سهام ، طلا ، ارز ، سیم کارت وغیره ، میدانند . استدلال هائی که عموم مردم وحتی اغلب کارشناسان اظهار میدارند عبارتند از :

  • افزایش جمعیت وجوان بودن آن .
  • کمبود مسکن درحال حاظر .
  • حمایت دولت ازطریق افزایش وام مسکن که موجب تقاضای بیشتر میشود .
  • قیمت مسکن نمیتواند همچون کالاهای دیگر شامل تعزیرات حکومتی وفیمت گذاری قرار گیرد .
  • مسکن کالائی نیست که بتوان آنرا از خارج وارد کرد ویا گرفتار وبا شود .

به علل فوق اغلب مردم سرمایه گذاری ویا حفظ ارزش نقدینگی خود در بخش مسکن را باثبات تر میدانند . از لحاظ روانشناسی از آنجائی که چندین نسل پیاپی شاهد افزایش قیمت مسکن بوده اند ، در نزد بسیاری از مردم دیگر چون وچراء واین قبیل حرفها مطرح نیست .اعتقاد به افزایش قیمت  مسکن، همچون یک کُد یا یک ژن در روان مردم جای گرفته و بطور اتوماتیک عمل میکند ، حالا شرایط هرچه میخواهد باشد .

موسسه آمار جمعیت  http://www.prb.org/ معتبر ترین سازمان جمعیت شناسی آمریکا میباشد که اطلاعات جمعیتی را از طریق همکاری وتبادل اطلاعات با سایر کشورها جمع آوری وتجزیه تحلیل میکند . ارزیابی که در اواسط سال 2004 توسط کارشناسان این مؤسسه صورت گرفته در جدول زیر آمده است :

Indicator Data
Population Mid-2004 67,433,000
Population 2025 (projected) 84,655,000
Population 2050 (projected) 96,465,000
Total Fertility Rate (avg. no. of children born to a woman during her lifetime) 2.5
Population Under Age 15 (%) 33
Population Over Age 65 (%) 5
Life Expectancy at Birth, Both Sexes (years) 69
Life Expectancy at Birth, Males (years) 68
Life Expectancy at Birth, Females (years) 70
Women ages 15-49, 2020 (projected) 25,700,000
Births Attended by Skilled Personnel (%) 86
Maternal Deaths per 100,000 Live Births 130

 

بر پایه این ارزیابی جمعیت ایران در سال 2004 میلادی 67433000 نفر ودر سال 2025 یعنی بیست سال آینده 84655000 ودر سال 2050 یعنی45 سال آینده به حدود صد میلیون خواهد رسید . 33درصد جمعیت کنونی زیر 15 سال میباشند ، و میانگین عمر زنان ومردان 69 سال میباشد .

سایت استرالیائیhttp://www.nationmaster.com/ آمارهای اقتصادی کلیه کشورها را با نمایش جدولها و نمودارهائی که کشورها را با یکدیگر مقایسه میکند همراه با ذکر منابع منتشر میکند . جهت مطالعه آمارهای اقتصادی ایران میتوانید به این پیوند مراجعه کنید :http://www.nationmaster.com/red/country/ir/Economy&b_cite=1.

 دانسته های فوق کافی است ؟

به نظر من خیر . جهت پیش بینی تحولات آینده قیمت مسکن بهتر است به چند فاکتور وتعدادی سؤال که در زیر میآید هم توجه شود :

  • قیمت نفت وحجم صادرات آن .
  • تکنولوژیهای نوین ساختمان سازی .
  • محیط زیست ومنابع آب شهرها .
  • شوکهای سیاسی کوتاه مدت وتحولات سیاسی دراز مدت ، چه مثبت وچه منفی .
  • عادی شدن یا نشدن روابط اقتصادی  وسیاسی ایران با خارج .
  • ادامه روابط کنونی باجهان یا تحریم گسترده تر، چه از طرف ایران چه با تحمیل از خارج .
  • سیاست آینده دولت در رابطه با تورم عمومی وارزش ریال .

وچند پرسش

  • آیا اختصاص منابع مالی دولتی وبانکها به طرف تقاضا ومصرف سنگینی خواهد کرد یا به جانب عرضه و تولید مسکن ؟
  • تهران از وقتی بعنوان پایتخت اعلام شد تاکنون پرچمدار افزایش قیمت ملک بوده است .آیا همین الگو برای مثلاً ده یا بیست سال آینده هم حفظ خواهد شد ؟
  • آیاقیمت ملک در استانها ومناطق با استعدادهای اقتصادی وموقعیت جغرافیائی آنها خوانائی دارد؟
  • اصلاً امکان کاهش چشمگیر قیمت هم وجود دارد ؟

اینگونه موضوعات و بسیاری عوامل دیگر برای کار جدی وحساب شده بعنوان حرفه نیازمند بررسی و دقت هستند . نهایتاً ازهمه این نیروها میبایست برآیند گرفت وسپس مبادرت به سرمایه گذاری در املاک و ساخت وساز ویا جابجائی سبد دارائی ها نمود .

رشید دمهری

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در جمعه بیست و هشتم مرداد 1384 و ساعت 9:1 PM |