مایکل جکسون ، نگاری که به مکتب نرفت
مایکل جکسون ، نگاری که به مکتب نرفت
یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۸ ۵ جولای ۲۰۰۹
جامیست که عقل آفرین میزندش صد بوسه مهربر جبین میزندش
این کوزه گردهرچنین جام لطیف می سازد و باز برزمین میزندش
حدود هفت سال پیش بود که نام مایکل جکسون Michael Jackson را شنیدم واصلأ نمیدانستم به چه خاطر اسم او بر سر زبانها افتاده است . بعد ها در سال ۲۰۰۵ در تلویزیون های خارجی دیدم به علت شکایتی مرتب به دادگاه کشانده میشد که اغلب مادرش هم او را همراهی میکرد . با دیدن گزارش های پر آب و تاب خبری و اتهامات اعلام شده این احساس اولیه به من دست داد که هر که هست آدم درستی است ، راهی میرود که باورش دارد ، به مراکز قدرت و قواعد دیکته شده از مابهتران هم تسلیم نشده . پس باید مورد آزار قرار میگرفت ، نامش به ننگ آلوده میشد ، از فعالیتش باز داشته میشد و به رشوه خواران و باج گیران میدان داده میشد که به هر بهانه ای او را به دادگاه بکشانند .


