بهار عربی چه شد ؟
چه شد بهار عربی ؟ شنبه 25 شهریور 15 سپتامبر 2012
حدود یکسال و نیم پیش در وبلاگ جام جهان نما نوشته نسبتن مفصلی
نوشتم با عنوان : در جهان چه میگذرد ؟
اگر میخواهید کشور خود و یا تنها خود را بهتر محافظت کنید .اگر میخواهید دنیای واقعی و خاورمیانه را بهتر بشناسید .
و اگر میخواهید بدانید زمینه های واقعی حمله به سفارت خانه های آمریکا چه میباشد .
در اینجا به آن نوشته مراجعه کنید http://iran-asha.blogfa.com/post-119.aspx
گزیده هائی از آن :
( ضرورت وقوع شورشهای کنونی و گسترش مرحله به مرحله آن در مناطق گوناگون جهان و در ابعادی بسیار بزرگتر و ویرانگرتر از مدتها پیش در این وبلاگ مورد توجه واقع شده . )
( این شورشها و جنگها به شمال افریقا وخاورمیانه محدود نخواهد ماند بلکه دامنه آن به سراسر اروپا هم خواد کشید ضمن اینکه آمریکا ، چین ، روسیه و سایر کشورها هم بی نصیب نخواهند شد .)
( اروپا و بالاخص انگلستان زیرکانه ترین برخورد را با آمریکا دارند . تلاش آنها اینست که هر جا منافعشان به خطر افتاده آمریکا را ترغیب کنند پیش قدم شود و غائله را ختم کند . اگر آمریکا پیش ببرد سود بیشتر را اروپا به جیب میزند و اگر افتضاحی پیش آید همه کاسه کوزه ها را سر آمریکا میشکنند و رسوای عالمش میکنند . )
( با نگاه به ریز و درشت تحولات چند دهه پیش و به ویژه رویدادهای دو ماه اخیر باور من براینست که سیاستی حساب شده و با انواع امکانات منطقه ای و جهانی گام به گام با زیرکی در حال اجرا شدن هست . زبان رسمی و تبلیغی چنین سیاستی " حقوق بشر" - " کثرت گرائی یا دموکراسی " - " پیشرفت اقتصادی و عدالت اجتماعی " و از این قبیل هست ، یعنی درست آنچیزی که اکثریت مردم آرزویش را دارند . ولی در عمل آنچه میتوان صدای گامهایش را دید و شنید پیشرفت زمینه مناسب برای حاکم شدن سیستمهائی سیاسی و اجتماعی القاعده ای یا شبه القاعدهای طالبانی یا شبه طالبانی و یا اخوان المسلمینی و یا مشابه آن میباشد و به نظر من چنین امری با وجود مقاومتهای فراوان در کوتاه مدت کم یابیش شدنی است . مرکز چنین سیاستی هم نه آنگونه که رسانه های ریز و درشت جهان در حال القایش هستند " امپریالیسم آمریکا " ، بلکه در خود همان لندن " با سوابق درخشان چند صد ساله " قرار دارد . )
( در مجموع و از نگاه منطقه ای دو مبارزه عمده در خاورمیانه و شمال آفریقا در جریان است . یکی تلاش ملل منطقه و سایر کشورهای موسوم به جهان سوم برای کسب استقلال واقعی در مقابل سماجت قدرتهای جهانی برای تحکیم مجدد و نونما کردن سلطه خود و رقابت فیمابین برای کسب سهم بیشتر در مستعمرات . و دوم کشمکش درونی این ملتها برای مستقر کردن نظام اقتصادی و اجتماعی کاراتر در جامعه خود . )
( این نبرد با فراز ونشیب ها و پیروزی و شکست های ناپایدار روبرو خواهد شد و زمانی بس طولانی را طلب خواهد کرد . با این وجود یک امر برمن معلوم شده و آن اینست که قدرتهای استعماری دیگر آن توان و برتری محسوس و ابزارهای انحصاری را یا ندارند و یا دارند اما همچون گذشته اثر نمیکند و دست طرفهای زیر سلطه هم چندان بسته نیست . )
( با توجه به رکود اقتصادی رو به افزایش جهانی و بحران دامنه دارکشورهای پیشرفته و همچنین نارسائیهای عمیق اجتماعی و سیاسی ملل خاورمیانه و شمال آفریقا ، نه تنها آرزوهای خوب و خوش و عدالتخواهانه نیروهای شورشی صدیق در مرحله جاری تحقق نخواهد یافت بلکه خلافش را تجربه خواهند کرد . )
( به هر صورت در نتیجه انقلاب یا جابجائی جناح های قدرت درمصر و سایر کشورهای منطقه ، بازنده اصلی آمریکا و برنده واقعی در کوتاه مدت انگلستان و بزرگان اروپاست و آینده این را مشخص خواهد نمود .
( یک ملت از هر جنس یا قماشی باشد یک چیز شبیه یا سازگار با خود را به مقام رهبری یا دولتی میرسانند و هرگاه اراده عمومی مردم تغییر اساسی کند و دولت یا رهبرش هماهنگ نشده باشد اگر کوه یا مادر فولادزره هم باشد از جلو پا برش میدارند . به عبارتی دیگر، تا روزی که یک حکومت یا دولت روی کار است معنایش این است که برای اکثریت مردم یا اراده عمومی هنوز چنین دولتی برایش قابل تحمل هست . این اساس رابطه دولت و مردم در حالت عادی است ولی چنانچه عامل خارجی بسیار نیرومند باشد ممکن است موجب شود سیستم عملکرد داخلی جابجائی طبیعی دولت و در تناسب با تحولات در متن جامعه دچار اختلال و از هم پاشیدگی شود که بطور نمونه در مورد عراق و افغانستان عمل کرد و در لیبی و سایر کشورهای منطقه هم ممکن است تکرار شود . )
( ( اغلب روشنفکران یا مشتاقان سیاست و حقوق بشر و در صدر همه رسانه های غربی هرگاه از اوضاع جاری کشورهای جهان سوم صحبت میکنند ، با هرچه میگویند یا نمیگویند و در همه طرح ها یا توصیه هائی که ارائه میکنند ذکر یک مفهوم با عبارات گوناگون را همواره چراغ راهنما یا کعبه مقصود خود و مخاطبانشان قرار میدهند که عبارتند از : " جوامع آزاد " ، " دموکراسی غربی " ، " جامعه بین الملل " ، " جهان مدرن " ، " اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل " و از اینگونه که نمونه های اجراء شده اش هم فرانسه ، انگلستان ، و آمریکا هستند . میگویند و تکرار میکنند که کشورها وملتها به ویژه اهالی خاور میانه و شمال افریقا یا باید وضع موجود را تحمل کنند یا الگوی جوامع غربی با همه مخلفاتش مثل سازمان ملل و پیمان ناتو و دادگاه بین المللی لاهه را به بپذیرند و تلویحآ لاپوشانی میکنند که از پنج قرن پیش تا به امروز همانها در همه تحوات ریز و درشت سیاسی و اقتصادی تا تروریستی جهان نقش تعیین کننده داشته اند . )
( بر خلاف بحرین در لیبی با کمترین تعداد تظاهرکننده و در کوتاهترین مدت ناگهان افرادی مسلح در صحنه نمایان شدند و فورآ دولت جانشینی نیز سرهم بندی شد و آقای سارکوزی هم به سرعت آنها را پذیرفت ، بهشان دلگرمی داد و قرار و مداربعدی هم گذاشته شد . حالااگر میخواهید بدانید چه جوری معلوم شد که اینها نماینده اکثریت مردم لیبی هستند بهتر است از سرکوزی بپرسید . هیچی نباشد اوهنوز نماینده مهد دموکراسی غرب و نظام اکثریت - اقلیتی مراجعه به آرا عمومی است . )
رشید دمهری
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 9:10 PM توسط رشید دمهری
|