یک زنجیره
پایان یا آغاز رکود ؟
یکشنبه ۹ آبان ۱۳۸۹ ۳۱ اکتبر ۲۰۱۰
-
میگویند رکود یا پسرفت اقتصاد جهانی پایان یافته و روند بهبود آغاز شده . از حدود دو سال پیش و برای مقابله با رکودی که شروع شده بود دور تازه ای از آنچه تزریق پول مینامند ، و به quantitative easing شهرت یافت ، آغاز شد . این QE چیزی نیست جز همان money printing ، حالا اسمش را عوض کرده اند شاید فرجی بشود . فقط آمریکا حدود دو تریلیون دلار و به عبارتی دو هزار میلیارد دلار به صورت اسکناس و اعتبار ظاهرآ به اقتصاد جامعه تزریق کرد . رفقای دیگر مثل اروپا و ژاپن هم کمابیش به همین نحو . دلیل یا توجیه چنان اقدام بیسابقه به لحاظ حجم پول و وام پمپاژ شده را جلوگیری از ادامه رکود و شروع مجدد بهبود اقتصادی و اجتماعی ، اعلام کردند . مردم آمریکا هم خواستار چنین اقدامی بودند و از آنجا که چنین پولی را نوعی یارانه میپنداشتند ، از آن هواداری کرده و به حزب دموکرات و به ویژه شخص آقای اوباما که برای تصویب آن پولها سر از پای نمیشناختند یک رآی درست و حسابی هم دادند .
-
در اعلامیه پایانی تازه ترین نشست گروه G20 در کره جنوبی ، روئسای بانکهای مرکزی و وزرای دارائی هم پیشبینی قبلی خود را صحیح دانسته وهم بر ادامه روند بهبود اطمینان دادند . شاید چنین برداشتی از وضعیت کنونی جهان از مشاهده افزایش قابل توجه قیمت : شاخصهای جهانی سهام ، فلزات صنعتی و قیمتی ، محصولات اولیه کشاورزی و دامی و قیمت نفت در یکسال و نیم اخیر ، ناشی شده باشد . اما از جانب دیگر و در همین مدت ، کار و درآمد ، تولید و تجارت ، و قدرت خرید مردم تقریبا در همه دنیا رو به کاهش داشته . در نتیجه قیمت کالاهای مصرفی ، به غیر از موارد فوق که دارائی های سرمایه ای یا commodities مینامند ، در مجموع رو به کاهش بوده .
-
هم اکنون مردم میبینند و در حیرتند که چطور اینهمه پول خرج شد ولی هیچ بهبودی در وضعیت کار و در آمد حاصل نشد . تازه هزینه هایشان هم به خاطر افزایش قیمت سوخت و مایحتاج خوراکی بیشتر شد . ماجرا شیرین تر از آن است که مردم فکرش را میکردند . وقتی رکود آغاز و مردم دچار مشکل شدند فریادشان برآمد که آقایان دولتی و مجلسی و بانکی فکری بکنید پولی چیزی خرج کنید تا وضع دوباره خوب شود . این آقایان و احزاب عمده سیاسی هم زیرک تر از آن بودند که نه بگویند . آنها با یک سنگ دو نشان زدند ، هم رآی مردم هم کاسبی . حزب جمهوریخواه و دمکرات هردو حامی تزریق پول بی پشتوانه بودند منتها حزب دموکرات سنگ تمام گذاشت و مردم هم تآییدش کردند و وعده های سر خرمن هم به سلامتی داده شد .
-
در عمل چه شد ؟ بخشی از این پولها با مصوبه هائی تحت عنوان bailout bill رفت به کیسه بانکها و شرکتهای بزرگ در حقیقت ورشکسته ولی نورچشمی ، بخشی هم با بهره بسیار کم رفت در خدمت واسطه های بزرگ وال استریت مانند goldman sachs و pnp paribus و از طریق مشتریان آنها سرازیر شدند به بورسها و با خریدهای انواع کمادیتی ها یعنی همان مواد اولیه صنعتی کشاورزی دامی و سهام ها که در نتیجه قیمت ها هم کلی بالا رفت .
-
اگر مثلآ به بزرگترین ماشین سازی دنیا جنرال موتور یا فلان بانک کمک نمیکردند چه میشد ؟ مثل دیگرانی که پارتی کلفت نداشتند آنها هم پاک ورشکسته و فرصتی برای رشد شرکتها و بانکهای کوچکتر و شایسته تر فراهم می آمد که نتایج مثبت آن هم به نوعی به مردم برمی گشت . خوب ، این که نشد ، افزایش هزینه های سوخت و مواد خوراکی و غیره هم که از جیب مردم رفت . حالا مشکل فقط این نیست که سر مردم بیکلاه مانده ، اصل قضیه این است تقریبآ به اندازه آن دو تریلیون دلار هم از جیب مردم زده شد .
-
البته مسبب اصلی نه بالائی ها بلکه خود مردم هستند . مردمی که میدانند دولت آمریکا بزرگترین بدهکار دنیا است و میدانند بانکها هم مال خیراتی ندارند ، ملتی که به چشم خود دیدند که از زور بدهی و بیکاری سه میلیون خانواده مسکن خود را رها کردند ، به خیال اینکه پول از یک اقیانوس بی انتها خود به خود میآید ، باز هم گفتند تزریق کنید و رفتند دنبال آنکه بیشتر وعده داد . با این وصف اگر این سرشان نیاید چه بیاید ؟ سوار شدن عالیجناب ها بر موج انتظارت و کاسبی کردن از کنار آن حکایت دیروز و امروز و اینجا و آنجا نیست . به هر حال پول قیمت و محصول کار و تولید است ، غیر از این هرچه هست پول نیست ، وسیله ای است برای سرکیسه کردن دیگران .
اوضاع کنونی از چه قرار است ؟
-
شاه بیت همه رسانه های دیداری ، شنیداری و نوشتاری در چند ماه اخیر چنین است second round of quantitative easing و با نام اختصاری QE2 که چیزی نیست جز چاپ بی حد و حصر پول ( کاغذ ) و اعطای وامهای با بهره نزدیک به صفر . بحث راجع به این مطلب با نزدیک شدن به روز انتخابات میاندوره ای آمریکا و جلسه تصمیم گیری بانک مرکزی آمریکا در هفته آینده ، داغ و داغ تر میشود .
-
قیمت بالای شاخصهای سهام ، کمادیتی ها و به ویژه طلا و نقره حکایت از این دارد که انتظارعمومی بسیار بالا است . بانک مرکزی آمریکا هم ابائی ندارند که نه دو تریلیون حتی صد تریلیون دیگر هم تزریق کند . مشکل آنها اینست که آیا این بار هم میتوانند به اندازه شبه پولی که منتشر میکنند پول واقعی از مردم بگیرند یا به مانعی غیر قابل پیشبینی بر می خورند . میخواهند بدانند که میشود قیمت مسکن و سایر دارائی های سرمایه ای مثل سهام را باز بالا برد ؟ همه میدانند که QE1 جذب اقتصاد و بدنه مردم نشد و فقط قیمت مواد اولیه را بالا برد که نمکی شد بر زخم مصرف کنندگان و حتی تولیدکنندگان . سرمایه گذاری در تولید به حد اشباع رسیده . تولید کننده امروز وام نمیخواهد مشتری میخواهد . علاوه براین در بازار راکد کنونی که قیمت کالا کشش ندارد افزایش قیمت مواد اولیه هم برای تولید کننده غوز بالا غوز شده . مشتری هم که مردم باشند زیر بار غرض و نگران آینده دست به جیب نمیکنند .
-
با این همه به فرض که آقایان به سیم آخر بزنند و رقم های کلان منتشر کنند . یا باید همان QE1 با همان مشخصات و در ابعادی بزرگتر تکرار شود یا مردمی که کفگیر به ته دیگشان خورده است سر به طغیان بزنند . به باور من اگر چنان کنند دومی یا چیزی شبیه آن روی خواهد داد .
-
در ربطه با دارائی هائی مثل سهام و یا مواد اولیه ای مانند فلزات صنعتی و قیمتی ، محصولات غذائی و نفت و غیره اینگونه نیست که حد و مرزی نداشته باشند . مصرف کنندگان و تولیدکنندگان در شرایط کنونی به نسبتی که این قیمتها بالاتر روند از تقاضای خود میکاهند . و وقتی این دو روند متضاد ادامه یابد به جائی میرسد که خریدارن کاغذی این اقلام در بورسها زیر خود را خالی می بینند و ناگهان یا به تدریج فرار را بر قرار ترجیح میدهند . در نهایت این میزان خرید نقدی و مصرفی است که حد افزایش و کاهش معاملات غیر نقدی را معلوم میکند . ابزارهائی مانند مشتقات یا derivatives و futures و یا معاملات اختیاری option که با و ثیقه پولی در حدود یک یا ده درصد قیمت نقدی ، که در بازار غیر رسمی طلا در ایران به معاملات کاغذی معروف شده ، این امکان را فراهم آورده که قیمتها به نسبت سابق با دامنه ای خیلی بیشتر صعود و سقوط کنند . در واقع یکی از خاصیت های سیستم پولی بدون پایه دنیای امروز این است که هرچند وقت یکبار قیمت دارائی های عمده را باد کند و بترکاند . تا وقتی این سیستم پولی باقی باشداین حکایت هم تکرار وتکرار خواهد شد و جامعه بشری نیز به اوج دوقطبی شدن نزدیک تر میشود .
-
به هر حال در هفته آینده چه جمهوریخواهان ببرند چه دموکراتها و حتی حزب تازه وارد tea party و چه بانک مرکزی تند برود یا آهسته ، تصور میکنم دارائی های سرمایه ای مانند شاخص های سهام ، فلزات صنعتی و قیمتی ، محصولات اولیه کشاورزی ، و نفت حداقل در این مرحله به حد اشباع خود بسیار نزدیک شده اند , و برگشتی سنگین را در انتظار دارند . و بر اساس رفتارهای سابقشان آنها که در این مرحله مثل قیمت جهانی طلا و نقره تند و تیزتر بالا رفته اند شدیدتر هم سقوط خواهند کرد ، آرامترها مانند نفت هم قاعدتآ ملایمتر . طرف مقابل همه اینها هم دلار آمریکا است که در این مرحله برنده میدان خواهد بود .
-
با وجود اینکه نرخ بهره را به صفر رساندند و حاصلی نداشت و با همه خط و نشان هائی که کشیده اند ، فکر نمیکنم آقایان به سیم آخر بزنند ونوعی احتیاط را پیش خواهند گرفت تا ببینند چه روی میدهد . ضدیت با اصل وجود بانکهای مرکزی دارد جدی تر میشود و حداقل یک مکثی در این مسیر پر مخاطره و نگاهی به اطراف دور از انتظار نیست .
-
به باور من این از نوع آن رکودهای کم عمق و کوتاه مدت پنجاه شصت سال اخیر نیست . بزرگ و کوچک و یا قدرتمند و ضعیف هم نمیشناسد . روند طبیعت را با ادعای اینکه ما چنان و چنین میکنیم نمیشود سد کرد . رهبران و مسئولان اغلب میپندارند این آنها هستند که دنیا را میگردانند و حال آنکه در واقع این دنیا است که آنها را میگرداند و اگر به موقع چرخش نکنند از سر راه برداشته میشوند .
-
با این وجود نه دنیا به آخر میرسد و نه حتی جای نگرانی است مشروط به اینکه خود را با قوانین طبیعت که جامعه بشری هم بخشی از آنست از قبل تنظیم کنیم . اقتصاد و زندگی هم نوعی فصل تابستان و زمستان و دو موسم بینابینی بهار و پائیز دارد منتها سیکل ها یا تواتر امور بشری به لحاظ مدت ، شدت ، ویژگی ها ، و کشش پذیری ظریف کاری های خاص خود را دارد . شناخت آن به صرف توسل به قوانین فیزیک ، ریاضی و مکانیک متعارف ، موجب خطاهای بزرگ میشود .
ممکن است سه قسمت دیگر این نوشته هم ثبت شود .
رشید دمهری
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 9:37 PM توسط رشید دمهری
|