همایش جهانی اقتصاد و پیش بینی آینده
ادامه میابد .
طبق این نظر سنجی مدیران و رهبران اطمینان دارند که احیای اقتصاد جهانی شتاب بیشتری خواهد یافت . ۸۱ درصد از مدیران اجرائی از ۵۲ کشوربه روند بهبود اوضاع تا یکسال آینده ،اظهار اطمینان کرده اند ، بیشترین اطمینان از سال ۲۰۰۸ و بیشتر از سال گذشته که ۶۴ درصد بود . احساس عمومی در گردهمآئی داوس این بود که Worst Is Over یعنی بدترین اوضاع را از سر گذرانده ایم .
اینکه آنها چنین احساسی دارند واقعیت است . جلب بیشترین توجه عمومی هم ، به لحاظ اینکه آنان بیشترین اطلاعات را از زیر و بم اقتصاد و تجارت جهانی دارند ، هم امریست عامه پسندتر .
چرا چنین امیدواری پیش آمده ؟
آنها نمیدانند در یکسال اخیر رکود جهانی عمیق تر و خطرناک تر شده ؟
آنها از بحران ورشکستگی نور چشمی نظام جهانی سرمایداری دولتی یعنی دوبی خبر ندارند ؟ کشور یا شیخ نشینی که بنابود چنین و چنان شود ؟
سران دنیا که در داوس جمع شدند اوضاع اسفناک یونان را نمی بینند ؟ از بحرانهای پیش رو در اسپانیا ، پرتقال ، و ایتالیا هم خبر ندارند ؟
آنها خبر ندارند که سیاست و اقتصاد جهانی دو یار همیشگی هستند ؟
آیا نظام جهانی به رهبری بریتانیا ، که حاضر میشود بزرگترین کشور منطقه خاورمیانه با منابع زیرزمینی و تنوع آب و هوائی کم نظیر و موقعیت جغرافیائی بی همتا ، با نیروی انسانی پیشرفته و تمدنی بزرگ یعنی ایران را به تباهی بکشاند و در عوض سرمایه ها را به شوره زار دوبی سرازیرکنند ، میتوان سالم نامید که به آینده اش هم امیدوار بود ؟ با چه معیاری میتوان دوبی و امثال آنرا بر ایران ترجیح داد ؟ این کار را کردند ولی چه حاصل شد ؟ صدها میلیارد دلار سرمایه ایران و غرب که درسراب دوبی کاشته شد سبز نشده پژمرد و این هنوز از نتایج سحر است .
یکی از معیارهای اساسی امید به رونق اقتصادی افزایش واقعی کار است آنهم در تناسب با نیروی آماده بکار و نه افزایش های موقتی و یا نشان دادن ازدیاد کار با آمارهای دست کاری شده دولتی . در کجای دنیا در یکسال اخیر بیکاری به این مفهوم کم شده ؟ در آمریکا که ستون اقتصاد جهانی است هنوز ماه به ماه بر خیل بیکاران افزوده میشود .
اگر مدیران صنعت و تجارت جهان اینها و بیش از اینها را میدانند که بعید است ندانند پس چگونه است که اطمینان پیداکرده اند اوضاع بهبود خواهد یافت ؟ ممکن است گفته شود آنها از چیزهائی خبر دارند که هیچکس ندارد . این ممکن است ولی من محرک این پیشبینی ها را در جای دیگری می بینم :
قیمت شاخصهای عمده جهان و الگوی اصلی آنها یعنی داوجونز DOW jones industerial average حدود ۵۰ در صد آنچه را از اواخر ۲۰۰۸ میلادی از دست داده بو مجددأ طی یکسال اخیر بدست آوردند . همراه و با نگاه به شاخصهای عمده سهام ، قیمت نفت ، طلا و سایر مواد معدنی و کشاورزی هم به مقدار قابل ملاحظه ای افزایش یافتند . این افزایش قیمتها را عمومأ سند پایان یافتن سیکل یا دوره جبری پس رفت اقتصاد جهانی میدانند که در واقع چیزی نیست جز همان bear market rally .
این افزایشها و آن عبارت همه جا شایع the worst is over در واقع بازتاب سیستم ذاتی روان انسان است که در هر مرحله از دشواری یا شکست نیاز به امیدواری دارد و این یکی از مکانیسم های حفظ حیات و مقابله با سختی ها است . گزارش مثبت سران اقتصاد وتجارت جهان در واقع بازتاب همین امیدواری عمومی مردم است و نه چیزی بیشتر .
امید جوهر ذاتی است که در نهاد هر بشری نهفته و به باور من بیش از هر چیزی در زندگی ارزش و اهمیت دارد . اگر هیچ نباشد ولی این باشد عاقبتی در کار خواهد بود .
با این وجود امیدی درهمه حال پایدار است که هماهنگ با نظام و نیاز کل گیتی باشد و نه هر چر من میخواهم یا بشر میخواهد . طبیعت ، افتصاد ، قیمتها و همه چیز و همه جا از قانون جاودان تناوب یا ادوار رفت و برگشت شبیه جزر و مد ، دم و بازدم و هزاران هزار از اینگونه تبعیت میکند . تبعیت میکند زیرا خرد بزرگ هستی بخش این را شرط حفظ بقاء ، تعالی ، و تعادل همه موجودات قرار داده .
حال اگر ما میخواهیم این قانون را ندیده بگیریم و یا به رسمیت نشناسیم او کار خودش را میکند و اعتنائی به خواهش های دل ما ندارد .
مختصر اینکه از نظر من رکود کنونی اقتصاد جهانی قابل مقایسه با پس رفت های کوتاه مدت و کم عمق بعد از جنگ جهانی دوم تا به حال نمیباشد . و طبق اطلاعاتی که دانشمندان از مسائل زیست محیطی منتشر میکنند و این هم خود عامل بنیادی تر رکود میباشد، شدت و دوام رکود یا تصفیه حساب جاری میتواند بسیار طولانی تر و دارای عوارض اجتماعی و روانی و رفتاری بسیار غیر منتظره تری باشد . رکود اقتصادی دهه ۱۹۷۰ تورمی بود ولی این یکی ضد تورمی یا deflationary است ، یعنی هم رکود هم کاهش قیمتها به ویژه در بخش املاک . مشکل اساسی دنیای امروز این است که ظرفیت تولید بسیار بالا است و قدرت خرید مردم با آن همخوانی ندارد . امروزه شرکتهای ساختمانی یا تولید کنندگان اتوموبیل یا هر کالای نرم و سخت دیگری به برکت تکنیکهای بسیار پیشرفته با نفراتی به مراتب کمتر چندین برابر آنچه را مثلأ بیست یا سی سال پیش تولید میکردند ، میتوانند عرضه کنند . به نسبت افزایش عرضه مردم دنیا پولدارتر نشده اند که بتوانند آنها را خریداری کنند . این شکاف را چگونه میتوان پر کرد ؟ یا باید عموم مردم و به ویژه نسل جوان دارای کار و در آمد ی بشوند که علاوه بر خرج روزمره پس انداز قابل توجهی هم داشته باشند و یا باید قیمتها آنقدر پائین بیاید که مردم با درآمد فعلی خود بتوانند خرید کنند . کارهای کوچک و جادو جمبل هائی که این جا و آنجا تحت عنوان سیاستهای پولی و بودجه ای و غیره هم صورت میگیرد نمیتواند چاره ساز باشد . به نظرم میآید کره زمین هم دیگر تحمل این همه جمعیت و تولید و مصرف را ندارد و نشانه هائی از گرم شدن آن گرفته تا ذوب شدن یخ های قطبی و باران های اسیدی را هم به عنوان هشدار از خود بروز داده . به هر صورت تصفیه حسابهای کوتاه مدت و دراز مدت با وجود همه ویرانی ها ، آشوبها و جنگ ها و عملیات تروریستی بیسابقه ای که به بار خواهد آورد ، در ذات خود مثبت بوده و شرایط پیشرفت و تعالی درازمدت تر را فراهم خواهد کرد .
رشید دمهری