دنیا به کجا میرود ؟
دنیا به کجا میرود ؟
۲۶ فروردین ۱۳۸۶ ۱۵ آوریل ۲۰۰۷
توضیح :
پرسش شده چرا دیر به دیر مطلب نوشته میشود ؟ پاسخ ودلیل اصلی این است که تا نسبتأ مطمئن نشوم که مطلبی را که مینویسم ، نه ضرورتأ در کوتاه مدت( یک تا چند هفته ) بلکه در میان مدت و دراز مدت (چند ماه و چند سال ) اعتبار دارد و یا کمکی به تفکر بهتر و خلاق تر پژوهندگان میکند و یا حداقل اینکه بد آموزی نمیکند ، به ثبت نمیرسانم . درست است که در یک وبلاگ ظاهرأ کسی را بازخواست نمیکنند ولی آنکه زبان و بیان را به ما ارزانی داشته که حاضر و ناظر است . یک نوشته را شما طی چند دقیقه مطالعه میکنید ، ولی واقعیت این است که من مدتها در باره آن مطالعه حتی الامکان همه جانبه ، ارزیابی های جور واجور و چندین وچند بار و اصلاحات مکرر در دست نوشته ها صورت میدهم تا بالاخره خودم را راضی میکنم که آنرا به ثبت برسانم . بلندگو یا وبلاگی را در اختیار گرفتن و بازگو کردن حرفهای تکراری و سطحی شاید بتواند فشارهای روانی ( عقده های شخصیتی ) را کمی تسکین دهد ولی حاصل مثبتی به بار نمیآورد . فکر میکنم بدون اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک چیزی برای ما باقی نمیماند .
با وجود آنکه درست سخن گفتن هم امری نسبی است نه مطلق ، این پند حافظ راهنمای من شده .
بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش
با این توضیح نوشته حاضر را شروع میکنم .
پیشرفتها ، پیشرویها، وتحولات رفتاری شتابان
۱ - پیشرفتهای علوم و تکنولوژی با گامهای فرسنگی به خصوص در چند سال اخیر و در همه عرصه ها .
۲ - از چهل پنجاه سال گذشته و بویژه در چهار پنج سال اخیر قیمت دارائی و نیازمندی های اساسی مردم دنیا از مسکن گرفته تا شاخصهای عمده سهام ، طلا ، نفت و غیره رو به افزایش بوده و هنوز هم هست .
۳ - حجم نقدینگی و بویژه میزان وام یا بدهی که شرکتها و مردم دنیا به بانکها دارند به جاهائی رسیده که باید دعا کنیم اتفاقی نیافتد .
۴ - جمعیت دنیا هم از حدود یک و نیم میلیارد نفر در پنجاه سال قبل به شش و نیم میلیارد نفر در حال حاضر رسیده است و کارشناسان جمعیت پیشبینی میکنند تا سی سال آینده به حدود نه میلیارد نفر برسد .
۵ - با وجود آنکه جمعیت زیر خط فقر افزایش یاقته در عوض لیست میلیونرها و میلیاردرها هم هر روز طولانی تر و ارقام آن بزرگتر شده .
۶ - تغییر و تنوع مصرف کالاهای مصرفی هم هر روز شتاب بیشتری میگیرد .
۷ - تغییر مد لباس و سرو وضع ظاهری هم که دیگر حد و حدود و معیار مقیاسی نمیشناسد .
۸ - تمایل به ریسک و ریسک پذیری و خشونت و این قبیل روحیات با شتاب هرچه تمامتر به پیش میتازد حتی در ورزشها و هنر ها . ورزشها بویژه ورزشهای تازه تأسیس مانند انواع پرشها و پروازها و فیلمهای سینمائی و غیره را ملاحظه کنید .
۹ - آمار چیزهای واقعأ یا ظاهرأ منفی هم مانند اعتیاد ، طلاق ، فحشا ، همجنس گرائی ، دزدی ، قتل ، رشوگیری و همانند آنها هم سربه فلک زده وشاید به فلک الافلاک هم خواهد رسید .
۱۰ - افزایش بی سابقه و غیر قابل کنترل بیماریهای جسمی و روانی کلاسیک و پیدایش انواع مدرن ، دو رگه و یا ناشناخته مانند آنفلو آنزای مرغی وغیره . در این اوضاع ویروسها هم خود را اصلاح یا مقاوم نموده و یا جهش یافته اند و دیگر اعتنائی به آنتی بیوتیک ها و معالجات نمیکنند .
۱۱ - اخلاق مردم و حتی کیفیت روابط درون خانواده هم دگرگون شده بطوری که دوست ودشمن ، آشنا وغریبه ، پدر و مادر و فرزند وهمسر ، عموزاده ها و عمه زاده ها و خلاصه همه و همه با نگاه کاسب کاری به هم مینگرند و اگر این جنبه حذف شود چیز چندانی باقی نمیماند .
۱۲ - هوس کسب ثروتهای نجومی آنهم یکشبه و بدون زحمت هم که همه را از خود بیخود کرده ، یعنی گل بود به سبزه هم آراسته شد !
۱۳ - در نتیجه کارکردن و سالم زندگی کردن هم که شده مال آدم های دور از جان عقب افتاده !
من به همین ها بسنده میکنم شما هم میتوانید به سلیقه خود براین لیست بیافزائید .
ردیفهای لیست فوق چه رابطه ای با یکدیگر دارند ؟ ردیفهای منفی نتیجه ردیف های مثبت هستند یا خیر ؟ و اصلأ کدامها مثبت یا منفی تلقی میشوند ؟ در تفسیر و تعبیر این تفاوتها ملیونها مقاله و کتاب و بحثها و مجالات در جریان بوده و هست . سوای ارزش گذاری و تعیین خوب و بد و نرمال بودن یا غیرنرمال بودن محتوای هریک از ردیفهای فوق ، تمرکز نوشته های این وبلاگ معطوف به تحولات عملی حرکت قیمت دارائی های عمده مردم جهان بوده وهست . منتها به واسطه اینکه پدیده های رنگارنگ زندگی به نوعی و به درجاتی بایکدیگر پیوند دارند و به قول فلاسفه در کثرت وحدت و در وحدت کثرت وجود دارد و برای اینکه در قضاوت های خود کمتر دچار اشتباه شوم تا جای ممکن آنها راهم مورد توجه قرار میدهم .
اما در رابطه با همه موارد فوق یک امر طبق قانون تکامل مسلم میباشد و آن این است که همه پیشرفتها پسرفت های متناسب خود را دارند . حرکتهای تکراری رفت و برگشت یا سیکل ها یا تناوب ها در کلیت خود چاره ناپذیر وحتمی هستند ولی دشواری یا شیرینی کار در این است که سیکلها از لحاظ زمان واندازه یا مقیاس از تنوع بی پایانی برخوردارند . و جالب تر اینکه از نظمی درونی ، مستقل و خلاق برخوردار هستند .
اول یک نمونه قابل مشاهده برای همه :
در ایران باستان معتقد به دو فصل آب و هوائی بودند یکی فصل گرما ودیگری فصل سرما . آنچه را ما امروز بهار و پائیز مینامیم در حقیقت مدت زمان جابجائی و تغییر و تحول این دونیروی گرما وسرما است. با فرارسیدن بهار ، سرمای حاکم بر نیمی از سال مواجه با قد علم کردن دشمنی میشود که گرما نامیده میشود . در این لحظه سرما احساس خطر نموده و تمام قوای خود را بسیج میکند . گرما هم که به قدرت باز یافته و جوانی خود مطمئن است فعالیت پنهانی را رها کرده و علنأ با حریف رو در رو میشود یعنی عزم پیروزی دارد . با آغاز نبرد مرگ وحیات نوسان کوتاه مدت درجه حرارت شدت مییابد . چند روزی هوا به گونه ای گرم میشود که گویا تابستان شده . بلافاصله آنچنان سرما و باد و برف همه جا را فرا میگیرد که گاهی از روزهای سرد زمستانی هم پیشی میگیرد . بواسطه خصلت دم دمی مزاجی این فصل اشتباه و غافلگیر شدن هم بیشتر میشود . مثلأ نمیتوان در شب عید مطمئن شد که تا پانزده فروردین برف خواهد آمد یا نه ، چه روزهائی گرم خواهد بود و چه روزهائی سرد . میتوان تصور کرد که هنگام رعد و برق و باد و رگبار نبرد به اوج خود یا یکی از مراحل سرنوشت ساز رسیده . مردم قدیم غرش آسمان را نشانه فریا د جنگ آوران، رعد یا آذرخش را نتیجه برخورد شمشیرها و رگبار را خونی میدانستند که از آن رزمندگان جاری میشود . و پس از مدت نسبتأ معینی گرما پیروزی خود را جشن میگیرد و دوران سلطنتش آغاز میشود . همین سیستم تکرار یا پیشروی و عقب نشینی یا صعود و سقوط در همه پدیدههای طبیعت و زندگی انسانها وجود دارد . ولی تکرار مکانیگی یا عین هم ، هیچگاه وجود ندارد . تحول ، تکامل و خلاقیت اجازه تکرار یکسان را نمیدهد . از آنجا که در پدیده های اجتماعی و منجمله حرکت قیمتها علاوه بر نیروهای مادی انواع انگیزههای روانی و انتظارات هم دخالت دارند ارزیابی و پیشبینی پیچیده تر از از سیستم های صرفأ مادی میباشد . به عنوان نمونه نوسان در سیستم های مادی یا فیزیکی : اگر شما توپی را با هر شدتی به هوا پرتاب کنید به تدریج از سرعت بالا رفتن آن کاسته میشود و در نقطه ای شروع به پائین آمدن میکند ولی در نوسان قیمتها که عامل روانی نقش ایفا میکند کار به این سادگی نیست .
با این توضیح مختصر و با ذکر آن نمونه در رابطه با قیمت دارائی های عمده ای که در این وبلاگ مورد توجه قرارمیگیرد مانند مسکن ، طلا ، نفت و اخیرأ شاخصهای عمده سهام جهانی مانند داوجونز و داکس و غیره از حدود یکسال پیش تصور من بر این بوده و هست که بعد از حدود پنجاه سال حرکت عمدتأ افزایشی وکاهشهای نسبتأ کم و کوتاه مدت ، قیمت این دارائی ها وارد مرحله ای شده که یک عقب نشینی نسبتأ طولانی و شدید محتمل تر است . از مشاهده نفت بشکه ای 80 به 50 و برگشت مجدد به حدود 70 دلار ، سقوط طلا ازهر اونس 730 به 550 وبرگشت به حدود 690 طی فقط چند ماه و اخیرأ سقوط هنوز آرام بازار مسکن در آمریکا بعد از چهل سال افزایش تقریبأ بی وقفه ، و بسیاری مطالب دیگر ، تصور میکنم در مرحله شبیه پائیز یا بهار این بازارهای مالی قرارداریم یعنی دوره نوسانهای کوتاه مدت ، تند وناپایدار.
برای کمک به ارزیابی واقع بینانه وحتی الامکان پرهیزازاشتباه چند پدیده نسبتأ نوظهور را که برای همه مردم قابل مشاهده و قضاوت است و به نظر من پیامی در باره آینده جهان و قیمتها را به نمایش میگذارند مورد توجه قرار داده ام که بتدریج طی هفته های آینده درج خواهد شد .
رشید دمهری
Rashid Demehri